شيوه بازرسي جوجه كشي

توليد موفق جوجه يكروزه منوط به تداوم جوجه درآوري خوب است. براي برآوردن احتياجات بيولوژيكي رشد رويان بايد تهويه ، دما و رطوبت و چرخش مناسب وجود داشته باشد. عدم رعايت نكات لازم در فراهم آوردن محيط مناسب موجب كاهش جوجه درآوري و تغيير در منحني تلفات جنيني مي گردد.

بنابراين در اين مقاله سعي شده است روشهايي مورد بحث قرار گيرند كه حاوي اطلاعات با ارزشي در مورد مديريت جوجه كشي و برنامه كنترل كيفيت آن باشند. 

 

طراحي و سازماندهي بازرسي

 

ميزان جوجه درآوري متأثر از شرايطي است كه تخم مرغ از زمان تخمگذاري تا زمان تفريخ در آن به سر مي برد. پس بازرسي بايد از زمان تخمگذاري آغاز گردد و در تمامي مراحل تا زماني كه جوجه يكروزه سر از تخم در مي آورد ادامه يابد. در يك طرح دقيق بايد نمونه هاي بررسي شده معرف كل سيستم باشند.

نتيجه اي كه از بازرسي بدست مي آيد بصورت تغييرات مديريتي در پروسه توليد اعمال مي شود ، سپس روشهاي معمول كنترل كيفيت به منظور پيشگيري از تكرار مشكلات تغيير مي كنند.

 

نواحي مورد بازرسي

 

توليد جوجه درجه يك نتيجه پروسه اي است كه در طول آن تخم مرغ جمع آوري مي شود ، انبار مي گردد ، نقل و انتقال مي يابد و دست آخر خوابانده مي شود. اين پروسه در هر قسمتي ممكن است با شكست روبرو شود.

نواحي كه براي بازرسي انتخاب مي شوند عبارتند از :

الف- تجزيه و تحليل منحني تلفات جنيني و تغييرات غيرمعمول از طريق بازرسي ضايعات جوجه كشي.

ب - تشخيص عوامل بوجود آورنده تخم مرغهاي روشن. ( تخم مرغهاي نابارور يا جنينهايي با مرگ زودرس )

ج  -  سنجش كاهش وزن تخم مرغ در طول جوجه كشي

 د  -  درج منحني دما ، از لانه تا جوجه كشي ( در طول نقل و انتقال تخم مرغ ) و نيز در طول مدت جوجه كشي.

 

الف -  بازرسي ضايعات جوجه كشي

تلفات جنيني مرغهاي مادرگوشتي تابع الگوي پيش بيني شده اي است. تلفات در مراحل اوليه بالاست ( 6-0 روزگي ) در اين مرحله جنينهاي كم دوام مي ميرند. سپس يك مرحله متوسط و ثابت وجود دارد ( 18-7 روزگي ). به دنبال آن ، تلفات زماني كه جوجه ها آماده تفريخ هستند دوباره بالا مي رود ( 21-19 روزگي )

اين دو مرحله صعودي بسته به سن گله مادر تغيير مي كند. ميزان طبيعي آن در ضميمه 2 ارائه شده است. زماني كه تخم مرغهاي تفريخ نشده در پايان جوجه كشي بررسي مي شوند بايد از واقعي بودن نمونه مطمئن شد. با اين هدف كه نمونه بايد نماينده تمام تخم مرغها باشد. از آنجايي كه برخي از تخم مرغها در كندلينگ از رده خارج مي شوند ( تخم مرغهاي روشن و گنديده ) ، امكان اينكه نمونه ها تا انتهاي دوره جوجه كشي نگهداري شوند ، نمي باشد.

روش مطلوب آن است كه كليه تخم مرغهاي تفريخ نشده از 10-8 طبقه كامل به تعداد 1500-1000 عدد نگهداري و بررسي شوند. در صورتيكه نمونه گيري بدون برنامه ريزي باشد ، مثلاً در سيني اصلي در روز تفريخ بصورت تصادفي برداشت شود ، نتايج بايد به نسبت درصد تلفات داخل پوسته تصحيح گردند.

آماده نمودن نمونه ها جهت بررسي ، مطابق ضميمه شماره يك ، بصورت زير است :

1-         تمام سيني هايي كه براي بررسي لازمند جدا كنيد.

2-         جوجه هاي درجه يك را جدا كنيد ، جوجه هاي مرده را در هر سيني بشماريد و رقم هر يك را در فرم شماره يك بنويسيد.

3-         سيني هاي اصلي را با كد گله و شماره سيني هچري علامتگذاري كنيد.

4-         تخم مرغهاي جوجه نشده را پيدا كنيد سپس به قفسه هاي اصلي منتقل كنيد ، آنها را بشماريد و در فرم شماره 2 بنويسيد. قفسه هاي هچري مي توانند براي شستشو تخليه شوند.

5-         نمونه هاي تخم مرغ را جهت انجام آزمايشات بشكنيد.

در مواقعي كه جنين مرده است محتويات را طبقه بندي كنيد ، چه آلودگي ميكروبي وجود داشته باشد يا نداشته باشد. هر تغيير غيرمعمول را ثبت كنيد. شرح هر گروه در ضميمه شماره 2 داده شده است. تخم مرغها را برحسب مرحله تكامل آنها جدا كنيد و سپس تعداد آنها را در هر گروه بنويسيد.

6-         مجموع تعداد تخم مرغها در هر گروه و براي هر گله را محاسبه نمائيد و سپس نسبت تمام تخم مرغهاي خوابيده را محاسبه كنيد.

7-         نتايج را ترسيم كنيد و آنها را با اهداف مربوط به سن گله مقايسه كنيد ( ضميمه شماره 3 ).

زماني كه مشكلاتي پيش بيايد گروهها تفاوت زيادي از اهداف ترسيم شده خواهند داشت ( براي مثال به تفسير نتايج در صفحه 7 نگاه كنيد ).

 

ب -  بازرسي تخم مرغهاي روشن

باقي مانده هاي جوجه كشي تنها شامل تخم مرغهاي نابارور نمي شود بلكه شامل آنهايي كه رشد محدودي دارند نيز مي شود. جداسازي ناباروري واقعي و مرگ زودرس جنين مهم است و بايد فعاليت خاصي را به خود اختصاص دهد.

تشخيص تخم مرغهاي نابارور از آنهايي كه دچار مرگ زودرس شده اند از طريق ضايعات هچري مشكل است. در اين حالت بهتر است به تخم مرغهاي قبل از جوجه كشي يا تخم مرغهايي كه بطور محدود جوجه كشي شده اند توجه شود.

 

ضايعات هچري :

شناسايي تخم مرغهاي غير بارور بعد از 21 روز مشكل است. شكل صفحه زايا ( نقطه سفيد و روشن ) معمولاً از بين مي رود. حتي ممكن است غشاي زرده نيز تحليل رود بخصوص اگر مشكل به هم خوردگي در تخم مرغهاي تازه وجود داشته باشد.

بعد از 21 روز جوجه كشي ، تخم مرغهاي ناباروري كه شروع به رشد نكرده اند با تخم مرغهاي بارور به راحتي اشتباه مي شوند چون هر دو رشد غشاء را نداشته اند. بنابراين بهتر است براي تشخيص اين دو از طريق ضايعات هچري تلاشي صورت نگيرد ، اما توجه شود كه مجموع آنها از ميزان تعيين شده فراتر نرود. بررسيهاي بيشتر بر پايه تخم مرغهاي جوجه كشي نشده و يا جوجه كشي در مدت محدود مي باشد.

 

تخم مرغهاي قبل از جوجه كشي :

بازكردن تخم مرغها قبل از خواباندن پيش بيني سريع و دقيقي از باروري حقيقي گله ارائه مي دهد. مقايسه تخم مرغهاي بارور و غير بارور امكان پذير است زيرا پس از لقاح ، تخم مرغ 20-18 ساعت در اويدوكت به سر مي برد. در طول اين زمان تعداد سلولها از يك به 60000  سلول مي رسد.

پس از تخمگذاري ، بلاستوديسك يا همان سلول ماده غير بارور در قيف تخمداني (infondibulum)  لقاح مي يابدو زرده بهمراه بلاستودرم بارور 20-18 ساعت در طول لوله رحمي حركت مي كنند. در آنجا با سفيده پوشيده مي شوند. سپس غشاء و نهايتا" پوسته آهكي روي آنها را مي پوشاند. در زماني كه تخم گذاشته مي شود ، 60000 سلول در بلاستودرم وجود دارد و اين سلولها بصورت گروهي شروع به سازمان يافتن مي كنند ( Gastrolation ).

تكامل جنين در طول زماني كه تخم مرغ در شكم مرغ است رخ مي دهد و شناسايي ناباروري قبل از
جوجه كشي را امكان پذير مي كند. صفحه زاياي غيربارور ساختار مبهمي دارد. در مقابل ، بلاستودرم بارور بصورت ساختمان حلقوي رشد يافته است.

تفاوت بدون بزرگنمايي هم واضح است. آزمايش در اين مرحله اجازه شناسايي هر ناهنجاري كه در ساختمان داخلي تخم مرغ را باشد مي دهد. به هم خوردن زرده تخم مرغ و آسيب به غشاي آن معمولاً در اثر استرس پديد مي آيد. اين امر موجب مي شود تخم مرغها به آلودگي ميكروبي و مرگ زود هنگام جنيني حساستر شوند. سفيده آبكي و نازك جوجه درآوري را پائين مي آورد.

اين وضعيت معمولاً بر اثر برونشيت عفوني يا نگهداري طويل المدت تخم مرغ پديد مي آيد. كنجاله تخم پنبه زرده را ضخيم و غليظ مي كند و جوجه درآوري را كم مي كند.

در هر فارم يكصد تخم مرغ مي بايست براي تعيين قابليت باروري بررسي شوند. آزمايش به نابودي تخم مرغهايي كه خاصيت جوجه شدن دارند مي انجامد اما از تخم مرغهاي شكسته و ترك خورده كه استفاده نمي شوند نيز مي توان استفاده كرد و تغييري در نتيجه پيش نمي آيد.

آسانترين راه آن است كه پوسته را بشكنيم و محتويات آن را در دست خالي كنيم. پس از آن زرده را بچرخانيم تا بلاستودرم ديده شود. زماني كه پرندگان از جيره اي با پايه گندم استفاده مي كنند مشكلاتي پيش مي آيد چرا كه  زرده كمرنگ با بلاستودرم تفاوت كمي دارد. بنابراين استمرار بازرسي با تخم مرغهاي بارور مطمئن و تخم مرغ خوراكي خيلي مهم است. در عين حال تفاوتهاي طبيعي در هر گروه اتفاق مي افتد و نبايد برابر تفاوتهاي ناچيز حساسيت نشان داد.

 

تخم مرغهايي كه در زمان محدود جوجه كشي شده اند :

تست باروري در تخم مرغهايي كه در زمان محدود جوجه كشي شده اند اجرا مي شود و نشاندهنده ظرفيت باروري تخم مرغهاست. اين روش ساده تر است و نسبت به بررسي تخم مرغ ها قبل از جوجه كشي زحمت كمتري دارد. كمترين تعداد تخم مرغ 100 عدد مي باشد اما استفاده از يك طبقه كامل ستر (setter) كه نزديك به 150 عدد ظرفيت دارد عملي تر است. تخم مرغها بايد بمدت 5-3 روز قبل از آزمايش در جوجه كشي قرار بگيرند. هر تخم مرغ از طرف كيسه هوايي باز مي شود تا از به هم خوردن محتويات آن جلوگيري شود. در روز سوم اكثر جنينها زنده اند و سيستم گردش خون كاملي دارند.

در اين روش تغييرات پس از مرگ در جنينهايي كه زود مي ميرند كمتر است زيرا تخم مرغها زمان كوتاهي در انكوباتور هستند. تخم مرغهاي نابارور از آنهايي كه بارورند به راحتي قابل تمايزند و قادر نيستند بدون غشاي زايا شروع به رشد كنند. صفحه رشد به شكل نقطه سفيد و شفافي قابل رويت است.

حلقه پس از يك روز رشد پرده كرم رنگي با قطر 5/0 سانتي متر بوجود مي آورد.

پس از دو روز پرده كرم رنگ قسمت اعظم سطح فوقاني زرده را مي پوشاند.

جنيني كه پس از تشكيل سيستم خوني مرده باشد تفاوت فاحشي با جنين زنده دارد زيرا تعداد رگهاي خوني كمتر و رنگ آنها تيره تر است.

 

ج - كاهش وزن تخم مرغ

با آنكه تخم مرغ در جوجه كشي يك سيستم بسته فرض مي شود ولي جنين براي انجام تبادلات گازي وابسته به پوسته آهكي است. تا از اين طريق اكسيژن را بدست آورد و آب و دي اكسيد كربن را دفع كند. نتيجه نهايي تبادل گازي كاهش وزن تخم مرغ در طي جوجه كشي است. مشاهده تمام گونه هاي پرندگان نشان داده است كه كاهش وزن طبيعي از شروع جوجه كشي تا صدا كردن داخلي ( تقريباً 18 روز در ماكيان اهلي ) 12 تا 13 درصد از وزن اوليه است.

توانايي كاهش وزن تخم مرغ تحت شرايط ثابت توسط قابليت تبادل پوسته تعيين مي شود. ضخامت ، نفوذپذيري و اندازه تخم مرغ ( نسبت به سطح و حجم ) قابليت تبادل پوسته را تعيين مي كند. وقتي سن مادر افزايش مي يابد اندازه تخم مرغ بزرگ مي شود بنابراين تبادل افزايش يافته تا همان نسبت وزن كسر شود. رطوبت و جريان هواي پيرامون تخم مرغ درانكوباتور ، كاهش وزن را تحت تأثير قرار مي دهد. اين شرايط با سن مادر بايد تغيير كند. به اين دليل جوجه درآوري و كيفيت جوجه مي تواند با تخصيص سترها براي تخم مرغهاي مادران سنين مختلف بهبود يابد.

قابليت تبادل پوسته در مادران گوشتي معمولاً در حد نياز است و احتياجي به مداخله زياد كه در ديگر
گونه ها  مفيد واقع مي گردد ندارد. ولي تخم اردك مي بايست قبل از خواباندن با محلولهاي بازي ضعيف شستشو شود تا كوتيكول برداشته شود و انتقال گازها از ميان پوسته صورت گيرد.

ترسيم وزن ابتدايي و 18 روزگي سيني هاي پر از تخم مرغ بر روي نمودار كاهش وزن نشان داده شده است. صعود يا افول ، ميزان كاهش وزن را نشان مي دهد. اين كار تفاوت سيني ها را نيز نشان مي دهد. اگر كاهش زياد باشد نشان مي دهدكه شرايط داخل انكوباتور يكسان نبوده است. كاهش زير 10 درصد به اين معني است كه جريان هوا در بين تخم مرغها كافي نبوده يا اينكه رطوبت زياد بوده است.

كاهش وزن كمتر از 10 درصد در طول جوجه كشي موجب مشكلات ناشي از رطوبت زياد با مرگ ديرهنگام جوجه ها مي شود. كاهش زياد وزن مي تواند همراه با مشكلات ناشي از جوجه هاي دهيدراته باشد.

 

د -  منحني درجه حرارت

وجود دستگاه ثبت كننده اطلاعات كوچك كه با باطري كار كند ، نظارت بر شرايط نقل و انتقال را آسان مي كند. اين دستگاه قادر خواهد بود درجه حرارت را در دوره قبل از خواباندن ثبت كند. همچنين مي تواند در طول شب در لانه قرار گيرد ، همراه تخم مرغها جمع آوري شود و در تمام مراحل ضدعفوني ، بسته بندي ، خنك شدن ، انبار و مراحل جوجه كشي همراه آنها باشد.

پس از تبريد اوليه ، تخم مرغها نبايد در دماي بالا كه رشد رويان از سر گرفته مي شود قرار گيرند مگر مواقعي كه در ستر واقع مي شوند. دماي بحراني براي رشد سلول ( صفر فيزيولوژيكي ) درست بالاي 21 درجه سانتيگراد است.

 

مشكلات معمول جنين چنين هستند.

-           تخم مرغها زياد در لانه بمانند چون وقتي مرغ ديگري در لانه مي خوابد دوباره گرم مي شوند.

-           جمع آوري غيرمعمول در لانه هاي اتوماتيك كه تخم مرغها در دماي اتاق بدون خنك شدن نگهداري شوند.

-           تخم مرغها در سيني هاي پلاستيكي كه به آرامي خنك مي شوند جمع آوري شوند.

-           تخم مرغها بجاي اينكه بلافاصله به داخل انبار خنك منتقل شوند تا پايان روز كاري در انبار بمانند.

-           درب انبار تخم مرغ در طول روزهاي گرم باز بماند.

-           دما در انبار تخم مرغ بطور نامطلوب كنترل شود و بعلت ظرفيت خنك كنندگي ناكافي يا عايق بندي ضعيف در آب و هواي گرم تغييرات زيادي داشته باشد.

-           دماي انبار فارم و انبار هچري متفاوت باشد.

-           دماي وسايل جمع آوري تخم مرغ كنترل نشود.

-           چرخ دستي پيش از آنكه وسايل جمع آوري را بياورند در بيرون انبار بماند.

-           گرماي اوليه در اثر شرايط محيطي بيش از اندازه در حدود صفر فيزيولوژيك بماند.

هركدام از نكات بالا درصد مرگ زودرس و مرگ حلقه خوني را بالا مي برد.

با استفاده از ثبت كننده روزانه محل دقيق ايراد كشف مي شود.

در شكل 13- استفاده از ثبت كننده دما براي كشف مشكلات حمل و نقل نشان داده مي شود كه در آن دو محل مشكل ساز مشخص شده است.

در اولي ( شكل A ) دماي تخم مرغ در لانه به 23 درجه سانتيگراد رسيده است و سپس به 18 درجه سانتيگراد سقوط كرده است. در دومي ( شكل B ) دماي نگهداري تخم مرغها در حدود 14 درجه سانتيگراد بوده است كه از دماي مطلوب براي نگهداري بمدت كوتاه سردتر است.

ثبت كننده دما مي تواند در ارزيابي شرايط جوجه كشي مفيد باشد. صعود دما و محلهايي كه ممكن نيست در دماي صحيح ثابت بمانند مشخص خواهند شد.

 

تفسير نتايج

اطلاعات پس از جمع آوري ، بايد تجزيه و تحليل گردد. تشخيص اوليه از اين اطلاعات كمتر اتفاق مي افتد.

كمبود شديد ويتامين از اين دسته است ولي كلاً"  اين موارد نادرند. تغييرات غيرمعمول سريعاً" معلوم
مي شوند و بايد تذكر داده شوند و بايد در مورد آنها تأكيد زياد شود. حالتهاي خاصي كه تغيير در 2 يا 3 سيني به ميزان بالا باشد نيز وجود دارد مثلاً همه يا تعداد زيادي از جنينهاي رشد كرده بميرند. در اين موارد ممكن است جاي خاصي از ستر تحت تأثير قرار گرفته باشد.

نخستين اطلاعات از بررسي ضايعات جوجه كشي به دست مي آيد. تعداد تخم مرغها در هر گروه بايد جمع زده شوند و بصورت درصد درآيد و در مقابل هدف هر گله ترسيم گردند. در مواردي تعداد تخم مرغهاي تفريخ نشده در هر سيني متفاوت است ( يعني بدترين سيني دو برابر بهترين سيني تخم تفريخ نشده داشته باشد ). در اين موارد حمل و نقل يا شرايط جوجه كشي در سطح پائيني قرار دارد  و يا اينكه تخم مرغهاي شسته و كثيف در اين نمونه هستند. درصد گنديدگي سريع يا چشمان سياه در تخم مرغهاي شسته يا كثيف بالاست.

 

مطالعه يك مورد : 

بازرسي ضايعات هچري تخم مرغهاي گله هاي مادر 30 هفته اي

شكل 14 نماي تلفات مربوط به يك گله مادر را نشان مي دهد. در اين گله جوجه درآوري خوب بوده است
( نزديك به 87 درصد ) درعين حال در دو بخش مرگ جنين بالاتر از هدف است و بوسيله ستاره قرمز مشخص شده اند.

نخستين مورد در ساعت 24 است. از آنجائيكه تخم مرغها 21 روز در دماي انكوباتور باقي مانده اند رسيدن به تشخيص صحيح در مرگ زودرس مشكل است. نمونه تخم مرغها قبلاً 3 روز در جوجه كشي قرار گرفته اند و باز كردن آنها نشان داده است كه باروري تخم مرغها و تلفات تا 24 ساعت نرمال بوده است.

دومين تلفات بالا در مرحله چشم سياه است ، آمار بطور مساوي در تمام سيني هاي نمونه بالا بوده است. تلفات همراه آلودگي زياد بوده است. تخم مرغها تغيير رنگ داده و بدبو شده بودند. بنابراين بازرسي از بهداشت تخم مرغها بخصوص مكانهايي كه تخم مرغها خنك مي شوند يا جاهايي كه تراكم وجود دارد لازم است.

سطوح تغييرات نامطلوب در اين گله خيلي پائين بود ( زير 5/0 درصد ) و معنادار نيز نبود.

سيني هاي نمونه كه در ستر و حمل و نقل توزين شده اند و نيز وزن شروع و پايان سيني ها در شكل (16) ترسيم شده است.

بيشتر اعداد در محدوده طبيعي قرار دارند اما سه نقطه خارج است و نشان مي دهد كيفيت پوسته تخم مرغ يا شرايط جوجه كشي تغيير كرده است.

منحني درجه حرارت كه با استفاده از ثبت كننده جمع آوري شده است مشكل خاصي را نشان نمي دهد.

تنها  اندكي افزايش دما در طول انبار كردن ديده مي شود اما از 21 درجه سانتيگراد بالاتر نرفته است. بازرسي مزرعه بخاطر آمار بالاي آلودگي انجام شد و نشان داد كه كاهش جوجه درآوري در اثر بهداشت ضعيف لانه ها بوده است. پس از برنامه ريزي براي افزايش جمع آوري تخم مرغها و تعويض مداوم مواد لانه ها جوجه درآوري بهبود يافت.

 

نتايج

تجزيه و تحليل مراحل جوجه كشي با استفاده برنامه ريزي شده از تكنيكها امكان پذير است. اطلاعات بدست آمده براي پيدا نمودن مكاني كه اشكالات در آنجا بوقوع مي پيوندند بكار مي روند و همچنين در نحوه برطرف كردن آنها استفاده مي شوند.

نتايج تغييراتي كه انجام مي گيرد مي تواند به شكل كنترل معمول كيفيت پيگيري گردد.

مروري بر تحقيقات صورت گرفته در صنعت طيور(1)


·          بررسي کمبودهاي تغذيه اي فارم هاي پرورش بلدرچين در کشور و راهکارهاي پيشنهادي جهت رفع آن

با پيشرفت صنعت پرورش بلدرچين در کشور و افزايش واحدهاي پرورش دهنده، اهتمام بيشتر به وضعيت تغذيه اي اين واحدها يک نياز اساسي به نظر مي رسد .با بررسي هاي بعمل آمده در طول يکسال به روي 7 فارم پرورش بلدرچين در نقاط مختلف ايران، تنوع جيره هاي مورد استفاده، بدون در نظر گرفتن نيازهاي غذايي اين حيوان يکي از معضلات اساسي اين صنعت نوپا در کشور بحساب مي آيد . در اين بررسي از 7 جيره مورد استفاده در اين فارم ها 5 جيره فقر پروتئيني 1/5 تا 3 درصدي را نشان مي داد و نيز 100 درصد جيره هاي مورد استفاده از فقر انرژي وعدم بالانس نسبت کلسيم به فسفر رنج مي بردند . در اين بررسي در 3 فارم کاهش تخمگذاري و افزايش تخم مرغ هاي شکسته مشاهده شد .در تمام جيره هاي مورد استفاده در اين فارم ها بالانس جيره بر پايه جيره مرغ ها و بدون در نظر گرفتن سن حيوان، نژاد و مرحله رشد يا تخمگذاري اعمال مي شد . در گروه فني یک شرکت پرورش دهنده پس از بررسي هاي مداوم جيره هاي پيشنهادي اين شرکت که در ذيل آمده است بر اساس نژاد و دوره پرورش ارائه گرديد .در هر كيلوگرم جيره پيش دان مورد استفاده در فارم هاي تحت پوشش اين شرکت حاوي 2900 كيلوكالري انرژي ، 5/24 درصد پروتئين ، 1 درصد کلسيم و 45/0 درصد فسفر قابل جذب در نظر گرفته شده است .در هر كيلوگرم از جيره هاي پس دان نيز3100 كيلوكالري انرژي ،20 درصد پروتئين و 0/96 درصد کلسيم و 0/43 درصد فسفر قابل جذب محاسبه شده است .لازم به ذکر است که اين مقادير جهت نژاد کاترنيکس فرموله شده است .

 

·       تاثير اسيد سيتريك و آنزيم فيتاز ميكروبي بر عملكرد و ميزان استفاده از فسفرفيتاته در جوجه هاي گوشتي تغذيه شده با جيره ذرتكنجاله سويا

پژوهشي - کاربردي در قالب طرح پايه كاملا تصادفي به صورت فاكتوريل 2× 3، تعداد 252 قطعه جوجه يك روزه گوشتي نر سويه راس 308 به 7 گروه 36 قطعه اي و هر گروه به 3 زير گروه ) تکرار) 12 قطعه اي تقسيم شده و موردآزمايش قرار گرفتند .اين آزمايش در قالب طرح پايه كاملاً تصادفي به صورت فاكتوريل3 ×2 ، شامل سه سطح اسيدسيتريك(2/5،0٪ُُُ،5٪ ) دو سطح فيتاز ميكروبي 0 و 500 واحد در كيلوگرم جيره (در جيره هاي حاوي فسفرقابل دسترس كم به همراه يك گروه شاهد مثبت ) استاندارد (در سه تكرار انجام شد .معيارهاي مورد استفاده براي ارزيابي شامل عملكرد رشد، غلظت آنزيم آلكالين فسفاتاز، كلسيم و فسفر سرم، خاكستر استخوان ساق پا، بازده لاشه و تلفات بودند .افزودن اسيد سيتريك به جيره هاي حاوي فسفر قابل دسترس كم ,افزايش وزن بدن و ضريب تبديل غذايي را به طور معني داري بهبود بخشيد. (p<0/05) افزودن اسيد سيتريك به جيره هاي حاوي فسفر قابل دسترس كم، از لحاظ آماري تأثيري روي مصرف خوراك جوجه هاي گوشتي در دوره هاي مختلف رشد نداشت .اثر متقابل اسيد سيتريک × فيتاز بر روي افزايش وزن بدن و ضريب تبديل غذايي از لحاظ آماري معني دار بود(. (p<0/01افزودن اسيد سيتريك به جيره هاي حاوي فسفر قابل دسترس كم، غلظت آنزيم آلكالين فسفاتاز سرم را كاهش داد كه از لحاظ آماري معني دار (p< 0/01 ) بود ولي باعث افزايش غلظت فسفر سرم خون گرديد. (p< 0/01) افزودن اسيد سيتريك به جيره هاي  حاوي فسفر قابل دسترس كم، خاكستر استخوان ساق پا و بازده لاشه را از لحاظ آماري تحت تاثير قرار نداد، ولي باعث كاهش تلفات در جيره هاي حاوي فسفر قابل دسترس کم گرديد .( p<  0/01) افزودن فيتاز ميكروبي به جيره هاي حاوي فسفر قابل دسترس كم، باعث بهبود عملكرد، افزايش غلظت فسفر سرم و خاكستر استخوان ساق پا گرديد . اثرافزودنيهاي غذايي اسيد سيتريك و فيتاز بازده لاشه را تحت تاثير قرار نداد .افزودن 500 واحد فيتاز در كيلوگرم به جيره هاي حاوي فسفر قابل دسترس كم، تلفات را كاهش داد كه معني دار بود (p<0/01) افزودن5/2درصد اسيد سيتريك به جيره هاي حاوي فسفر قابل دسترس كم بر پايه ذرتكنجاله سويا، ميزان استفاده از فسفر فيتاته را افزايش و سبب بهبود صفات عملكرد ) وزن بدن، مصرف خوراك وضريب تبديل غذايي  ( مقدار خاكستر استخوان ساق پا و كاهش تلفات در جوجه هاي گوشتي مي شود .افزودن  500 واحد در كيلوگرم فيتاز ميكروبي به جيره هاي حاوي فسفر قابل دسترس كم بر پايه ذرت ـ كنجاله سويا، باعث آزادسازي فسفراز مولكول اسيد فايتيك شده و در نتيجه، سبب بهبود صفات عـملكرد ) وزن بدن، مصرف خوراك و ضريب تبديل غذايي (مقدار خاكستر استخوان ساق پا و كاهش تلفات، در جوجه هاي گوشتي مي گردد .

 

 

·          اصول بکارگيري آنتي بيوتيک ها در تغذيه دام

بي ترديد کشف آنتي بيوتيکها در حدود 60 سال پیش تحولي مثبت و شگرف در درمان بيماريهاي انسان و حيوانات به وجود آورد .ولي زمان چندان درازي نيست که از پادزيستها ) آنتي بيوتيکها (در تغذيه دام با عنوان محرک رشد  Growt استفاده مي کنند .يک محرک رشد ماده ارگوتروپي است که با افزودن مقدار ناچيزي از آن به غذاي دام،  Stimulantراندمان و بخصوص رشد حيوان را افزايش داده و بهره وري غذا را مناسب تر مي سازد و آنتي بيوتيکها يکي از اين ترکيبات محرک رشد در پرورش دامها محسوب مي گردند .به طور کلي آنتي بيوتيکها براي سه هدف درمان بيماريها،پيشگيري از آنها و به عنوان محرک رشد در دامها به کار گرفته مي شوند .تفاوتهاي مهم آنتي بيوتيکهائي که به عنوان دارو استفاده مي شوند با آنهايي که در قالب محرک رشد به کار مي روند به قرار زير مي باشد :1- دوزاژ :همواره دوز محرک رشد بسيار کمتر از انواع درماني و پيشگيري کننده است و اين مهمترين تفاوت مي باشد 2- ترکيب :آنتي بيوتيکهاي درماني به صورت خالص استفاده مي شوند اما آنتي بيوتيکهايي که به غذا افزوده مي شوند همواره با محيطکشت و مخلوط با مواد غذايي ديگر عرضه مي شوند 3- تنوع :انواع آنتي بيوتيکهاي به کار رفته جهت تحريک رشدنسبت به انواع مورد استفاده در درمان بسيار معدودند 4- احتياطات ويژه : در تغذيه دام آنتي بيوتيکهايي که جذب نشده يا کمتر جذب شوند و کاربردشان در پزشکي مجاز نيست اولويت دارند .ساز و کار ( مکانيسم ( اثر تحريکي آنتي بيوتيکهادر تحريک رشد دام بنابه تحقيقات گسترده در اين باره به مواردي چون -1 اصلاح و طبيعي ساختن ميکرو فلور روده ها با حذف ميکروارگانيسمهاي پاتوژن و کاهش توليد توکسينها در روده -2 بهبود کلي متابوليسم مواد غذايي مانندابقاء ازت در بدن و کاهش مصرف ويتامينها و مواد معدني 3- افزايش فعاليت آنزيمهاي گوارشي -4 تسريع نوسازي بافت پوشش روده ها -5 پيشگيري از فساد و توليد سموم در غذاها حين مدت ذخيره و انبار کردن آنها نسبت داده مي شود .

در مجموع به کار بردن آنتي بيوتيکهاي مناسب در تغذيه دام باعث افزايش رشد، بهبود ضريب تبديل غذايي و کاهش بيماريهاي عفوني مي گردد .ولي نبايد عوارض نامطلوب و ضررهاي احتمالي اين کار همچون ظهور سويه هاي مقاوم به آنتي بيوتيکها و انتقال احتمالي آنها به انسان غافل شد .تاکنون مواردي از اين دست همچون مقاوم شدن E.coli فلوراي روده انسان در اثر انتقال پلاسميدهاي حاوي عامل مقاوم ) INCH گروه عدم تجانسي ( H از سالمونلاهاي موجود درجوجه کبابي و پيدايش باکتريهاي گرم (-)روده اي مقاوم که عامل ژنتيک خارج کروموزومي ) عوامل ( R دارند مشاهده گرديده است.

 

 

چگونگي رشد طيور

 بدن طيور حاوي سلولهاي بي شماري است كه در تمام نژادها (بدون توجه به وزن نهايي در زمان بلوغ) اندازه اي مشابه دارند. رشد جنيني بخاطر افزايش تعداد سلولهاست . يك سلول مي شود دوتا ، دو تا مي شود چهار تا ، چهار تا مي شود هشت تا ، هشت تا مي شود شانزده تا و … ولي اين افزايش هماهنگ به طور نامحدود ادامه نمي يابد . بلافاصله اين سلولها تفكيك شده و براي تشكيل قسمتهاي مختلف بدن اختصاصي مي شوند و رشد و تقسيم بعضي سلولها ، پس از خروج جوجه از تخم ، ديگر بر تعداد فيبرهاي عضلاني افزوده نخواهد شد و رشد سلولهاي عضلاني و عصبي از طريق بزرگ شدن (افزايش حجم سلولها) صورت مي گيرد. فيبرهاي عضلاني حداكثر اندازه را دارند و اين اندازه تحت كنترل ژنتيكي است، ولي هنگام كاهش يا افزايش اندازه با فعاليتهاي گوناگون تغيير مي كند . سنتز و تجزيه پروتئينها در اندازه سلول نقش دارند . غذاي بهتر ، بيشتر مسئول جلوگيري از تجزيه پروتئينها است در حالي كه سنتز پروتئين دربدن بيشتر ژنتيكي است . نتيجه نهايي سنتز طيور استثنائاً رشد خوبي دارند زيرا اينها در هنگام پرواز درحركت بالها نقش دارند . ميزان چربي طيور بستگي به تعداد سلولهاي حاوي چربي دارد ، بعضي نژادها و لاينهاي طيور تعداد بيشتري سلول چربي دارند (احتمالاً بخاطر نتيجه غير مستقيم اصلاح نژاد با افزايش اندازه طيور ، لاشه هم پرچربي تر خواهد بود ) . سلولهاي چربي در مراحل رشد به حداكثر تعداد خود مي رسند . توانايي طيور گوشتي به افزايش وزن بيشتر ، بخاطر ذخيره چربي درسلولهاي چربي آنهاست تا افزايش رشد اسكلت يا فيبرهاي عضلاني .

دستگاه تنفس از سه قسمت زير تشكيل شده است :
1-مجاري تنفسي
2-ششها
3-كيسه هاي هوائي
مجاري تنفسي شامل : 1- حفرات بيني – 2- حلق – 3- حنجره – 4- ناي 5- عضو توليد صدا  6- برانش ها هستند . ساختمان توليد صدا در مرغ و خروس يكسان است ولي دليل ايجاد صدا در خروس وجود هورمون جنسي نريعي آندروژن است.
رنگ ششها صورتي روشن است و در دو طرف ستون فقرات قرار گرفته اند . تغيير رنگ ششها در بعضي از بيماريها جهت تشخيص آن بيماري موثر است .
جمعا 8 كيسه هوائي در بدن مرغ وجود دارد كه با حفره بعضي از استخوانها در ارتباط است . البته اين تعداد در بعضي از پرندگان به دليل ادغام يك يا چند كيسه هوائي با يكديگر بين 7 تا 11 كيسه متفاوت است . كيسه هاي هوائي چند عمل انجام مي دهند كه عبارتند از :
1-سبك كردن بدن و كمك به امر پرواز
2-كمك به امر تنفس
3-كمك به كنترل حرارت بدن از طريق تبخير آب

جدول زير كيسه هاي هوائي و محل ارتباط آنها را نشان مي دهد :

 

محل ارتباط

تعداد

كيسه هوائي

ششها را به استخوانهاي بال مرتبط مي كند .

يك عدد

ترقوه اي

ششها را  به مهره هاي گردن و سينه متصل مي كند.

يك عدد

گردني

يك جفت

سينه اي پيشين

يك جفت

سينه اي پسين

ششها را به استخوانهاي پا متصل مي كند .

يك جفت

شكمي

 
اگر استخوان باز و قطع شود و ناي حيوان مسدود گردد ، حيوان مي تواند زنده بماند زيرا قادر است هوا را از طريق حفره استخوان باز و كيسه هوائي به ششها برساند .
سرعت تنفس (تعداد تنفس در دقيقه ) در خروس 20 و در مرغ 36 است .حجم هوائي كه در يك دم وارد و يا در يك باز دم از ششها خارج مي شود 15 ميلي ليتر است . هنگامي كه حيوان در حالت له له زدن است حجم اين مقدار هوا كم مي شود ولي هواي دميده يا بازدميده در يك دقيقه افزايش مي يابد زيرا تعداد تنفس در دقيقه زياد مي شود .

 

پرورش بوقلمون:

پرورش بوقلمون بخصوص بصورت واحدهاي کوچک يکي از سرگرم کننده ترين کارها در امر پرورش طيور است . بوقلمون را بسادگي ميتوان در واحد هاي کوچک پرورش داد. بشرطي که امکانات و شرايط لازم براي اين پرنده جالب تامين شود . عليرغم جاذبه اي که پرورش بوقلمون دارد طبيعت خاص اين پرنده دشواري هائي در کار بوجودمياورد که خود خالي از لطف و جذابيت نيست.
بوقلمون نسبت به بعضي بيماريها بيش از ساير انواع طيور حساس است و بهتر آنست که پرورش بوقلمون هميشه جدا از پرورش ساير انواع طيور انجام شود .
تاکيد ميشود نگهداري بوقلمون با ساير پرندگان کار صحيحي نيست و همچنين نگهداري بوقلمون هاي با سنين متفاوت با يکديگر نيز کاري نادرست ميباشد . حتي بوقلمون ها را در جائي بايد نگهداري کرد که لا اقل تا سه ماه اخير طيوري در آن نگهداري نشده باشد . زميني که قبلا چرا گاه طيور ديگر و حتي دسته اي ديگر از بوقلمون ها بوده است که از سابقه بهداشتي آنها اطلاعي در دست نيست نبايد براي پرورش بوقلمون بکار رود مگر آنکه لا اقل يک سال از آخرين بار نگهداري اين حيوانات در ان گذشته باشد . اين اقدامات احتياطي براي حفظ بوقلمون از بيماريهاي واگير ضروري است(در امر پرورش صنعتي اين احتياط ضروري و اجباري است).
قبل از اقدام به پرورش بوقلمون بايد بدانيم که جوجه يک روزه بوقلمون بسيار گران تر از جوجه يک روزه ساير انواع طيور بخصوص مرغ ميباشد  و ضمناً بوقلمون بيشتر از مرغ دان ميخورد و يک بوقلمون گوشتي را در سن 5 تا 6 ماهگي ميتوان به بازار عرضه کرد .
در واحدهاي کوچک پرورش بوقلمون عليرغم گران تمام شدن دان اين حسن وجود دارد که هزينه نيروي کار و سود سرمايه و استهلاک و.... رقم مهمي را تشکيل نميدهد .

تاريخچه پيدايش بوقلمون
نخستين بار بوقلمون در مکزيک توسط جهان گردان اروپايي مشاهده شد و آنرا با خود به اروپا بردند پس از آن تا سال 1500 ميلادي در ايتاليا فرانسه و انگلستان بوقلمون پرورش داده ميشد با کشف آمريکا مهاجران به خوبي با اين پرنده و مزه آن آشنائي داشتند لذا به سرعت پرورش و مصرف بوقلمون در آمريکا گسترش يافت به طوري که هم اکنون ايالات متحده و اتحاديه از اروپا به ترتيب اولين و دومين توليد کننده  و نيز مصرف کننده گوشت بوقلمون در دنيا ميباشند. بوقلمون را ميتوان در کره ماه نيز صرف کرد، جالب است بدانيد وقتي که آرمسترانگ و آلدرين دو فضانورد آمريکايي بر روي کره ماه پا گذارند اولين غذائي که در آنجا خوردند گوشت سوخاري بوقلمون بود .

در ايران تا پيش از دوره صفويه بوقلمون يافت نمي شد. اولين بار ارامنه اي که براي تجارت از ايران به اروپا رفتند بوقلمون اهلي را به ايران آوردند و آن را به شاه عباس تقديم کردند چون شاه خيلي خوشش آمد دستور داد تا تخم بوقلمون را در خانه هاي ارامنه تقسيم کنند زيرا آنها بهتر از جوجه ها مراقبت ميکردند در عوض ميبايست سالي يک عدد بوقلمون به شاه تقديم ميکردند . ارامنه چون ديدند قبول پرورش بوقلمون مانند پرورش خروس اخته (که بيشتر به پرورش و تکثير آن پرداخته بودند )براي آنها ماليات جديدي خواهد داشت لذا در پرورش آن مسامحه کردند و بدين ترتيب مقدار زيادي از آنها تلف شدند . پيشرفت علوم ژنتيک ,تغذيه و مديريت و تاثير آنها بر پرورش بوقلمون سبب شد تا پرورش بوقلمون از حالت سنتي خارج شده جديدي از بوقلمون هاي صنعتي بو جود آيد که گوشت آن حاوي پروتئين زياد و چربي و کلسترول کمي ميباشد.

بوقلمون در طبقه بندي حيوانات

بوقلمــــون در طبقـــه بندي حيوانـــــات از خانواده مله اگـــرينه (Melegrine)و جنــس مله اگريس ( Meleagrinae ) ميباشد در اين جنس سه گونه وجود دارد که عبارتند از مکزيکي، آمريکايي و هندوراسي دو گونه اول اجداد بوقلمون هاي فعلي بوده ولي گونه سوم هنوز به صورت وحشي باقيمانده است.
بوقلمون از کشور مکزيک به تمام جهان راه يافته در حالي که از نام آن اينگونه به نظر ميرسد که منشا آن کشور ترکيه ( Turkey  ) است.

اندام شناسي
بوقلمون پرنده ايست که داراي جثه اي نسبتا درشت ميباشد . بطور معمول وزن متوسط اين پرنده در سنين بلوغ در نژاد درشت جثه نر حدود 10 تا 14 کيلوگرم و ماده اين نژاد بين 7 تا 8 کيلوگرم و در نژادهاي ريز جثه نر حدود 8 کيلوگرم و ماده حدود 5 کيلوگرم است . چنانکه ملاحظه ميشود وزن جنس ماده در هر دو نژاد بمقدار قابل ملاحظه اي کمتر از نرهاي همان نژاد است و شکل جنس ماده نيز ظريف تر و باريک تر از پرنده نر است .
سر حيوان نسبت به جثه ، در مقام مقايسه با ساير پرندگان ، کمتر از متوسط است و پوشيده از پوستي چين و کرکدار ميباشد . در عقب سوراخ هاي بيني در جنس نر زائده اي گوشتي شکل وجود دارد که در حال عادي قريب به 5سانتي متر و در مواقع تظاهرات و تمايلات جنسي به 10 سانتي متر ميرسد . معتقدند که اين زائده و ساير زوائد ريز و درشت گوشتي که در قسمت هاي بدون پر يا کم پر حيوان وجود دارد نوعي وسيله حسي و مظهر واکنشهاي حسي حيوان است . زير گردن بوقلمون نيز پرده اي گوشتي شبيه به غبغب مشاهده ميشود . پوست پشت سر حيوان از جمله زائده بزرگ در مواقع ابراز تمايلات حسي بخصوص جنسي، رنگهاي مختلف به خود ميگيرد ولي در حالت عادي قرمز گلي رنگ است .
در روي سينه بوقلمون ها دسته اي موي سخت وجود دارد که رشته هاي آن مانند سيم هاي فولادي نازک به نظر ميرسد . اين موها در سنين 2 تا 3 سالگي بدين شکل ظاهر ميشوند  . در جنس نر پرهاي دم به علت داشتن عضلات نسبتا قوي ميتواند بصورت چتر ( بخصوص در مواقع ابراز تمايلات جنسي ) درآيد که بوقلمون نيز مانند طاووس از اين نظر شهرت دارد .

ويژگيهاي ژنتيکي بوقلمون صنعتي
تخم بوقلمون به رنگ قهوهاي مايل به زرد با لکه هاي قهوه اي و بزرگتر از تخم مرغ ميباشد . دوره انکو باسيون تخم ( تبديل تخم به جوجه ) در بوقلمون 28 روز است . وزن يک بوقلمون گوشتي ظرف مدت يک هفته به دوبرابر ميرسد و در سن 4 هفتگي 40 بار سنگين تر از روز اول است هر جوجه بوقلمون نر گوشتي 40 کيلوگرم غذا ميخورد تا به وزن 16 کيلو گرم برسد امروزه بکار گيري روشهاي مدرن پرورش بوقلمون گوشتي زمان بهره دهي و ضريب تبديل غذايي را در آنها کاهش داده است بوقلمون هاي ماده را معمولا تا سن 14 هفتگي و رسيدن به وزن 5/7 کيلو گرم پرورش ميدهند . در حاليکه بوقلمون هاي نر تا سن 20 هفتگي و رسيدن به وزن 16 کيلوگرم نگه داشته ميشوند .
بوقلمون ماده معمولا به صورت لاشه کامل به فروش ميرسد در حاليکه بوقلمون هاي نر اغلب به صورت فراورده هاي گوشتي نظير سوسيس ، کالباس ، ژامبون ، همبرگر و .... نيز عرضه ميگردد يک بوقلمون ماده 5/7 کيلويي حدود 60% گوشت سفيد ( عمدتا در قسمت سينه ) و 40 % گوشت قرمز دارد . هر دو لاشه نر و ماده بصورت قطعات کوچکتر بسته بندي شده ، تازه يا منجمد تهيه و توزيع ميگردند.

www.smsiran.com
 http://www.mixiran.com/index.php?name=News&new_topic=41#Scene_1
http://i7.tinypic.com/24owqd3.jpg
http://messenger.yahoo.com/hiddenemoticons.php
http://abbas11.blogfa.com/