تبليغاتX
دامپروری
به نام خدا

با سلام:

 اینجانب علی اصغر آخوندی به همراه همکارانم هرگونه مشاوره وجیره نویسی برای دام و طیور(از جمله :

شترمرغ-جوجه های گوشتی-گاو-گوسفندو...) را به صورت تظمینی انجام می دهیم.

از اعتماد شما سپاسگزاریم. با تشکر علی اصغر آخوندی

شماره تماس:   ۰۹۱۳۳۰۸۵۳۹۸

+ نوشته شده توسط مهندس علی اصغر آخوندی در سه شنبه 1386/06/27 و ساعت 16:24 |
مقدمه:
بي حرکت ايستادن و اجازه سواري دادن به گاو نر و يا يک گاو ديگر، اصلي ترين و مطمئن ترين نشانه فحلي، و بهترين شاخص است که نشان مي دهد ماده گاو يا تليسه، در گامه پيش از تخمک ريزي قرار دارد و آماده پذيرش جنسي است. شدت و طول دوره بروز رفتارهاي فحلي در خلال چرخه فحلي، بين گاوهاي مختلف، بسيار متغيير است. تعداد جفتگيري موفقيت آميز با گاو نر، مي تواند تا 20 بار نيز برسد. "برهم کنش اجتماعي"، سازه هاي مديريتي، نوع ساختمانهاي نگهداري و امکانات آن، محيط فيزيکي، تغذيه، سن، وضعيت فيزيولوژيکي، سازه هاي ژنتيکي، و بود يا نبود گاو نر در گله، بر بروز رفتارهاي فحلي تاثير مي گذارند. هدف اين مقاله ، بررسي جنبه هاي مهمتر اين سازه ها، بر رفتار فحلي در گاو است.
بر هم کنش هاي اجتماعي(Social interactions)
بر هم کنش هاي اجتماعي، از جمله "چيرگي اجتماعي"(Social dominance)(چيره بودن بر ديگر افراد گله) بر بروز رفتارهاي فحلي، تاثير مي گذارند. در تليس هايي که به شکل گروهي نگهداري مي شوند، برخي از تليسه هاي فحل، سواري مي گيرند. گاو هاي درشت جثه چيره، ممکن است از سواري گرفتن گاوهاي زيردست(Subordinate)با جثه کوچک، جلوگيري کنند، هر چند که در برخي پژوهش ها، رابطه اي بين درجه اجتماعي(Social Rank) و بسامد سواري از نظر تعداد سواري داده شده و تعداد سواري گرفته شده، مشاهده نشده است. بر هم کنش هاي اجتماعي، بر زمان بندي بروز رفتار فحلي در گله و احتمالا بر ساز و کارهاي فيزيولوژيک موثر بر فحلي، تاثير مي گذارند. در شرايطي که فحلي در گاوهاي گله همزمان شده بود، درجه اجتماعي گاوهاي چيره، اثر بسيار شديدي بر طول دوره فحلي و نيز تعداد گاوهايي داشت که در هر زمان معين، فحل بودند. زماني که اقدام به همزمان سازي فحلي در گله مي شود، ماده گاوها، تمايل به تشکيل گروه هايي دارند که انها را "گروه فعال جنسي"(Sexuall Active Group)مي نامند. جابجايي گاو ها در اين گروه ها، اغلب بسيار زياد است و اعضاي گروه، پيوسته، تغيير مي کنند. عملکرد جنسي گاوهاي نري که پيش از جفتگيري با ماده گاو ، سواري گرفتن و يا سواري دادن ديگر گاوها را مشاهده کرده اند، افزايش مي يابد. با همزمان کردن فحلي، تعداد گاوهايي که در تشکيل " گروه جنسي فعال " شرکت مي کنند، افزايش مي يابد. همزمان شدن فحلي ماده گاوها، به طور طبيعي نيز اتفاق مي افتد و بين گاوهاي جوان تر، شايع تر است. پديده همزمان شدن  فحلي در طبيعت نيز نشان مي دهد، گاوهاي فحل به گونه اي بر فحلي ديگر گاوهاي فحل در گله، اثر مي گذارند. متراکم شدن بروز فحلي، بين گاوهاي اصطبل هاي جاور نيز رخ ميدهد، به ويژه اگر امکان تماس حسي وجود داشته باشد. در گروه هاي جنسي فعال، ماده گاوها، گاوهاي ماده ويژه اي را به عنوان شريک جنسي،(Sexual partner) بر مي گزينند و اين تمايل، در گاوهاي مسن تر بيشتر ديده مي شود. ماده گاوها ، جذابيت جنسي کمتري براي ديگر گاوهاي گروه دارند اما بندرت به سوي آنها مي روند و يا  در زمان فحلي تمايل به سواري گرفتن دارند. برخي گاوها، درست بر عکس اين رفتار را نشان مي دهند.
سازه هاي مديريتي
تشخيص فحلي، يکي از مهمترين نگراني هاي گاوداريهايي است که علاقه مند به بکارگيري تلقيح مصنوعي هستند. دقت  و کارايي مشاهدات مستقيم، به بسامد مشاهدات، طول دوره هر مشاهده، و زمان بندي دوره هاي مشاهده، بستگي دارد. براي افزايش کارآيي تشخيص فحلي، مي توان از روش همزمان سازي فحلي، بهره گرفت. بسامد بروز فحلي و طول دوره فحلي، کاملا متغيير بوده است و از اين نظر، بين گاوهايي که فحلي طبيعي داشتند و آنهايي که با پروستاگلاندين همزمان شده بودند، تفاوتي ديده نشده است. در گاوهاي کوهان دار در مکزيک، طول ميانگين دوره فحلي در حالت طبيعي و در گاوهاي همزمان شده با پروستاگلاندين به ترتيب، 3/15 و 3/13 ساعت و در تليسه ها 7/21 و 8/19 ساعت بود. کارايي تشخيص فحلي در روش PRID و ايمپلاتست پروژسترون تقريبا برابر با 70 درصد ولي براي روش پروستاگلاندين، 44 درصد بود. مطالعه گاوهاي اروپايي نشان داده است که تراکم دام درواحد سطح موجب افزايش بسامد و برهم کنش هاي جنسي بين ماده گاوها مي شود. گاوهايي که در اصطبل نگهداري مي شوند نسبت به آنهايي که در مراتع هستند، در هر دوره فحلي، سواري بيشتري مي دهند. در مرتع ، زمان بيشتري صرف چرا مي شود و از اين رو، زمان کمتري براي بروز برهمکنش هاي رفتاري وجود دارد. نوع مواد بستر نيز مي تواند بر بسامد رفتاري فحلي اثر داشته باشد. سطوح لغزنده، تاثير نامطلوبي بر بروز فحلي دارند. سواري گرفتن گاوهاي فحل روي سطوح چوبي بيشتر از سطوحي است که با کاه پوشيده شده اند(به ويژه، براي گاوهاي مسن تر) و براي سطوح سيماني بيشتر از خاکي است.برخي پژوهشگران، نشان داده اند که سطوح بتوني، به ميزان زيادي بسامد سواري دادن و طول دوره فحلي را نسبت به سطوح خاکي، کاهش مي دهند.زماني که مشکلات سم در گله شايع تر باشد، تفاوت بين سطوح بتوني و خاکي از نظر بسامد سواري، به مراتب بيشتر است. سروصداي بلند از ديگر سازه هايي است که فعاليت سواري دادن را کاهش مي ده، به ويژه اگر صدا نا منظم و غير عادي باشد. سقف هاي کوتاه ساختمان، عمق زياد گل ولاي، در انتظار زمان شيردوشي و تغذيه (شرطي است) بودن نيز بسامد سواري دادن را کاهش مي دهند.
سازه هاي محيطي
سازه هاي محيطي، بر فعاليت هاي جنسي و بازدهي توليد مثل گاو، تاثير مي گذارند. حتي "فاز ماه"(Lunar phase) مي تواند بر فعاليت فحلي تاثير داشته باشد. در اواخر پاييز و اوايل زمستان رفتار فحلي، در مقايسه با تابستان، کمتر، و چرخه هاي فحلي نا منظم و تعداد روزهاي باز در ماه هاي زمستان بيشتر گزارش شده است. تداوم دماي محيطي بالا، موجب کوتاه شدن دوره فحلي و کاهش شدت فحلي در گاوهاي شيري مي شود. انتقال گاوهاي اروپايي به نواحي نيمه گرمسيري و گرمسيري موجب کوتاه شدن طول دوره فحلي شد که ناشي از تاثير تغييرات تغذيه اي، آب و هوا، و انگل ها بر توليد مثل است. در حالي که نزادهاي کوهان دار، در ماههاي گرم سال، رفتارهاي فحلي بيشتري را نشان مي دهند، در گاوهاي اروپايي، هواي سرد(اگر زياد شديد نباشد) تاثير مهاري کمتري بر بروز فحلي دارد تا هواي گرم. در ماههاي تابستان، طول دوره فحلي ماده گاوهاي هولشتن(لا ضريب چاقي لاغري6/2)، در محيط کاملا خنک(16 ساعت) بيشتر از محيط  نسبتا خنک(5/11 ساعت) بود. برخي گزارش ها حاکي از اين هستند که فحلي، هنگام شفق و در ساعت هاي روشنايي، اغاز مي شوود در حالي که برخي گزارش ها مي گويند که بيشترين فعاليت سواري، هنگام عصر و شب، رخ مي دهد. اين در حالي است که برخي پژوهشگران تفاوتي در بسامد فعاليت جنسي بين روز و شب مشاهده نکردند. بيشتر يافته ها درباره گاوهاي کوهان دار، نشان مي دهند که احتمال بروز رفتارهاي فحلي، در ساعات هاي تاريکي و يا ساعت هاي آغازين صبح، بيشتر است. شدت رفتار فحلي، تحت تاثير زمانمي از شبانه روز است که فحلي آغاز مي شود. فعاليت جنسي گاوهايي که فحلي آنها در صبح اغاز شده بود، نسبت به انهايي که در عصر آغاز شده بود، بيشتر بود_4/11 سواري در ساعت در برابر6/7). سازه هاي ديگري مانند باد شديد، باران شديد و رطوبت زياد نيز موجب کاهش فعاليت هاي حرکتي وابسته به فحلي مي شوند.
تغذيه
سازه هاي تغذيه اي مي توانند موجب مهار چرخه تخمداني شوند اما بطور کلي، تا زماني که چرخه هاي تخمداني، طبيعي باشند، تاثيري بر چگونگي بروز فحلي ندارند. افزايش و يا کاهش شديد مقدار خوراک گاوهاي گوشتي، شروع فحلي پس از زايش را در مقايسه با گاوهايي که وضعيت بدني متوسط تا خوبي داشتند، به تاخير انداخت. کمبود شديد پروتئين موجب بروز ناهنجاريهاي توليد مثلي و تغذيه با مقادير زياد پروتئين، موجب تاخير در بلوغ و افزايش تعدا روزهاي باز در گاوهاي شيري مي شود. کمبود ويتامين A، موجب تاخير در بلوغ مي شود. در بسيار موارد، تعادل انرژي تاثير به سزايي بر از سرگيري چرخه هاي تخمداني پس از زايش دارد، به گونه اي که تعادل منفي انرژي بروز فحلي پس از زايش را به تاخير مي اندازد. تعادل منفي انرژي و يا چاقي زياد تليسه ها تاثيري بر طول دوره فحلي نداشت. تغذيه تليسه ها با جيره هايي که 80، 100 و 120 درصد نيازهاي انرژي و پروتئين را تامين مي کرد نيز تاثيري بر طول دوره فحلي و فعاليت هاي سواري آنهانداشت. کمبود مينرال ها نيز بر توليد متل تاثير مي گذارد. کمبود فسفر، فحلي پس از زايش را به تاخير مي اندازد اما تغذيه جيره هايي که 73،138،246 درصد نيازهاي فسفر تليسه هاي شيري شيري را تامين مي کرد. تاثيري بر طول دوره فحلي و بسامد سواري دادن، نداشت. کمبود کبالت، چرخه هاي فحلي را منظم مي کند و کمبود منگنز، فحلي پس از زايش را به تاخير مي اندازد و اگر شديد باشد موجب قطع کامل چرخه هاي تخوداني مي شود. کمبود بتاکاروتن نيز موجب کاهش شدت رفتارهاي فحلي شده است.
سن و وضعيت فيزيولوژيکي گاو
گفته مي شود که طول دوره فحلي تليسه کمتر از گاو است اما برخي پژوهش ها تفاوت آشکاري در ميانگين طول دوره فحلي تليسه ها (5/5± 6/14 ساعت) و گاوهاي مسن تر را(4/4±1/15 ساعت) نديدند. شدت رفتار فحلي با افزايش سن افزايش يافت (5/5 سواري بيش از نخستين ابستني تليسه ها، 3/6 سواري در تليسه هاي زايش اول ، و 9/7 سواري در گاو هاي مسن تر) و گاوهاي مسن تر، در آغاز دوره فحلي، نسبت به گاوهاي جوان تر، فعاليت سواري بيشتري را نشان دادند. تعداد سواري گرفتن از تليسه ها و گاوهاي فحل، کاملا متغيير است;تعداد سواري در گاوهاي شيرده، بين 3-140 و در تليسه ها، بين 3-225 بار متغيير بود تمايل به تشکيل "گروههاي جنسي فعال" با افزايش سن، کاهش مي يابد و ترکيب گروه هاي جنسي فعال ممکن است کاملا متفاوت باشد. در مقايسه با گاوهاي مسن تر، تعداد گروه هاي فعال جنسي در تليسه ها، کمتر اما تعداد افراد در هر گروه، بيشتر بود."گروه هاي فعال جنسي" که کمتر از 6 عضو داشتند، ناپايدارتر بودند و گاوها تمايل بيشتري به شرکت در گروه هايي داشتند که پيشينه آشنايي با آنها را داشتند. با پيشرفت دوره فحلي ، تغييراتي نيز در فعاليت جنسي ديده مي شود. سواري دادن يا گرفتن در چند ساعت آغازين دوره فحلي واقعي، بيشتر است و سپس به تدريج، کاهش مي يابد. شيردهي و يا حضور گوساله، موجب تاخير در آغاز چرخه فحلي مي شود و رفتار فحلي را مهار مي کند. در سه ماه اول پس از زايش، ميانگين تعداد سواري هاي داده شده يا گرفته شده به ازاي هر ماده گاو و در هر دوره فحلي، با هر نوبت فحلي پس از زايش افزايش يافت. در فعاليت هاي سواري دادن و يا گرفتن، در 98 درصد موارد، حداقل يکي از گاوها، فحل بود و در 71 درصد موارد، هر دو گاو فحل بودند. در گاوهاي اروپايي، نزديک به 6درصد گاوهاي آبستن، در فعاليت هاي سواري شرکت مي کنند. اين رقم در گاوهاي زيبو، کمتر از 2 درصد است. فعاليت سواري گاوهاي آبستن، اغلب به 100 روز نخست آبستني، محدود مي شود که غلظت استروژن خون معمولا پايين است. گاوهاي اروپايي، اغلب در مرحله پرواستروس و مت استروس، تمايل به سواري گرفتن دارند اما گاوهاي براهمن در اين مراحل، هم سواري مي دهند و هم سواري مي گيرند.استرس موجب کاهش طول دوره فحلي و يا مهار آن مي شود. انتقال گاوهاي زيبو به مراتع جديد و يا محصور کردن آنها در اصطبل، فعاليت فحلي آنها را کاهش مي دهد. توفانهاي موسمي گرمسيري نيز تاثير همانندي دارند. تزريق 320 واحد بين المللي ACTHدر مرحله پرواستروس، موجب تاخير در بروز فحلي و کاهش طول دوره فحلي در تليسه ها شد. اينفيوژن کورتيزول در مرحله پرواستروس به تليسه ها براي 90 ساعت، به طور کامل موجب مهار سرژLH و رفتار فحلي شد  بدون اين که تاثيري بر غلظت پلاسمايي استراديول داشته باشد. يکبار تزريق کورتيزول (تا 200 ميلي گرم) به تليسه هاي تخودان برداري شده اي که استراديول دريافت کرده بودند، تاثيري بر ويژگي هاي فحلي نداشت. يک تزريق 4 ميلي گرمي دگزامتازون به چنين تليسه هايي، درصد تليسه هاي فحل را کاهش داد اما تاثيري بر رفتار فحلي تليسه هايي تداشت که فحلي نشان دادند. افزايش غلظت استراديول موجب سرژ گونادوتروپين ها و بروز فحلي مي شود اما رابطه مستقيمي بين غلظت استراديول و يا پروژسترون با شدت رفتارهاي فحلي ديده نشد. از سويي، کاهش غلظت پروژسترون و افزايش استراديول موجب تحريک فعاليت جنسي در مراحل پاياني دوره فحلي شد. گاوهايي که دوره فحلي طولاني تري داشتند، نرخ آبستني بالاتري نيز داشتند. شدت رفتارهاي فحلي تاثيري بر نرخ آبستني نداشت اما افزايشي برابر 12 درصد در نرخ آبستني نيز براي گاوهايي گزارش شده است که فعاليت جنسي آنها در فحلي پس از زايش، بيشتر بود.
سازه هاي ژنتيکي
طول دوره فحلي و شدت رفتارهاي فحلي، تفادت هايگونه اي و ژنتيکي نشان مي دهند. دامنه طول دوره فحلي (پذيرش جنسي) ماده گاوهاي اروپايي بين 4 تا 48 ساعت(ميانگين هايي بين 6/13 و 3/19 ساعت) و ميانگين آن در گاوهاي هندي (کوهان دار) 8/0± 7/6 ساعت (انحراف معيار) گزارش شده است. تفاوت هايي از نظر شدت رفتار فحلي بين گاوهاي اروپايي و هندي نيز گزارش شده است. گاوهاي براهمن در هر ساعت دوره فحلي، به طور متوسط يکبار سواري دادند در حالي که اين رقم براي گاوهاي شاروله 8/2 بود. شدت رفتارهاي فحلي گاوهاي براون سويس، کمتر از نژاد هاي شيري ديگر بود و بطور کلي، نژادهاي تيره رنگ نسبتبه گاوهاي دارايموهاي سفيد يا قرمز، شدت فحلي بيشتري نشان دادند. به طور کلي، شدت رفتارهاي فحلي در گاوهاي مناطق گرمسيري، کمتر است و رفتارهاي شديد فحلي تنها در 30 - 20 افراد گله گزارش شده است. ضريب وراثت پذيري شدت رفتارهاي فحلي، پايين است(21/0) که نشان مي دهد چرا دخترا هر گاو نر، شدت فحلي، متفاوتي دارند.
اثر گاو نر
در ساعت هاي آغازين روز، گاوهاي نر در گروه هاي "نا هم جنس"،از نظر جنسي فعال تر هستند. در اين ساعت ها، طول دوره فحلي گاوهاي ماده نيز بيشتر است. الگوي فعاليت جنسي گاوهاي نر در برابر همان ماده گاوهاي فحل، نيز متفاوت است. اگر چه حضور گاو نر تي زر (Teaser)موجب بهبود فرايند تشخيص فحلي در گاوهايي مي شود که فحلي طبيعي دارند، اما اين اثر در گاوهايي که با روش هاي هورموني همزمان شده اند، ديده نشده است. گاوهاي تي زر، در بيشتر موارد تنها از برخي گاوهاي فحل همزمان شده، سواري مي گيرند و به برخي از آنها نيز توجه نمي کنند. حضور گاو نرف زمان اولين تخمک ريزي و فحلي پس از زايش را تحت تاثير قرار مي دهد و موجب کاهش برهم کنش بين ماده ها و نيز از هم گسيختگي "گروه هاي جنسي فعال" مي شود. تفاوت هاي موجود در رفتارهاي جنسي بين گاوهاي نر، بر کاربرد آنها براي تشخيص فحلي، اثر مي گذارد. در حالي که يک گاو نر پس از از 50 ساعت نزديک به 30 درصد از ماده گاوهاي فحلي را شناسايي کرده بود، گاو نر ديگري پس از 60 ساعت، نخستين سواري خود را انجام داد. جفتگيري با گاو نر و يا تلقيح مصنوعي، موجب کوتاه شدن طول دوره فحلي مي شود. تحريک سرويکس، موجب آزاد سازي اکسي توسين مي شود که احتمال مي رود ، سازه فيزيولوژيکي براي کاهش طول دوره فحلي باشد.
+ نوشته شده توسط مهندس علی اصغر آخوندی در سه شنبه 1386/06/27 و ساعت 16:9 |
 تغذیه مهمترین امر در پرورش طیور بوده و حدود 75 تا 80 درصد هزینه تولید را شامل می شود بنابراین با توجه به اهمیت و ضرورت ان لازم است که مدیریت تغذیه و کاربرد روش های جدید مدیریتی به عنوان یک مساله مهم وجدی مدنظر پرورش دهندگان قرار گیرد تحقیقات و گزارش های متعدد منتشره حاکی از آن است که بافت دان تاثیر بسزایی درعملکرد مرغ گوشتی دارد وبه ویژه دان پلت ، سرعت رشد را بهبود بخشیده کارایی دان را افزایش می دهد در این مقاله تاثیر بافت و شکل دان بر صفات تولیدی مرغ گوشتی مورد بررسی قرار می گیرد .

 

اشکال دان

جیره های طیور به سه شکل آردی ، کرامبل و پلت تولیدمی گردند در فرم آردی ، مواد اولیه غذایی جیره به شکل آسیاب شده هستند در ساخت پلت ، جیره آسیاب شده باکمک بخار آب ، داغ و مرطوب شده  ، سپس با فشار از دستگاه پلت زنی عبور کرده مجددا سرد می شود و در نهایت به صورت استوانه ای کوچک در اندازه های مختلف شکل می گیرد اگر پلت های درشت به وسیله غلتک های مخصوص خرد گردند محصولی بین دان آردی و پلت حاصل می گردد که به آن کرامبل گفته می شود .

 

تاثیر بافت خوراک بر توان تولیدی پرنده

در پرندگان حواس پنج گانه مخصوصا حس چشایی و بویایی به طور ناچیزی توسعه یافته است و این محدودیت توسط گیرنده های مکانیکی موجود در منقار جبران شده است جوجه ها با کمک این گیرنده های مکانیکی ، ذرات درشت تر را تشخیص و ترجیح می دهند با افزایش سن پرنده و بزرگتر شدن منقار ، مصرف ذرات بزرگتر توسط پرنده افزایش یافته و این توانایی درسن 4 روزگی کاملا آشکار می گردد تحریک این گیرنده های مکانیکی ، بر اشتها تاثیر مستقیم داشته درنهایت نقش مهمی را در توان تولیدی پرنده ایفا می نماید تحقیقات مختلف نشان داده است که بافت خوراک یکی از مهم ترین عوامل موثر بر توان تولیدی پرنده می باشد تغذیه پرنده با جیره کرامبل یا پلت قدرت انتخاب را از پرنده سلب کرده و پرندگانی که غذا را به این شکل دریافت می کنند مجبورند که تمامی محتویات غذا را به مصرف برسانند به این ترتیب از انتخاب قطعات درشت وعدم مصرف ذرات ریز که عمدتا ویتامین ها ، مواد معدنی و اسیدهای امینه ضروری می باشند جلوگیری می شود با توجه به اهمیت این ترکیبات درچند روز اول زندگی استفاده از جیره های کرامبل به میزان زیادی ازعوارض سو ناشی از این کمبودها کاسته وکاربرد آن به طور مشخص در سنین ابتدایی پرورش گله های مادر ، تحریک اشتها و حفظ یکنواختی رابه دنبال خواهد داشت بر اساس دلایل ذکر شده در زمان تغذیه با پلت رشد بهتر شده ضریب تبدیل غذایی بهبود قابل ملاحظه ای خواهد یافت . در سالن های مرغداری دیده شده است که پرندگان سنگین تر در زمان پخش دان قطعات بزرگ تر را که معمولا ذرت و سایر غلات میباشند به طور انتخابی مصرف کرده به دلیل عدم توزیع مناسب دان غیر یکنواختی در رشد به چشم می خورد بافت خوراک از طریق تاثیر بر قسمت های مختلف دستگاه گوارش و سرعت عبور غذا بر توان تولیدی پرنده تاثیر می گذارد هر چه ذرات غذایی درشت تر باشد سرعت عبور غذا از دستگاه گوارش کندتر شده میزان جذب افزایش می یابد ازاین طریق سرعت رشد وضریب تبدیل نیز بهبود یافته سودمندی تغذیه باکرامبل و پلت حاصل میگردد . بعد از خوراک دان به شکل کرامبل و یا پلت ، خوراک بلافاصله در چینه دان حل شده آغاز سریع هضم میزان جذب را افزایش می دهد ثابت شده است که تغذیه با پلت حرکات دودی دستگاه گوارش را بالا برده بازده خوراک بهتر می شود علاوه بر این اگر پرنده در ابتدا دان را به شکل کرامبل وسپس به شکل پلت دریافت کند دستگاه گوارش سازگاری بیشتری نسبت به اندازه ذرات پیدا می کند و لذا این پرنده رشد بیشتر و ضریب تبدیل مناسبتری نسبت به پرنده ای خواهد داشت که از ابتدا جیره آردی دریافت کرده باشد . تغییرات شیمیایی درحین تهیه پلت نیز بر هضم و جذب غذا تاثیر داردبخار آب ، حرارت و فشار اعمال شده درجریان ساخت پلت ، سبب ایجاد تغییراتی در دان شده سبب ایجاد تغییراتی در دان شده هضم سریع تر غذا وبهبود بازده را به دنبال دارد حرارت طی فرایند پلت  سبب از بین رفتن برخی از ممانعت کننده های رشد موجود در مواد خوراکی نیز شده انرژی قابل متابولیسم هم افزایش می یابد به عنوان مثال کنجاله بذرک ، زمانی که به شکل کرامبل یا پلت درمی اید ارزش انرژی زایی آن به طور معنی داری بیشتر می شود زیرا فشار و حرارت حاصله در طی عملیات ساخت پلت ، سلول های ذخیره کننده چربی در دانه های روغنی راشکسته و همین عامل، مصرف چربی را بهبود می بخشد انرژی قابل متابولیسم کنجاله سویا نیز در اثر پلت کردن افزایش یافته جذب چربی از 73 درصد در حالت آردی به 91 درصددرحالت پلت می رسد . همچنین در هوای گرم می توان مصرف خوراک در طیور را با استفاده ازخوراک پلت تحریک کرده و افزایش داد.

 

تاثیر بافت خوراک در حفظ کیفیت مواد مغذی و بهداشت دان

بافت خوراک یکی از عوامل موثر در حفظ کیفیت مواد مغذی می باشد . پلت کردن دان به حفظ کیفیت مواد خوراکی کمک می کند و به دلیل فشرده شدن اجزای مواد غذایی به یکدیگر سطح تماس اجزای تشکیل دهنده خوراک با هوا کمتر شده لذا دان پلت شده را می توان در مدت زمان بیشتری نگهداری نمود این امر به ویژه در اضافه کردن چربی به خوراک می تواند بسیار سودمند باشد به طوری که چربی موجود در پلت به علت تماس کمتر با هوا دیرتر اکسیده می شود ومشکلات ناشی از فساد آن کاهش می یابد حرارت و فشار در طی فرایند پلت سبب کاهش میکروارگانیسم هایی نظیر قارچ ها و باکتری ها ازجمله سالمونلا درغذا می شود و طیور خوراک سامتری را دریافت می کنند همچنین جمعیت میکروارگانیسم های مفید روده که خود عامل موثری درهضم وجذب مواد غذایی می باشند نیز افزایش می یابند .

 

سهولت در ساخت دان

امکان ساخت بسیاری از فرمول های مناسب غذایی با پلت امکان پذیر است . به عنوان مثال اضافه نمودن مکمل های پودر چربی یا انزیم ها و ... در ساخت پلت بهتر صورت می گیرد استفاده از ویتامین ها وداروهای پوشش دار و مقاوم در برابر گرما اثرات سوحرارت را از بین می برد . به طور کلی توسط این روش فرمول مورد نظر به طور مناسب یکنواخت ، با سهولت بیشتر و هزینه کمتری تولید می گردد .

 

صرفه جویی در فضای اشغالی حین حمل و انبار

با تولید پلت وزن حجمی توده غذا 40 تا 100 درصد افزایش یافته فضای کمتری برای نگهداری و انبار دان مورد نیاز است تولید پلت سبب دوبرابر شدن توانایی حمل دان بدون اثر سو بر آن شده بدین ترتیب هزینه حمل ونقل ضمن حفظ کیفیت خوراک به نصف تقلیل خواهد یافت باید متذکر شد که خوراک پلت نشده در زمان حمل و نقل ویا در هنگام بارگیری و تخلیه در صدی از مواد غذایی با ارزش خود را به صورت ایجاد غبار از دست خواهد داد این مواد جز ترکیبات گران قیمت و با اهمیت درجیره غذایی بوده شامل انواع پیش مخلوط نظیر ویتامین ها، املاح ، اسیدهای آمینه  و داروها می باشند این مواد به راحتی از خوراک جدا شده از کیفیت دان کاسته خواهد شد همچنین در روش پلت طی حمل و نقل ، ذرات بزرگتر از کوچکتر جدا نشده کیفیت مناسب خوراک حفظ خواهد گردید .

تاثیر بافت خوراک بر سیستم ایمنی و بیماری ها

طی آزمایش های مختلف ثابت شده است که تغذیه جوجه ها در چند روز اول زندگی با جیره هایی که دارای ذرات درشت بوده است از آلودگی زرده جلوگیری کرده به جذب زرده کمک موثری می نماید همچنین به دلیل دریافت کامل مواد مغذی توسط پرنده سیستم ایمنی توسعه مناسبی می یابد و مقاومت نسبت به بیماری ها وسایر عوامل منفی محیطی بالا می رود به علاوه  ،مصرف غذای آردی به علت ایجاد گرد و غبار درهنگام تغذیه جوجه ها به دستگاه تنفسی آنها آسیب رسانده آنها را مستعد ابتلا به بیماری هایی نشزی CRD می کند که با مصرف پلت این عوامل منفی به میزان زیادی کاهش می یابد .با مخلوط کردن دان کرامبل و پلت و استفاده از پلت های کوچک تر و رعایت برخی مسایل مدیریتی ، سندرم آسیت ، مرگ ناگهانی و کانی بالیسم که مصرف پلت گاهی به عنوان عامل مستعد کننده در بروز انها ذکر میگردد قابل کنترل می باشند همچنین مصرف پلت باعث افزایش رطوبت بستر نمی گردد زیرا علی رغم بالا رفتن آب مصرفی به دلیل وجود مواد پیوند دهنده در پلت ازجمله بنتونیت سدیم که خاصیت جذب آب دارد آب اضافی جذب شده و مشکل رطوبت بستر از بین می رود .

 

تاثیر بافت خوراک بر دستگاه گوارش

همان طور که قبلا ذکر شداندازه ذرات خوراک بر توان تولیدی پرنده موثر بوده این تاثیر بر روی قسمت های مختلف دستگاه گوارش اعمال می گردد درتحقیقات مختلف مشخص گردیده است که پلت ، وزن سنگدان و حجم آن را کاهش داده اما تاثیری بر pH دستگاه گوارش ندارد در جوجه های تغذیه شده با جیره آردی سنگدان وزن بیشتری داشته و دوازدهه سبک تر می شود همچنین pH محتوای روده کاهش یافته جمعیت میکروبی سکوم درجوجه های تغذیه شده با جیره آردی نسبت به جیره پلت کمتر می باشد کاهش وزن لوزالمعده و به تبع آن کم شدن فعالیت تریپسین و آمیلاز روده در جوجه های تغذیه شده با جیره اردی دیده می شود .

+ نوشته شده توسط مهندس علی اصغر آخوندی در سه شنبه 1386/06/27 و ساعت 16:7 |

مقدمه
توليد مثل عاملي كليدي در تعيين بازده پرورش گاوهاي شيرده مي باشد. در بهترين شرايط هر ماده گاو، سالانه يك گوساله توليد خواهد كرد. از نظر اقتصادي، باروري معمولا با توجه به فاصله زايش پي در پي دو گوساله ارزيابي مي شود. معيارهاي اندازه گيري بازده توليد مثل، شامل تعداد تلقيحات به ازاي آبستني، ميزان آبستني در ازاي اولين تلقيح، تعداد روزهاي باز و فاصله زايش مي باشد. فاصله زايش مطلوب در بيشتر گاوداريها 12-13 ماه است. در بيشتر گاوداريها درصد آبستني با اولين تلقيح بين 50-60 % است و براي 55% آبستني ها به حدود 8/1 تلقيح براي هر آبستني نياز است. يكي از دلايل مهم اقتصادي نبودن پرورش گاو شيري در استان، پايين بودن راندمان توليد مثلي در گله هاست. ضعف در تشخيص بموقع فحلي و آبستني موجب مي شود تا فحليهاي زيادي در زمان طول عمر اقتصادي گاو از دست برود كه اين امر به خودي خود سبب طولاني شدن فاصله دو زايمان و به تبع آن ضررهاي مالي فراوان به دامداران مي گردد. اين مقاله ترويجي، كه با همكاري كارشناسان مركز تحقيقات و معاونت امور دام و بخش ترويج استان تهيه شده است، سعي دارد كه دامداران استان را با روشهاي سنتي و علمي تشخيص به موقع قحلي و آبستني متعاقب تلقيح آشنا كند.
مفهوم فحلي:
پديده فحلي ، فاصله زماني است كه در طول آن حيوان ماده سر پا مي ايستد تا با حيوان نر جفتگيري كند .اين حالت متعاقب تغييرات هورمونها و به خصوص هورمون استروژن رخ مي دهد. بنابراين فحلي يك پديده رفتاري محسوب مي شود. در صورتيكه زمان بروز فحلي بموقع تشخيص داده نشود و گاو بموقع تلقيح نگردد، دست كم به اندازه يك چرخه فحلي، فاصله گوساله زائي افزايش خواهد يافت. بنابراين مديريت و تشخيص گاو فحل از لحاظ اقتصادي بسيار حائز اهميت مي باشد و مديران واحدهاي پرورش گاوهاي شيرده بايد از تمام امكانات موجود براي تشخيص گاوهاي فحل استفاده كنند. با توجه به توسعه تكنيك تلقيح مصنوعي، به جاي گاو نر خود گاودار بايد عمل فحل يابي را انجام دهد و اينجاست كه بسياري از اشتباهات مديريتي موثر بر باروري گله آشكار مي شود. مشكل مربوط به تشخيص فحلي در گاوهاي ماده به خاطر كوتاه و متغير بودن طول دوره فحلي مي باشد. تشخيص فحلي در صبح زود بلافاصله پس از روشن شدن هوا يا در سپيده دم بيشتر اهميت دارد و اغلب گاوها بين ساعت 2 بامداد تا 5 صبح فحل مي شوند.
جنبه هاي اقتصادي تشخيص فحلي:
يكي از مهمترين جنبه هاي مديريتي در گله هاي بزرگ گاوهاي شيرده ، تشخيص فحلي مي باشد كه هيچ روشي نمي تواند جايگزين بازرسيهاي پياپي و سيستيماتيك براي تشخيص اين حالت گردد. اين حالت 6 الي 30 ساعت طول مي كشد ولي به طور ميانگين براي اكثر گاوهاي ماده اين حالت 12 الي 18 ساعت طول مي كشد.درصد عمده اي از فحليها در شب بين ساعت 6 بعد از ظهر تا 6 بامداد رخ مي دهد.از عواقب تشخيص نادرست فحلي مي توان به گمراهي دامدار در تشخيص فحلي آتي، متحمل شدن هزينه هاي تلقيح نادرست و باز گشت به فحلي مجدد گاو مذكور اشاره كرد. تلقيح گاوي كه در حالت فحلي نيست ، باعث مي گردد كه رحم گاو كه در اين حالت مقاومت كمتري به پاتوژنها دارد، دچار عفونتهاي رحمي گردد. وجود تعداد بي شماري از گاوهاي شيرده در گله هاي تجارتي ،نياز به دستيابي به روشهاي مناسب تشخيص فحلي و استفاده از وسائل كمكي و نوين،براي تشخيص فحلي را همواره بوجود مي آورد.
علائم و نشانه هاي فحلي:
مطمئن ترين نشانه فحلي براي تشخيص گاودار، سر پا ايستادن گاو ماده و اجازه سواري دادن به ساير گاوهاست، در بعضي موارد كه بكرات ديده مي شود اينست كه گاو فحل براي سواري گرفتن از ديگر گاوها تلاش مي كند به طوري كه گاوهاي غير فحل از جهت عقب سعي بر سوار شدن بر گاو ماده فحل را دارند در حالي كه خود گاو ماده از جهات مختلف سعي بر سواري گرفتن از ساير گاوها دارد. از مهمترين علائم فحلي كه دامداران به طور سنتي با اتكا به آنها فحل يابي مي كنند عبارتند از: رفتارهاي غير عادي، عصبي بودن، ناآرامي، تورم فرج و خروج ترشحات آبكي از واژن، كاهش توليد شير و كاهش مصرف خوراك، كنارگيري از گله، انبساط مردمك چشم مي باشد. گاوي كه فحل شده معمولا داراي كپل و كشاله ران آلوده مي باشد و موهاي ابتداي دم آشفته مي باشد. حالت فلهمن(Fleman) از ديگر نشانه هاي فحلي است كه در آن حيوان سر خود را بالا نگهداشته و لبهاي خود را به سوي بال خم مي كند. تجربه دامداران استان عمدتا بر تعيير رفتار عادي گاو فحل اشاره دارد بطوريكه گاوي كه مثلا هميشه پيش از همه وارد شيردوشي مي شود در زمان فحلي آخرين گاوي است كه وارد شير دوشي مي شود. همچنين دامداران استان در فصل زمستان مشاهده نموده اند كه از پشت گاو فحل بخار بر مي خيزد كه اين بخار نتيجه افزايش دماي بدن گاو و به دنبالزياد شدن فعاليت و يا به دليل تعييرات فيزيولوژيكي دوره فحلي است.

شكل 1- حالت ايستا فحلي را در گاو فحل نشان مي دهد.


وسائل و روشهاي كمكي براي تشخيص فحلي:

1- استفاده از ركورد برداري و تابلوي توليد مثل:
بي گمان مهمترين كمك در تشخيص فحلي داشتن سيستم ركورد برداري مي باشد . يكي از روشهاي ركوردبرداري استفاده از تابلوي گردان توليد مثل مي باشد. يك تابلوي مديريت توليد مثل در خيلي از گاوداري ها به عنوان پرونده موقتي اطلاعات و وسيله براي كمك كردن به تصميم گيري مناسب مورد استفاده قرار مي گيرد. تابلو به 12 قسمت تقسيم شده است و هر قسمت يك ماه را نشان مي دهد كه خود به روزهاي آن ماه تقسيم مي شود. در هر روز اين تابلو به اندازه يك روز چرخانده مي شود. هر طرف شماره يا وسيله چسب دار داراي رنگ متفاوتي است. رنگ ها معمولا نكاتي مانند فحلي گاو، گاوهاي آبستن، گاوهاي آماده براي تلقيح، گاوهاي خشك را نشان مي دهند. بنابراين گاودار مي تواند هر روز با نگاه كردن به تابلو گاوهايي كه انتظار مي روند فحل شوند را شناسايي مي كند.
2 - استفاده از دوربين مدار بسته:
استفاده از دوربين و تلويزيون مي تواند وسيله اي موثر براي مشخص كردن گاوهاي فحل باشد. روشن است كه هنگامي اين روش نتيجه بهينه مي دهد كه گاودار بخوبي بتواند گاوهاي خود را بشناسد و يا با پلاك شماره گذاري آنها را از يكديگر متمايز نمايد.
3-استفاده از قدم شمارMovement detector (Pedometer):
در حين فحلي گاو ماده نسبت به ساير دوره ها تحرك بيشتري دارد و مدت كمتري را صرف استراحت و غذا خوردن مي كند.لذا در زمان فحلي با استفاده از پدومتري كه به پاي گاو بسته مي شود مي توان ميزان مسافتي كه گاو طي كرده اندازه گيري نمود و غير مستقيم به فحل بودن گاو ماده پي برد.

 

شكل 2- نمونه اي از قدم شمار و نحوه نصب آن به پاي گاو ماده را نشان مي دهد.


4 -استفاده از قلم علامت گذار(Crayon):
اين وسيله مانند يك قلم نشانه گذاري است كه بوسيله آن هر بامداد بالاي دم گاو ماده علامتگذاري ميشود.در صورت سواري گرفتن ساير گاوها،اين رنگ پاك شده و دامدار به فحل بودن گاو پي خواهد برد.

  

شكل 3- استفاده از قلم علامتگذار و نحوه و محل نصب آن را نشان مي هد.


5-اندازه گيري مقاومت الكتريكي واژن (Vaginal resistance measurement):
در هنگام بروز فحلي، حجم مايع مخاطي واژن و همچنين محتويات يوني آن به طور محسوسي افزايش يافته و قابليت رسانايي بالائي پيدا مي كند.با استفاده از نشانگرهاي ثبت كننده مقاومت الكتريكي محتويات واژن، از فحلي گاو مذكور مي توان اطمينان حاصل كرد.از معايب اين روش اينست كه وارد كردن اين وسيله در واژن باعث التهاب بافتهاي مربوطه مي گردد و احتمال بروز عفونت را افزايش مي دهد.

شكل 4- يك نمونه از ابزارهاي فحل ياب واژني را نشان مي هد.


6 -اندازه گيري ميزان پروژسترون شير با استفاده ازروش راديو ايمنو اسي((Radioimmunoassay:
با توجه به اينكه در هنگام فحلي غلظت استروژن خون افزايش و متعاقبا ميزان پروژسترون كاهش مي يابد .با استفاده از روشهاي موجود ميزان كاهش پروژسترون خون ميتواند يكي از نشانه هاي تشخيص گاو در حالت فحلي باشد.
7-استفاده از شاخص ياب( (Heat mount detector:
ايبن وسيله به گاودار نشان ميدهد كه آيا گاو ماده به گاوهاي ديگر سواري داده است يا نه،از لحاظ ساختار اين وسيله داراي دوكيسه تو در تو با يك سيلندر پلاستيكي است.هنگامي كه ساير گاوها سوار گاوحاوي اين وسيله شوند،كيسه داخلي پاره شده و باعث آزاد شدن ماده قرمز رنگي به درون كيسه بزرگتر مي شود.
8- استفاده از خمير دمي:Tail past
اين وسيله،وسيله اي بسيار ارزان و مقرون به صرفه است و در حقيقت خميري است كه ناحيه دم ماليده مي شود و پس از خشك شدن در صورت سواري گرفتن ساير گاوها تحت فشار وارده شكسته مي شود و فحل بودن احتمالي گاو را اطلاع مي دهد.

شكل 5- شناسايي گاو فحل را با خمير علامتگذار نشان مي دهد


9- استفاده از تي زر(Teaser):
تي زر به حيواني گفته مي شود كه به سوي گاو فحل جذب مي شود و در نتيجه امكان شناسايي گاو فحل را به آساني امكانپذير مي سازد.
9-1)استفاده از سگ فحل ياب:
در اين روش از سگهاي تعليم ديده براي تشخيص بوي ترشحات ماده گاو فحل استفاده مي كنند.

       

شكل 6- شناسايي گاو فحل با استفاه از سگ دست آموز


9-2)استفاده از گاو نر اخته يا آندوژنه:
در اين روش امكان آسيب ديدن گاو ماده نسبت به روشهاي ديگر بسيار زياد است لذا كمتر توصيه مي شود.

شكل 8- استفاده از گاو نربا قصيب منحرف را نشان مي دهد


9-3)ماده گاو مجهز به قلم چانه ايChin ball maker:
در اين روش از يك قلم نشانه گذاري كه به چانه گاو نصب شده استفاده مي كنند.اين وسيله حاوي كره اي است كه محتوي ماده رنگي است كه گاو فحل به طور غير مستقيم تشخيص داده مي شود.

شكل 9- استفاده از قلم چانه اي براي شناسايي فحلي


10- اندازه گيري دماي بدن:
در هنگام فحلي، ابتدا دماي بدن به طور محسوسي كاهش و در نهايت در مدت كوتاهي دماي بدن افزايش مي يابد لذا مي توان با اندازه گيري دما تا حدودي از فحل بودن گاو ماده مطلع گرديد.
تشخيص آبستني:
تشخيص دقيق آبستني از نظر به دست آوردن و حفظ حداكثر بازدهي توليد مثل حائز اهميت است. دانستن اين نكته كه يك گاو پس از جفتگيري آبستن نشده است براي گاودار از اين نظر اهميت دارد كه با كمترين اتلاف وقت گاو را جفتگيري داده يا تلقيح كند. در ذيل تعدادي ار روشهاي سنتي و جديد تشخيص آبستني آورده شده است:
1- بازرسي ركتال
در اين روش با وارد كردن دست به درون راست روده محتويات رحم جهت تعيين تعييرات اندازه يكي از شاخهاي رحم كه به دليل وجود جنين صورت گرفته است از راه لمس كردن بازرسي مي شود. از هفته ششم تا هشتم آبستني اختلاف اندازه بين دو شاخ رح محسوس تر است.

شكل 10- توشه ركتال به منظور تشخيص ابستني


2- تشخيص آبستني با اندازه گيري هورمونها:
اندازه گيري هورمونها براي تشخيص آبستني بويژه اگر در شير امكانپذير باشد به دليل راحتي نمونه گيري مزيتهاي بيشتري از روش بازرسي ركتال دارد.
2-1) پروژسترون
جسم زرد در طول آبستني پروژسترون توليد مي كند. حداكثر غلظت پروژسترون در روز دهم پس از تخمكريزي حاصل مي شود. روشهاي اندازه گيري پروژسترون مانند راديو ايمنو اسي و تست اليزا در روز 21-24 با دقت 85-80 درصد قادر به تشخيص آبستني مي باشد.
2-2) سولفات استروژن
تعيين تركيباتي كه به وسيله جنين توليد مي شود، نسبت به تركيبات توليد شده توسط مادر ارزش بيشتري براي تشخيص آبستني خواهد داشت. جنين استروژن توليد مي كند و غلظت سولفات استروژن در پلاسما از روز هفتادم آبستني افزايش مي يابد. تست سولفات استروژن در 15 هفتگي نشانه آبستني است.
3-بالوتمان:
شكم گاو ماده آبستن تقريبا از ماه هفتم آبستني بزرگتر مي شود. چنانچه دست مشت شده به بخش سمت راست شكم فشار داده شود گاهي مي توان برخورد جنين به دست راپس از بازگشت جنين حس كرد.
4-اولتراسوند:
در اين روش از ميله درون ركتومي استفاده مي شود كه امواج فراصوتي ارسال كرده و امواج منعكس شده را دريافت مي كند. طول موج پس از برخورد با جنين زنده و يا جريان خون جنين تعيير مي يابد.
جمع بندي:
يكي از دلايل مهم اقتصادي نبودن پرورش گاو شيري در استان، پايين بودن راندمان توليد مثلي در گله هاست. ضعف در تشخيص بموقع فحلي و آبستني موجب مي شود تا فحليهاي زيادي در زمان طول عمر اقتصادي گاو از دست برود كه اين امر به خودي خود سبب طولاني شدن فاصله دو زايمان و به تبع آن ضررهاي مالي فراوان به دامداران مي گردد. با توجه به توسعه تكنيك تلقيح مصنوعي، به جاي گاو نر خود گاودار بايد عمل فحل يابي را انجام دهد و اينجاست كه بسياري از اشتباهات مديريتي موثر بر باروري گله آشكار مي شود. مشكل مربوط به تشخيص فحلي در گاوهاي ماده به خاطر كوتاه و متغير بودن طول دوره فحلي مي باشد تشخيص دقيق آبستني از نظر به دست آوردن و حفظ حداكثر بازدهي توليد مثل حائز اهميت است. دانستن اين نكته كه يك گاو پس از جفتگيري آبستن نشده است براي گاودار از اين نظر اهميت دارد كه با كمترين اتلاف وقت گاو را جفتگيري داده يا تلقيح كند.

+ نوشته شده توسط مهندس علی اصغر آخوندی در سه شنبه 1386/06/27 و ساعت 16:6 |

بروز علائم مسموميت از نمك در صورت خورانيدن نمك اضافي ( بيش از حد مجاز) و همزمان محروميت از آب شرب در تمام گونه هاي حيواني ا زتمام نقاط جهان گزارش شده است و جيرههاي حاوي 3 تا 4 درصد نمك طعام معمولا موجب بروز مسموميت در طيور و بسياري از چهارپايانمي شوند .

خوك و طيور نسبت به مسموميت از نمك بسيارحساس تر از سار حيوانات مي باشند با اين وجودگاوو گوسفندنيز در صورت افزوده شدن بيش از حد نمك طعام به جيره غذايي معمولا عوارض مسموميت از نمك را نشان مي دهند بويژه اگر از نظر دستبابي به آب شرب سالم نيزدچار مشكل شوند.

گوسفند تا 1% درصد وجود نمك در آب آشاميدني را تحمل مي نمايد و ميزان 5/1% ممكن است موجب بروز مسموميت شود لذا بطور عموم توصيه مي شود آب شرب دامها زير 5/0 % نمك داشته باشد.

مسموميت از نمك مزمن نيز موجب اختلالات گوارشي ، از بين رفتن اشتهاء ، كاهش وزن و دهيدراتاسيون مي شود.

در گاوان علائم مسموميت نمك به اختلالات دستگاه گوارش و CNS  يا سيستم اعصاب مركزي مربوط مي شود ريزش بزاق ، افزايش تشنگي ، استفراغ ، درد ناحيه شكم و اسهال از علائم اوليه مسموميت نمك مي باشند كه نهايتا به عدم تعادل ، چرخش ، كوري ، تشنج و فلجي و مرگ ختم مي شود.

در كالبد گشائي حيوانات تلف شده از مسموميت با نمك ، ادم عضلات اسكلتي ، تجمع مايع در پرده پريكارد مشهود است ( هيدروپريكارد)

در موراد مسمويت هاي بسيار شديد ممكن است هيچگونه علائم واضحي در روي لاشه دام تلف شده مشاهده نشود .

جهت تائيد تشخيص مي توان در سرم خون و يا مايع مغزي نخاعي ميزان سديم را اندازه گيري كرد جراحات مغزي ، آناليز مواد غذائي و اندازه گيري ميزان نمك آب شرب از نظر ميزان سديم نيز به تائيد تشخيص كمك مي نمايد.

جهت درمان دام دچار مسموميت با نمك طعام درمان خاصي وجود ندارد خارج كردن خوراك و آب شرب حاوي نمك از دسترس دامها در وهله اول توصيه شده است و بهد بايد آب شرب فاقد نمك بهمقدار كافي در اختيار دامهاي مسموم  قرار گيرد.هرچندكه مصرف آب اضافي ممكن است موجب پيدايش ادم در مغز شود و موجبات بروز علائم عصبي را در دام فراهم نمايد.

در موارد شديد كهدام مسموم توانائي نوشيدن آب را ندارد بايستي با لوله معدي آب وارد دستگاه گوارشي حيوان شود.عليرغم اقدامات درماني ميزان مرگ و مير در موراد مسموميت هاي شديد ممكن است به يژبيش از 50% برسد در دامهاي كوچك تجويز سرمهاي دكستروز هيپرتونيك و يا قندي نمكي ايزوتونيك ممكن است در كاهش عوارض مسموميت و برطرف كردن دهيدراتاسيون مفيد باشد.

بطور كلي ميزان نياز به سديم و كلرين 1/0 % ماده خشك مواد غذائي است. هرچند نمك را معمولا بصورت آزاد در اختيار دام مي گذارند و يااغلب به اجزاءجيره غذائي بويژه كنسانتره ها و سيلو افزوده مس شود ولي در هر صورت توصيه مي شود بايستي در هر مورد به حداقل قناعت كرد .

به نظر مي رسد در شرايط نگهداري در مرتع گاوان به ميزان نمك بيشتري نسبت به گاواني كه جيره غذائي آماده دريافت مي كنند احتياج دارند.

همچنين گاوان جهت مصرف زياد نمك بايستي بتدريج عادت نمايند و همواره آب شرب سالم بهميزان كافي در اختيار حيوان قرار گيرد . كمبود نمك اشتهاي كاذبي جهت مصرف بيش از حد نمك در حيوان ايجاد مي نمايد. تدوام كمبود نمك نيز منجر به لاغري ، ژوليدگي و كاهش توليدات دام مي شود.

مقادير مورد نياز نمك جيره روزانه توصيه شده :

 در گاوان خشك كوچك : 12 گرم

در گاوان شير ده ممتاز 42 گرم 

 

 
 
 
 
 

+ نوشته شده توسط مهندس علی اصغر آخوندی در سه شنبه 1386/06/27 و ساعت 16:0 |

بيماري آنسفالوميليت طيور يکي از بيماريهايي است که گاه گاهي سبب وارد آمدن خساراتي به صنعت طيور کشور مي شود. در يکي از دو گله جوجه هاي تخمگذار نژاد لگهورن در يکي از مرغداريهاي استان فارس، از سن يک روزگي تلفات نسبتا بالايي همراه با علايم عصبي مشاهده شد.

 

علايم باليني در جوجه هاي مبتلا شامل کسالت، لرزش سر و گردن، عدم تعادل و پيچش گردن بوده است. ميزان ابتلاء در گله شماره 1 اين مرغداري 50 درصد برآورد گرديده و بدليل مشابهي ديده نشد. عليرغم يکسان بودن جيره هاي غذايي در هر دو گله سالم و بيمار، مکملهاي ويتاميني و معني به جيره گله بيمار افزوده شد ولي منجر به بهبودي نگشت. از جوجه هاي سالم و بيمار هر دو گله خونگيري بعمل آمد و آزمايش HI به منظور تعيين ميزان پادتن عليه ويروس بيماري نيوکاسل انجام گرديد. اما متوسط ميزان پادتن در هر دو گله بطور مساوي 4.5 بود.

 

 

در نتيجه به منظور تشخيص بيماري جوجه هاي بيمار و تلف شده مورد کالبد گشايي واقع شدند ولي هيچگونه ضايعه خاص و مشترک به جز خونريزيهاي مختصر در دستگاه گوارش مشاهده نگرديد. در مقاطع بافت شناسي، افزايش فوليکولهاي لنفاوي (مراکز زايگر) در لوزالمعده، پيش معده و قلب جلب نظر مي کرد. علاوه بر آن انتشار سلولهاي لنفاوي در عضلات سنگدان و نيز تشکيل ساختارهاي شعله اي و گليوز منشر در لايه مولکولي مخچه و کروکروماتوليز مرکزي در نرونهاي مغز به چشم مي خورد. لذا با توجه به ضايعات هيستوپاتولوژيک اختصاصي مي توان بر بيماري آنسفالوميليت طيور تاکيد نمود. از سوي ديگر با عنايت به اين نکته که دو گله از گله مادر مشترک نبوده اند و با توجه به انتقال عمودي بيماري، عدم ابتلا گله مجاور قابل توجيه است.

+ نوشته شده توسط مهندس علی اصغر آخوندی در دوشنبه 1386/06/05 و ساعت 11:29 |

بيماري آنسفالوميليت طيور يکي از بيماريهايي است که گاه گاهي سبب وارد آمدن خساراتي به صنعت طيور کشور مي شود. در يکي از دو گله جوجه هاي تخمگذار نژاد لگهورن در يکي از مرغداريهاي استان فارس، از سن يک روزگي تلفات نسبتا بالايي همراه با علايم عصبي مشاهده شد.

 

علايم باليني در جوجه هاي مبتلا شامل کسالت، لرزش سر و گردن، عدم تعادل و پيچش گردن بوده است. ميزان ابتلاء در گله شماره 1 اين مرغداري 50 درصد برآورد گرديده و بدليل مشابهي ديده نشد. عليرغم يکسان بودن جيره هاي غذايي در هر دو گله سالم و بيمار، مکملهاي ويتاميني و معني به جيره گله بيمار افزوده شد ولي منجر به بهبودي نگشت. از جوجه هاي سالم و بيمار هر دو گله خونگيري بعمل آمد و آزمايش HI به منظور تعيين ميزان پادتن عليه ويروس بيماري نيوکاسل انجام گرديد. اما متوسط ميزان پادتن در هر دو گله بطور مساوي 4.5 بود.

 

 

در نتيجه به منظور تشخيص بيماري جوجه هاي بيمار و تلف شده مورد کالبد گشايي واقع شدند ولي هيچگونه ضايعه خاص و مشترک به جز خونريزيهاي مختصر در دستگاه گوارش مشاهده نگرديد. در مقاطع بافت شناسي، افزايش فوليکولهاي لنفاوي (مراکز زايگر) در لوزالمعده، پيش معده و قلب جلب نظر مي کرد. علاوه بر آن انتشار سلولهاي لنفاوي در عضلات سنگدان و نيز تشکيل ساختارهاي شعله اي و گليوز منشر در لايه مولکولي مخچه و کروکروماتوليز مرکزي در نرونهاي مغز به چشم مي خورد. لذا با توجه به ضايعات هيستوپاتولوژيک اختصاصي مي توان بر بيماري آنسفالوميليت طيور تاکيد نمود. از سوي ديگر با عنايت به اين نکته که دو گله از گله مادر مشترک نبوده اند و با توجه به انتقال عمودي بيماري، عدم ابتلا گله مجاور قابل توجيه است.

+ نوشته شده توسط مهندس علی اصغر آخوندی در دوشنبه 1386/06/05 و ساعت 11:27 |