دانشجویان علوم دامی و دامپزشکی کرمان که خواستار دریافت CD    جیره نویسی هستند برای اطلاع بیشتر به بخش علوم دامی دانشگاه شهید باهنر مراجعه یا با شماره۰۹۱۳۳۰۸۵۳۹۸ تماس بگیرند.

قیمت  ۱۰۰۰ تومان

بیماری نیوکاسل درشترمرغ

دکترهرمزحمیدیه



این بیماری اولین بیماری ویروسی است که قبل از سال 1986 در شتمرغ گزارش شد. ویروس حادعامل بیماری درتعدادی ازواگیری ها درگله های شترمرغ درآفریقای جنوبی جداشده است.


سبب شناسی:

تا به حال ویروسهای سر وتیپ پارامیکسو ویریده تیپ 1 عامل مسببه بیماری نیوکاسل درشترمرغ محسوب می شوند. طبق یک گزارش از کشور دانمارک طی یک دوره قرنطینه 18قطعه از77 قطعه شترمرغ و 4 امیو نگهداری شده تلف شدند. مشاهدات درمانگاهی و آسیب شناسی وجود هیچ بیماری قابل انتقالی را درگله نشان ندادند. ضعف های مدیریتی و مشکلات داخلی محل نگهداری دربروز تلفات بسیار مهم قلمداد شدند. سه سویه از پارامیکسو ویروس طیور ، سروتیپ ( APMN1 ) از روده ها و محتویات روده ای شترمرغ مرده درآزمایشگاه جدا شدند. پادتن های مونوکلونال ( Monoclonal ) موش و تجزیه و تحلیل محل های انحصاری ( Restriction Site ) نشان دادند که سه سویه جداشده غیرقابل تشخیص از یکدیگربوده و شبیه به ویروس های ( APMN1 ) می باشند که درشیوع های معمول بیماری نیوکاسل درصنعت طیوردانمارک وجود دارند.

ویروس های سروتیپ پارارمیکسو ویروس تیپ 1 یک گروه ویروسی با قرابت نزدیک به یکدیگر می باشند. برخی از ارتباطات سرولوژیکی بین ویروس نیوکاسل و دیگر سروتیپ های پارامیکسو ویروس مشخص شده است که مهمترین آنها درمورد سروتیپ پارامیکسوویروس تیپ3 می باشند. سال های بسیاری سوش های نیوکاسل و نمونه های جداشده به عنوان یک گروه ویروسی با تشابه سرولوژیکی درنظرگرفته می شدند. لذا این مطلب اساس روشهای واکسیناسیون بکاررفته جهت پیشگیری از وقوع بیماری دراغلب کشورهای جهان بود. به هرحال اخیراً با توسعه روشهای دقیق تر سرولوژیکی تنوع پادگنی قابل توجهی بین سویه های مختلف ویروس نیوکاسل مشخص شده است. تفریق وجداسازی انجام گرفته درشناخت همه گیری ها با منشاء حیوانی ( اپیزوتیولوژی ) ویروس نیوکاسل مخصوصاً درهمه گیری وابسته به کبوتر طی دهه 1980 درسراسر دنیا بی نهایت مفید بوده است.

دربرخوردهای ناگهانی با سویه های مختلف ویروس نیوکاسل و جداسازی آنها توانائی این ویروسها درایجاد علائم کاملاً مشخص و حدت بیماری حتی درهمان گونه های میزبان موردتوجه قرارگرفته و براساس تولیدبیماری درجوجه ها تحت شرایط آزمایشگاهی ، ویروسهای نیوکاسل درپنج تحت تیپ قرارمی گیرند:

1. ویروسهای ویسروتروپیک ولوژنیک که متعاقب علائم تنفسی و عصبی مرگ و میربالائی را به وجود می آورند.

2. ویروسهای ویسروتروپیک ولوژنیک که مشکل بسیارحاد بیماری را با علائم ضایعات مشخص هموراژیک درلوله گوارشی ایجاد می کنند.

3. ویروسهای مزوژنیک که علائم تنفسی و گاهی عصبی همرراه با مرگ ومیر پایین را ایجاد می کند.

4. ویروسهای لنتوژنیک تنفسی که موجب عفونت تنفسی ملایم یا نا آشکار می شوند.

5. ویروسهای روده ای بدون علائم مشخص که عفونت روده نا آشکاری را ایجاد می کنند.

به هرحال این گروهها به عنوان راهنما تلقی شده و همواره میزانی از ارتباط دادن بیش از حد وجود داشته و برخی از ویروسها به سادگی درتحت تیپ خاصی واقع نمی شوند.هرچند مطالعات دقیق وبیشتری درخصوص پرندگان خانواده شترمرغ موردنیازاست ، لیکن از مطالب گروه بندی فوق درحال حاضر می توان استفاده نمود.

همه گیری شناسی:

موارد بروز نیوکاسل تنها از اسرائیل وبعضی از مناطق آفریقای جنوبی گزارش شده است. در اروپا مواردی از مرگ ومیر درمیان شترمرغهای باغ وحش ها درقرن پانزدهم به این بیماری نسبت شده است. درصورت عدم واکسیناسیون گله های شترمرغ مرگ و میربالا و زیان اقتصادی شدید درگله های تجاری دیده می شود. درجوجه شترمرغهای 3تا4ماهه میزان مرگ و میر ممکن است تا %80 یا بیشتربرسد.تا به حال بیش از 200گونه پرنده های حساس به عفونت های طبیعی یا تجربی نیوکاسل گزارش شده اند. به نظر می رسد که احتمال دارد برخی از این گونه ها بسیارحساس باشند. برخی از گونه های پرندگان مانند اردکها و غاز علائم خفیف بیماری را حتی اگر با سویه های بسیار حاد نیوکاسل برای جوجه ها ، آلوده شوند ، نشان می دهند.

طی مطالعاتی که جهت ارزیابی حساسیت شترمرغها نسبت به سویه ولوژنیک اندونزیایی ویروسهای بیماری نیوکاسل انجام یافته ، مشخص شده است که تمامی شترمرغهایی که بطورتجربی از راه داخل بینی و دهانی با ویروس نیوکاسل تلقیح شده بودند تیترهای سرمی نشان داده و درنیمی از آنها علائم درمانگاهی ایجاد شد. دفع ویروس از سیستم تنفسی تا پایان دوره 15روزه آزمون وجود داشت. ویروس تلقیح شده از مغز ، نای ، ریتین ، قلب ، کبد ، طحال ، کلیه ها ، روده کوچک ، غده شوکی و پیش معده پرندگان آلوده جدا شد. بدین ترتیب حساسیت شترمرغها نسبت به ویروس مشخص گردید.

دریک تحقیق دیگر در آفریقای جنوبی که عفونت تجربی نیوکاسل درشترمرغهای کشتاری واکسینه شده ایجاد شده بود ، ویروس حادنیوکاسلی ازپرندگان مرده جداگردید. لیکن ویروس از هیچ عضوی از بدن ، عضله ( تازه ) ، عضله ( 24 ساعت دردمای صفردرجه نگهداری شده ) ، دستگاه معدی روده ای ، مغزاستخوان و سیستم تنفسی جدانگردید. این تحقیق پیشنهاد می کند که بی نهایت غیرمحتمل به نظر می رسد که صنعت بین المللی گوشت شترمرغ بتواند به عنوان یک مکانیسم جهت انتشار ویروس حاد نیوکاسل از مناطق آندمیک به مناطق غیرآندمیک دنیا عمل کند.

علائم بالینی:

علائم بالینی مشاهده شده دراین بیماری عبارتند از ضعف عمومی همراه با علائم عصبی مزمن ، لنگش ، گرفتگی عضلات ، نوک کمانی شکل و شکل ( کجی نوک ) و تورم سر ، همچنین علائم مننژیت ، آنسفالیت وکجی گردن نیز مشاهده شده است.

پیشگیری و درمان :

استفاده از واکسن کشته پارامیکسوویروس ( Kolombovak ) به میزان یک سی سی توصیه می شود. این واکسن به جوجه شترمرغها تزریق شده ، شش هفته بعدتکرارمی شود. سپس هر شش ماه یکبار واکسن یادآور نیوکاسل مورد استفاده قرار می گیرد. همچنین در اسرائیل استفاده از واکسن زنده ( لاسوتا به طریقه اسپری چشمی ) همراه با واکسن کشته شده نتایج مطلوبی به همراه داشته است.

طبق یک تحقیق انجام شده درآفریقای جنوبی به منظور ایجاد عفونت تجربی نیوکاسل در شترمرغهای کشتاری واکسینه شده با واکسن های استاندارد نیوکاسل طیور ، (لاسوتا) و ده قطعه شترمرغ واکسینه نشده از طریق داخل نای ، چشمی و بینی مورد تلقیح ویروس حاد نیوکاسل تحت شرایط محیطی کنترل شده قرارگرفتند. تمام شترمرغهای واکسینه نشده علائم درمانگاهی بیماری ( بخصوص علائم تنفسی ) را نشان دادند ئر حالی که هیچ یک از شترمرغهای واکسینه شده هیچ گونه علائم درمانگاهی از خودنشان ندادند. این تحقیق نقش محافظتی واکسن نیوکاسل را بخوبی نشان داده است.

میزان ایمنی گله بایستی از طریق نمونه گیری منظم خون وآزمون های سسرولوژیک مورد ارزیابی قرارگیرد. آزمون های سرولوژیک HI و ( Elisa ) بطوررایج مورد استفاده قرارمی گیرند. طی یک مطالعه درآفریقای جنوبی بر روی سرم های تهیه شده از شترمرغهای گروه ویروسی نیوکاسل مثبت و گروه کنترل ویروسی نیوکاسل منفی به منظور تعیین پادتن های ایجاد شده علیه بیماری نیوکاسل درشترمرغها با استفاده از روش الیزای غیرمستقیم و HI مشخی شده است که روش الیزا از جهت حساسیت و ویژگی نسبت به روش HI ارجح می باشد. مقایسه نتایج این روش بر روی سرم های مثبت نیوکاسل که در طیف بسیارضعیف تا بسیارقوی داشتند مشخص کرد که روش الیزا حداقل 10 بار حساس تر از روش HI در تعیین مقادیرکم پادتن های نیوکاسل در شترمرغ عمل می کند. همچنین روش الیزا دارای این مزیت است که سرم را می توان بایک بار رقیق نمودن بکاربرد در حالی که روش HI نیازمند تهیه چندید رقت و تعیین تیتر می باشد.

در مطالعه دیگری که درهلند انجام یافت 211 نمونه سرم شتر مرغ از مزارع پرورش شترمرغ هلند و سوئد جمع آوری شده و جهت تعیین پادتن ها اختصاصی بیماری نیوکاسل آزمون های نوترالیزاسیون ویروس Neutralization Virus ممانعت از جمع شدن گلبول قرمز Inhibinon Hem agglutination ( HI ) و پادتن های مونوکلونال اختصاصی پارامیکسوویروس طیور سروتیپ بلوکه کننده الیزا Elisa که اخیراً ایجاد و توسعه یافته است، درمورد آنها به مرحله اجرا درآمد. آزمون نوترالیزاسیون ویروس به عنوان آزمون مرجع جهت برآورد حساسیت و ویژگی آزمون های Elisa و HI مورد استفاده قرارگرفت. از 211 نمونه سرم 140 نمونه دارای پادتن های اختصاصی نوترالیزاه کننده بودند. 130 نمونه از نظر آزمون HI و 220 نمونه از نظر آزمون Elisa مثبت بودند. حساسیت ، ویژگی و دقت پیشگوئی آزمون های b-Elisa و HI نسبت به آزمون نوترالیزاسیون ویروس مشابه بودند. سازگاری و توافق خوبی بین آزمون های Elisa و HI وجود داشت و این مطلب نشان می دهد که این دو روش را بجای هم می توان مورد استفاده قرارداد.ضرورت استفاده از واکسن ها رایج طیور و به طریقه صحیح به گله داران بایستی تفهیم شود. درمانی برای این بیماری درنظرگرفته نمی شود.

به نام خدا

از شما خواستار ( انتقاد. پیشنهاد ) نظر هستم.

علی اصغر آخوندی

 

مهمترین بیماری های تغذیه ای در شتر مرغ و نحوه پیشگیری از آنها

هرمزحمیدیه



مقدمه پرورش شتر مرغ امروزه با عنایت به مزایای بسیار زیاد آن به عنوان یک رویکرد های جدید در صنعت دامپروری مورد توجه بسیار واقع شده است . این پرنده همه چیز خوار بوده ودر مناطق خشک و کم آب براحتی زیست می کند . از لحاظ پایداری در برابر شرایط نا مساعد طبیعی در مقابل کمبود آب و غذا شبیه شتر و از لحاظ ظاهری شبیه پرندگان است. در حال حاضر می توان شتر مرغ را به عنوان دام آینده در بسیاری از مناطق معرفی کرد . شتر مرغ ها به کنجکاوی و بویژه علاقمندی به اجسام درخشنده و رنگی مشهور هستند از اینرو ممکن است اجسام خارجی توسط آنها بلع و زمینه لازم برای بروز بیماری یبوست ( انباشتگی ) را فراهم کند . بنابر این عوامل موثر در سلامتی و بهداشت این پرندگان یکی از جنبه های بسیار مهم این نوع پرورش می باشد .یبوست بیماری ست که اغلب بطور مکرر مشکلاتی را در رشد جوجه ها بوجود می آورد .



در حال حاضر دو نوع از یبوست شناسایی شده است :

یبوست حاد یا یبوستی که شتر مرغ اخیرا کسب کرده که با علائم شدید و در زمان کوتاه یعنی بین 12 تا 24 ساعت بروز پیدا می کند . دومین نوع آن یبوست مزمن یا نوع دراز مدت آن است .

بطور معمول یبوست حاد از شترمرغ هایی که مقدار بسیار زیادی از مواد غیر خوراکی مصرف می کنند نتیجه می شود که این تیپ آن می تواند از مصرف بیش از اندازه شن ، خاک ، سنگریزه ، علف های زبر و از این قبیل مواد حاصل گردد .
انسداد حاد منجر به کولیک و سر انجام مرگ پرنده را در بردارد . معمولا انباشتگی پیش معده بصورت جزئی مانع عبورمواد بطور کامل می شود که این عامل می تواند مسبب بروز نوع مزمن آن باشد .چنین پرنده هایی معمولا وزن نرمالی بدست نخواهند آورد ودر ظاهر غالبا دچار سوء تغذیه شده و گرایش به بلع مواد غیر خوراکی دارند .

نوع خوراک ، فاکتور های استرس ، عوامل محیطی و … را می توان از فاکتور های مهم بروز یبوست در صنعت پرورش شتر مرغ دانست .

از فاکتور های خوراکی ایجاد کننده یبوست می توان مصرف بیش از اندازه فیبر ، دریافت برگ ها و ساقه های یونجه ، ساقه گراس ها برای جوجه ها ی جوان به ویژه جوجه هایی که درمزرعه کوچک دارای محدودیت چراگاه هستند را بر شمرد . دریافت حجم زیادی از دانه های زبر ، گراس های خشک و میوه ها ی وحشی می تواند زمینه ساز انباشتگی در شتر مرغ های مسن تر باشد . از آنجایی که پیلورمعده شترمرغ خیلی کوچک بوده و جوجه ها ی جوان ظرفیت توسعه برای هضم را ندارند توصیه می شود که جیره غذایی در نظر گرفته شده برای آنها از کیفیت مطلوب بر خوردار باشد . از تغذیه فیبر نا مرغوب برای شتر مرغ های زیر وزن kg 35 باید امتناع نمود و نکته دیگر اینکه خطر انباشتگی با افزایش سن در شتر مرغ ها سیر نزولی پیدا می کند . ناتوانی شتر مرغ های جوان د رهضم فیبر به علت نبودباکترها ی هاضم سلولوز در قولون است و یکی از عوامل حیوانی می باشد که میتواند منجر به بروز این عارضه شود. جوجه ها بدون مصرف غذا در دراز مدت احساس گرسنگی نمی کنند از این رو مقدار زیادی مواد خارجی مانند تکه چوب ، کیسه پلاستیک و سیم می بلعند . از فاکتور های دیگر بروز انباشتگی در شتر مر غ ها عوامل محیطی – مدیریتی است مانند پروراندن جوجه ها بر روی کف شنی که اگر خاک نرم و سبک یا خشک باشد سبب بلع بیش از اندازه شن وماسه می شود . گرسنگی و سرو صدای محیطی می تواند ایجاد کننده ی استرس باشد که این عامل منجر به جانشین سازی خوراک شده و از عوامل دیگر یروز به حساب می آید در واقع می توان گفت کمبود تغذیه ای ، شتر مرغ ها را به سمت گند خواری یا اشتهای غیر طبیعی تحریک می کند . نبود سنگریزه و شنریزه در حد مطلوب جهت کمک به آسیا کردن مواد بلع شده در سنگدان ممکن است زمینه انسداد را مهیا کند بنا بر این وجود سنگریزه در یک حد معین برای پرندگان ضروری است . عواملی مانند عفونت ناشی از تجمع عوامل باکتریایی ( Megabacteria ) و قارچی ( Candida)نیز می توانند باعث ایجاد زمینه مساعد جهت انسداد گردد . جوجه های مبتلا به انسداد افزایش وزن روزانه نداشته و بسیار آهسته رشد می کنند همچنین تخلیه مدفوع همراه با زحمت و فشار زیاد انجام شده و از خود صدا در می آورند ،به غذا نوک می زنند ولی غذا نمی خورند . انسداد را می توان با ملاسمه سختی و بزرگ بودن شکم مشخص نمود . شتر مر غهای مبتلا به انباشتگی در حالت جناغ سینه ای دچار زمین گیری شده ، کاملا هوشیار بوده و گردنشان را به حالت کشیده نگه می دارند .

پیشگیری و درمان یبوست:

در پیشگیری از بروز این بیماری توجه به استرس های ناشی از انتقال و تغییر محل ودست یابی به مواد خارجی بسیار حائز اهمیت است . می توان با اجتناب و دوری از عوامل سببی در مزرعه از یبوست جلوگیری به عمل آورد. لذا باید جهت به حداقل رسانیدن تلفات ، برای افرادی که به شیوه ای با حیوان سر وکار دارند تعالیمی در نظر گرفته شود تا فائق آمدن بر مشکلات را بیاموزند . در پرواربندی متراکم شتر مرغ ها احتمال آنکه یبوست یک مشکل عدیده بشمار آید کم است ، اما می توان آن را بعنوان یک عامل مهم فناپذیر برای جوجه های جوان در صنعت پرورش نیمه متراکم که دسترسی به چرای آزاد یا محدودیت پایه ای دارند به حساب آورد . انباشتگی معده کمی پس از انتقال جوجه ها ازجا یگاه نگهداری با کف بتنی به محوطه باز بی تردید یکی از مشکلات رایج مزارع پرورش به حساب می آید .

ساده ترین روش روغنی کردن یا ایجاد لغزش راه دهان است که روغن های گیاهی قادر به کمک تجزیه مقداری از این مواد است که شتر مرغ ها مجددا به یک جیره غذایی نرمال دست خواهند یافت .زمانی که امر تشخیص به سهولت امکان پذیرد مداخله جراحی می تواند خیلی موثر واقع شود که پس از باز کردن پیش معده می توان پیش معده و سنگدان را تمییز کرد . خوراندن داروی روغنی نمک اپسوم ( سولفات منیزیم ) در آب به مقدار ¼ قاشق چایخوری برای جوجه های شتر مرغ تا 2 قاشق سوپ خوری برای یک شتر مرغ بالغ پیشنهاد شود .

از اصول های دیگر درمان می توان موارد زیر را نام برد : ‍

1-      در اختیار قرار دادن پارافین طبی ، سولفات باریم و لاکتوز بطریقه خوراکی

2- دسترسی آزاد و آسان به غذا جهت ممانعت تحریک پرنده به خوردن اشیاء خارجی

3- دور کردن اشیاء خارجی از بستر و جایگاه نگهداری

مدفوع خواری :

در وضعیت طبیعی جوجه هایی که به تازه گی از تخم خارج شده اند مواد دفعی والدینشان را مصرف می کنند که ممکن است منبع میکرو ارگانیسم هایی باشد که در مجرای گوارش آنها ساکن بودند .

پر کنی ( پر خوری ) :

این عارضه به عنوان یک فعالیت جانشین و جبرانی بطور انفرادی در گله های شتر مرغ حادث می شود . این رفتار ناپسند معمولا توسط یک پرنده آغاز می شود . شترمرغ های دیگر با مشاهده زخم های کوچک و خونریزی در پشت پرندگان دیگر تحریک شده و این عمل را تقلید می کنند ولی اغلب یک پرنده مقصر است . پرخوری در شتر مرغ ها میتواند با جیره غذایی شتر مرغ ها تصحیح شود. ای جیره دارای 25 % پروتئین ، 0.3 % متیونین % 1.36 % لایزین ، 1.67 % آرژنین ، 0.25 % تریپتوفان ، 7 % فیبر ، 6.97 % انرژی متابولیسمی ، 3.9 % کلسیم ، 21 % فسفر و 5 % نمک است .

بیماری های کمبود تغذیه ای :

وبتامینE وسلنیوم : کاهش جوجه در آوری ، دیستروفی عضلانی ، مرگ و میر شدید جوجه ها و ناباروری همیشگی در نر ها می تواند از علائم کمبود طولانی مدت به حساب آید .

استفاده از مکمل ویتامین E و سلنیوم در جیره می تواند موثر واقع شود . مکمل ویتامین E و سلنیوم را می توان هر روز به مقدار g/kg 1 به شتر مرغ ها خوراند که این مکمل دارای IU 40000 ویتامین E و 40 میلی گرم سلنیوم در هر کیلو گرم است . تزریق ویتامین E و سلنیوم در 0.25 دز برای جوجه های تازه تفریخ شده و 0.5 میلی لیتر برای جوجه های با بالای دو هفته از سن و تقریبا 5 میلی لیتر برای یک پرنده بالغ د ر هر چهار هفته بصورت درون ماهیچه ای توصیه می شود .

ویتامین های مهم گروه B ، ویتامین B2 و بیوتین:

کمبود این ویتامین ها منجر به پیچیدگی انگشتان پا به علت نقص در جوجه در آوری ، فلجی دائم ، پیچش پاها ، لغزش تاندون و کاهش جوجه درآوری می گردد.

مکمل ویتامین محلول درآب می تواند در سن چهار هفتگی و در زمان احساس کمبود، به آب آشامیدنی اضافه شود. تزریق ویتامین B کمپلکس به مقدار 1 میلی لیتر در 10 کیلو گرم از وزن بدنی توصیه می شود .

اسید پانتوتنیک :

التهاب پوست در اطراف منقار ، چشم ها و بال ها و تاخیر در رشد را می توان از مشخصات بارز کمبود این ویتامین دانست . جهت رفع علائم این بیماری 0.5 میلی لیتر برای جوجه های تازه متولد شده توصیه می گردد. نیاسین :

کمبود این ویتامین دارای علائم مشخصه زیر می باشد : طاسی در سر وگردن ، کاهش جوجه درآوری رشد ضعیف جوجه ها ، نداشتن پر در سر وگردن و پر در آوری ضعیف.

مکمل بیوتین که شامل g/kg 0.3 بیوتین ، g/kg 30پنتوتنیک اسید و g/kg 200 ویتامین C می باشد را می توان به جیره روزانه درمقدار g/kg 1 خور اک افزود .

کلسیم ، فسفر و ویتامین D :

ازبارزترین علائم کمبود بد شکلی پای حیوان( نرمی استخوان در پرنده های جوان) است. با تصحیح نسبت کلسیم به فسفر در جیره تکمیلی بوسیله سنگریزه سنگ آهک یا استخوان های آسیا شده میتوان کمبود را جبران نمود.

منگنز :

ناهنجاری سیستم اسکلتی به خصوص لغزش تاندون ، کوتاهی و کلفتی استخوان های پا ناشی از کمبود منگنز می بلشد .

افزلیش حد اقل 120گرم منگنز در 1000 کیلو گرم خوراک ، افزودن سولفات منگنز یا کلرید منگنزبه مقدار gr 2 در 10 لیتر آب آشامیدنی توصیه می شود.

روی :

بدشکلی عضو ، کلفتی پوست پا ها و ران ، رشد ونمو ضعیف پاها از علائم کمبود روی است .
وجود روی به مقدار 80 گرم در 100 کیلو گرم از خوراک فرموله شده توصیه می شود همچنین استفاده از آب عبور داده شده از لوله های گالوانیزه شده می تواند در درمان این بیماری ها موثر واقع شود .

اسید های چرب ضروری . اسید لینو لئیک ، لینو لنیک و آراشیدونیک اسید :

ازعلائم کمبود کاهش یافتن قابلیت جوجه در آوری و زنده ماندنی جوجه ها می باشد که با مکمل کردن روغن های گیاهی و روغن ماهی به جیره قابل درمان می باشد.

نتیجه گیری :

از آنجایی که پرورش شتر مرغ یک کار پر خطر است و مرگ ومیر در اولین هفته از زندگی گاهی تا 50 % نیز می رسد از اینرو نفوذ بیماری قادر به افزایش تلفات خواهد بود . انباشتگی و انسداد پیش معده و سنگدان زمانی رخ می دهد که این اندام ها توسط بستر ، شن ، فیبر زیاد یا مواد خارجی مانند تکه های چوب و کیسه های پلاستیکی پر شوند . همچنین با قرار دادن علوفه های خشک بلند در اختیار آن ها به خصوص جوجه ها زمینه را برای یبوست فراهم می کنیم. همچنین یکی ازبهترین روش ها برای پیشگیری از بیماری های کمبود تغذیه ای ترتیب دادن جیره ای مناسب با توجه به سن پرنده و فاکتور های محیطی و ... می باشد بنابر این با در نظر گرفتن اصول مدیریتی می توانیم از تلفات ناشی از این سندرم ها بکاهیم

 

بهترین ترکیب سنی و جنسی در گله های گوسفند وبز

تدوین:سید مجتبی حجازی



مقدمه : كشور ما از نظر جمعيت دامهاي سبك در رده هاي بالاي جهاني قرارداشته و از آنجائيكه معمولاً گوسفند و بز ، قسمت اعظم تغديه خود را از مراتع دريافت مي دارند ، بعلل گوناگون و از جمله عدم تعادل بين علوفه توليدي مراتع و تعداد دامهاي استفاده كننده از اين منبع غدائي ، روز به روز ميزان فرسايش مراتع افزايش يافته و توليد علوفه آنها كاهش مي يابد .



چشم انداز چنين روند تخريب ، جز بياباني شدن عرصه مراتع كشور و نابودي حرفه گله داري نخواهد بود .

براي جلوگيري از اين فاجعه در حال وقوع ، علاوه بر اقداماتي نظير كنترل مراتع ، بازسازي و احياء مراتع در حال تخريب ، ايجاد تعادل بين دام و مرتع و عملياتي نظير آبخوانداري ، آبخيزداري و غيره و آنهم با سرعتي بيش از روند تخريب ، بخش ديگر از اين بازسازي به تغيير در مديريت گله داري كشور مربوط مي گردد كه اين بخش از بازسازي شامل زير بخشـهاي متعددي است كه يكي از آنها تعيين " بهترين تركيب سني و جنسي در گله هاي گوسفند و بز " مي باشد.

در حال حاضر بعلت عدم رعايت اين مهم در اغلب گله هاي گوسفند و بز كشور ، همواره در گله ها ، تعدادي دام مصرف كننده كه توليدي را بهمراه ندارند حضور داشته كه علاوه بر فشاربه مراتع كشور ، ميزان درآمد گله دار را نيز كاهش مي دهند .

شرايط اجرا:

در اجراي اين برنامه نياز به مقدماتي است كه اهم آن عبارتند از :

ـ مميزي مراتع و واگذاري آن به دامداران صاحب حق و حقوق قانوني .

ـ برآورد ميزان علوفه قابل برداشت از هر مرتع .

ـ برقراري طرح تعادل دام و مرتع .

ـ توجيه دامداران منطقه به رعايت اصول برقرار شده بوسيله كلاسهاي ترويجي .

ـ قرار دادن اهرمهائي براي تشوق دامداران به رعايت موازين علمي اين برنامه مانند استفاده از كمكهاي دولتي و اعتبارات بانكها و غيره .

ـ كنترل مستمر و پيگير از سوي مراجع دولتي ، تعاونيها و اتحاديه هاي مربوطه .

ـ فعال شدن تعاونيهاي مرتعداري و گله داري منطقه .

ـ برنامه هاي كوتاه مدت ، ميان مدت و بلند مدت بازسازي و احياء مراتع .

ـ جلوگيري از تغيير كاربري مراتع و تبديل آن به ديمزار .

ـ آمارگيري ساليانه از دامهاي هر منطقه .

ـ تعيين تركيب بهينه دامهاي سبك و سنگين هر منطقه برحسب شرايط .

ـ سوق دادن دامهاي اقتصادي به سيستم بسته و تغديه دستي .

ـ انجام عمليات فراگير اصلاح نژاد ، براي بهره دهي بيشتر از هرسر دام .

ـ تنظيم برنامه هاي آميخته گري تجاري كنترل شده .

اما از آنجائيكه اجراي موارد فوق با همه ضرورت ، نياز به زمان داشته و بايستي بتدريج صورت عملي بخود بگيرد ، لذا براي جلوگيري از اتلاف وقت با حداقل اطلاعات از موارد فوق مي توان برنامه " بهترين تركيب سني و جنسي در گله هاي گوسفند و بز "را به مرحله اجرا گذارد .

روش اجرا :

در اجراي مديريت دام در مرتع و تعادل بين منابع غذائي و دام ، پس از بررسي پتانسيل توليد علوفه مرتع و ساير منابع غذائي منطقه و تطبيق آن با تعداد واحددامي قابل نگهداري در مرتع مورد نظر ( مقصود مراتعي كه توسط گوسفند و بز مورد تعليف قرارمي گيرد ) ، تركيب سني وجنسي متعادل براي گله هاي گوسفند و بز بشرح زير پيشنهاد مي گردد :

الف ـ گوسفند :

براي سهولت در تفهيم محاسبات ، يك گله گوسفند با 100 رأس ميش مولد در نظر گرفته شده كه ساير گروههاي سني و جنسي نيز بر همان مبناء آمده است ، ضمن اينكه :

ـ تركيب گله بلافاصله پس از پايان زايش در جدول زير آمده است .

ـ ضريب بره گيري 80 در صد محاسبه شده است .

ـ در جدول يك گله فرضي با تعداد هر يك از گروههاي سني و جنسي همراه با در صدهاي مربوطه ذكر شده كه براساس اين درصدها هر نوع گله اي رابا هرتعداد مي توان بر مبناي آن ساماندهي نمود .

جدول شماره 1ـ تركيب متعادل سني و جنسي براي گله هاي گوسفند

عناوين

ميش مولد

قوچ مولد

ماده جايگزين

نرجايگزين

نرنوزاد

ماده نوزاد

جمــــع

تعداد (رأس)

100

3

25

2

40

40

210

درصد

62/47

43/1

90/11

95/0

05/19

05/19

100

توضيحات :

ـ درتركيب جدول فوق ، تا زمان قوچ گذار ، حدود 20 در صد از ماده هاي جايگزين ( در مثال فوق 5 رأس ) حذف و 80 درصد بقيه از ماده هاي جايگزين ( در مثال 20 رأس ) در گروه ميش هاي مولد قرار گرفته و بهمين تعداد از ميش هاي 5/6 ساله (پس ازشير گرفتن بره ها ) حذف نمايند .به اين طريق اولاً تركيب گله هميشه ثابت و در حد علوفه موجود مرتع بوده و ثانياً هر ساله 20 در صد ميش ها حذف و ماده هاي جايگزين بجاي آنها در گله قرار مي گيرند ، بطوريكه حداكثر از هر ميش 5 بره گرفته شده و در سن 5/6 سالگي از گله حذف مي شوند .

ـ از نرهاي جايگزين هر ساله 50 در صد ( در مثال يك رأس ) جايگزين قوچ مولد شده و بهمين تعداد پيرترين يا بدترين قوچهاي گله حذف مي گردند كه اين امر موجب تسريع در ژنراسيون هاي جديد گله خواهد شد .

ـ گوسفندان مازاد هر گروه سني و جنسي در اولين فرصت به پروار بسته شده و يا به فروش خواهند رفت كه به اين ترتيب هيچگونه فشار اضافي به مرتع يا منابع غذائي وارد نخواهد شد .

تركيب گله گوسفند در پايان دوره ساليانه :

از نظر كمي ، بيشترين فراواني هر گله گوسفند از نظر جمعيتي ، پس از اتمام زايش بوده كه در طي سال و بتدريج بر اثر عواملي نظير جايگزيني ، خذف ، فروش و تلفات كاهش پيدا نموده و نهايتاً در آستانه قوچ گذاري ، جمعيت گله گوسفند معمولاً به حداقل در طول سال مي رسد . در اين زمان تركيب گله به شكل ديگري درخواهد آمد كه حالت بهينه و متعادل آن بشرح جدول شماره 2 خواهد بود .

جدول شماره 2 ـ تركيب متعادل سني و جنسي گله گوسفند قبل از قوچ گذار

عناوين

ميش مولد

قوچ مولد

ماده جايگزين

نرجايگزين

جمــــع

تعداد (رأس)

100

3

25

2

130

درصد

92/76

31/2

23/19

54/1

100

با استفاده از جدول فوق و متعادل نمودن گله در قبل از فصل قوچ گذار بر آن اساس ، ميتوان به نتايج جدول شماره يك دست يافت .

ب ـ بـــز:

در مورد بزها ، يك گله با دارا بودن 60 رأس بز ماده مولد ، مبناء قرارداده شد و ساير گروههاي سني و جنسي بر اين اساس محاسبه گرديد .

در جدول شماره 3 ، موارد زير ملحوظ شده است .

ـ تركيب گله بلافاصله پس از پايان زايش در جدول مربوطه درج گرديد .

ـ ضريب بزغاله گيري با توجه به چند قلو زائي در بزها حدود 97 در صد محاسبه شد .

ـ براي سهولت توجيه ، يك گله فرضي بز ، در تركيب متعادل سني و جنسي همراه با درصدهاي آن بعنوان مثال آمده كه قابل تعميم در گله هاي بزرگتر يا كوچكتر هم مي باشد .

ـ چون بعضي از گله داران بزهارا همراه گوسفند در يك گله نگهداري مي نمايند اين تركيب متعادل قابل اجرا در چنين گله ها هم بوده و مغايرتي ايجاد نمي نمايد .

جدول شماره 3 ـ تركيب متعادل سني و جنسي براي گله هاي بز

عناوين

بزماده مولد

بزنر مولد

بزماده جايگزين

بزنرجايگزين

بزغاله نرنوزاد

بزغاله ماده نوزاد

جمــــع

تعداد (رأس)

60

3

18

2

29

29

141

درصد

55/42

13/2

76/12

42/1

57/20

57/20

100

توضيحات :

ـ از ماده هاي جايگزين تازمان شروع جفتگيري 67/16 درصد ( در مثال 3 رأس ) خذف و بقيه 33/83 درصد باقيمانده (معادل 15 درصد در مثال فوق ) در گروه بز ماده مولد قرار گرفته و بهمان تعداد ، از بزهاي مولد پير (5/5 ساله ) يا مريض ، پس از شيرگيري بزغاله ها، خذف مي گردند كه به اين ترتيب بزهاي ماده مولد كه هسته اصلي توليدات هستند ثابت مانده و هر ساله 25 در صد از پيرها حذف و بهمين تعداد ماده جايگزين جوان در گله مادري وارد مي شوند ، بنابراين از هر بز ماده مولد 4 دوره زايش ( ساليانه ) بزغاله گيري مي شود.

ـ از بز نر جايگزين هر ساله 50 در صد آن ( در مثال معادل يك رأس ) جايگزين پيرترين يا بدترين بز نر مولد شده و 50 درصد بقيه و بز نر حذف شده از گله خارج مي گردند.

ـ با فروش به موقع بزها و بزغاله هاي مازاد ، تعداد افراد گله در حداقل ظرفيت نگاهداشته شده و با علوفه و مواد غذائي مرتع تناسب خواهد داشت .

تركيب گله بز در پايان دوره ساليانه :

گله هاي بز نيز مانند گوسفندان ، بيشترين فراواني را پس ازاتمام دوره زايش كسب نموده و كمترين فراواني جمعيتي هم در ابتداي فصل باروري اتفاق مي افتد .

تركيب گله در اين زمان از حالت جدول شماره 3 تغيير يافته و بصورت ديگري ظاهر مي گردد كه حالت متعادل و مناسب آن در جدول شماره 4 آمده است .

جدول شماره 4 ـ تركيب سني و جنسي گله بز در ابتداي فصل باروري

عناوين

بزماده مولد

بزنرمولد

بزماده جايگزين

بزنرجايگزين

جمــــع

تعداد (رأس)

60

3

18

2

83

درصد

29/72

61/3

69/21

41/2

100

در ابتداي فصل باروري با متعادل نمودن گله هاي بز بر پايه درصدهاي محاسبه شده در جدول شماره 4 ، مي توان انتظار يك گله متعادل را در پايان فصل زايش داشت .

موارد تكميلي :

بديهي است فاكتور بره گيري يا بزغاله گيري ساليانه از عوامل مهم در تنظيم جداول تركيب متعادل سني و جنسي گله هاي گوسفند و بز مي تواند باشد ، كه اين فاكتور بر اساس نحوه مديريت ، تغذيه ، نژاد ، منطقه و ساير عوامل متغير بوده و حتي در يك منطقه از هر گله اي تا گله ديگر متفاوت است .

آنچه در جداول شماره 1 تا 4 محاسبه گرديده ، بر مبناي معيارهاي متداول در گله هاي سنتي و متكي به مرتع و در شرايط متوسط و يكبار زايش در سال تنظيم شده كه شايد در مورد همه مناطق گله داري كشور صادق نباشد ، لذا براي آنكه هر گله دار بتواند در شرايط مختلف كشور با توجه به تغييراتي كه در بره گيري يا بزغاله گيــري مناطق مختلف و

يا گله هاي مختلف و در سالهاي خشكسالي و ترسالي وجود دارد ، گله خود را با تركيب متعادل تطـبيق دهد ، جداول

تكميلي شماره 5 و 6 مي تواند راهنماي خوبي براي حالات مختلف بره گيري يا بزغاله گيري گله و تنظيم تركيب متعادل گله باشد .

اين جداول تركيب متعادل سني و جنسي گله هاي گوسفند و بز را پس از اتمام زايش مشخص نموده و بر اساس درصدهاي ، منظور شده ، هر گله اي را با هر جمعيت گوسفند يا بز مي توان بصورت تعادل در آورد .

جدول شماره 5 ـ تركيب متعادل سني و جنسي گله هاي گوسفند بر مبناي ميزان بره گيري متفاوت

ميزان

بره گيري

عناوين

ميش مولد

قوچ مولد

ماده جايگزين

نر جايگزين

بره نرنوزاد

بره ماده نوزاد

جمع

100

تعداد

100

3

25

2

50

50

230

درصد

درصد

48/43

30/1

87/10

87/0

74/21

74/21

100%

95

تعداد

100

3

25

2

48

47

225

در صد

درصد

44/44

33/1

11/11

89/0

33/21

90/20

100%

90

تعداد

100

3

25

2

45

45

220

درصد

درصد

45/45

36/1

36/11

91/0

46/20

46/20

100%

85

تعداد

100

3

25

2

43

42

215

درصد

درصد

51/46

40/1

63/11

93/0

20

53/19

100%

80

تعداد

100

3

25

2

40

40

210

در صد

درصد

62/47

43/1

90/11

95/0

05/19

05/19

100%

75

تعداد

100

3

25

2

38

37

205

درصد

درصد

78/48

46/1

20/12

98/0

53/18

05/18

100%

70

تعداد

100

3

25

2

35

35

200

درصد

درصد

50

50/1

50/12

1

5/17

50/17

100%

65

تعداد

100

3

25

2

33

32

195

درصد

درصد

28/51

54/1

82/12

03/1

92/16

41/16

100%

60

تعداد

100

3

25

2

30

30

190

در صد

درصد

63/52

58/1

16/13

05/1

79/15

79/15

100%

جدول شماره 6 ـ تركيب متعادل سني و جنسي گله هاي بــز بر مبناي ميزان بزغاله گيري متفاوت

ميزان

بزغاله گيري

عناوين

بزماده مولد

بزنر مولد

بزماده جايگزين

بزنرجايگزين

بزغاله نرنوزاد

بزغالــــه

ماده نوزاد

جمع

150

تعداد

60

3

18

2

45

45

173

درصد

درصد

68/34

73/1

41/10

16/1

01/26

01/26

100%

140

تعداد

60

3

18

2

42

42

167

در صد

درصد

92/35

80/1

78/10

20/1

15/25

15/25

100%

130

تعداد

60

3

18

2

39

39

161

درصد

درصد

28/37

86/1

18/11

24/1

22/24

22/24

100%

120

تعداد

60

3

18

2

36

36

155

درصد

درصد

71/38

93/1

61/11

29/1

23/23

23/23

100%

110

تعداد

60

3

18

2

33

33

149

در صد

درصد

27/40

01/2

08/12

34/1

15/22

15/22

100%

100

تعداد

60

3

18

2

30

30

143

درصد

درصد

96/41

10/2

58/12

40/1

98/20

98/20

100%

90

تعداد

60

3

18

2

27

27

137

درصد

درصد

79/43

19/2

14/13

46/1

71/19

71/19

100%

80

تعداد

60

3

18

2

24

24

131

درصد

درصد

80/45

29/2

74/13

53/1

32/18

32/18

100%

70

تعداد

60

3

18

2

21

21

125

در صد

درصد

0/48

40/2

40/14

60/1

80/16

80/16

100%

60

تعداد

60

3

18

2

18

18

119

در صد

درصد

42/50

51/2

13/15

68/1

13/15

13/15

100%

توجيه :

همانطور كه قبلاً تذكر داده شد ، يكي از معضلات گله داري كشور ، عدم تناسب تركيب گله و وجود تعدادي دام غير توليدي و مصرف كننده در گله ها مي باشد كه هم ميزان مصرف مواد غذائي را افزايش داده و هم مقدار بهره وري از هر سر دام مولد را كاهش مي دهد .

بسيار ديده شده كه گله داران مازاد بر نياز ، قوچ ، شيشك و بز نر و همچنين نوزادان نر و ماده را بمدت طولاني نگهداري نموده و يا از حذف ماده هاي پير و مولد و داراي نقائص جسمي و ژنتيكي خودداري مي نمايند . ماده هاي مولدي كه بطور تناوب قصر مي مانند ، يعني اينكه يكسال در ميان بارور مي شوند ، موجب افزايش هزينه گله دار و كاهش در آمد هستند و يا اينكه نوزادان نر و ماده ايكه پس از شيرگيري برايشان تعيين تكليف نشود و همچنان در گله نگهداري شوند ، موجب افزايش فشار به مراتع شده و دامهاي اصلي ازدريافت تغديه مناسب محروم مي گردند.

در برنامه حاضر سعي گرديد ، تمام جوانب رعايت گرديده و هر گروه سني و جنسي در حد نياز با پيش بيني بيماري ، تلفات ، حذف و نهايتاً ماندگاري مناسب ، بدون افزايش ظرفيت كه متأسفانه اغلب گله داران در سالهاي ترسالي به آن رو آورده و در خشكسالي ها كه متعاقباً پيش مي آيد ، در تأمين هزينه ها عاجز مانده ودر نتيجه دچار تلفات و خسارات فراوان شده و گله يا كاملاً از بين رفته و يا به حداقل غير اقتصادي كاهش مي يابد.

در روند اين برنامه ، با تثبيت جمعيت گله در حد توليدات علوفه محل پرورش ، تحمل خشكساليها آسانتر و از سوي ديگر با حذف نوزادان نر و ماده مازاد پس از ريگا ( از شير گيري ) و همينطور ماده ها و نرهاي مولد حذفي در همين زمان و هدايت آنان به واحدهاي پروار بندي ، از فشار به مراتع كاسته شده و ضمن توليد گوشت قرمز با كيفيت مناسب ، در آمد قابل قبولي هم براي گله دار خواهد داشت .

بهر حال معضلات گله داري كشور و بخصوص وضعيت نامناسب مراتع كه تأمين كننده اصلي تغذيه دامهاي كوچك كشور هستند ، ايجاب مي نمايد هرچه زودتر با تعيين استراتژي مناسب و تعريف شده ، در راه بهبود اين حرفه كه جمعيت كثيري بطور مستقيم و غير مستقيم از آن ارتزاق مي نمايند و حذف آن از چرخه اقتصادي كشور ، مشكلات زيادي را پديد خواهد آورد ، فعالانه تصميم گيري و اقدام نمايند .

شرحی بر فرايند شبيه‌سازي

"رويانا" اولين گوسفند شبيه‌سازي شده ايران و خاورميانه، در ‪ ۷۰‬روزگي در سلامت كامل به سر مي‌برد.



"رويانا" اولين گوسفند شبيه‌سازي شده ايران و خاورميانه، در ‪ ۷۰‬روزگي در سلامت كامل به سر مي‌برد.

او كه بامداد روز شنبه نهم مهرماه از طريق فناوري شبيه‌سازي با استفاده از سلولهاي بنيادي متولد شد، اكنون حدود ‪ ۴۰‬كيلوگرم وزن دارد و از وضعيت فيزيكي خوبي برخوردار است.

با تولد موفقيت آميز رويانا به همت پژوهشگران پژوهشكده رويان با استفاده از تكنيك شبيه‌سازي، ايران به عنوان نخستين كشور خاورميانه در دستيابي به اين فناوري پزشكي به شمار مي‌رود.



"رويانا" اولين گوسفند شبيه‌سازي شده ايران و خاورميانه، در ‪ ۷۰‬روزگي در سلامت كامل به سر مي‌برد.

او كه بامداد روز شنبه نهم مهرماه از طريق فناوري شبيه‌سازي با استفاده از سلولهاي بنيادي متولد شد، اكنون حدود ‪ ۴۰‬كيلوگرم وزن دارد و از وضعيت فيزيكي خوبي برخوردار است.

با تولد موفقيت آميز رويانا به همت پژوهشگران پژوهشكده رويان با استفاده از تكنيك شبيه‌سازي، ايران به عنوان نخستين كشور خاورميانه در دستيابي به اين فناوري پزشكي به شمار مي‌رود.


* شبيه‌سازي در پژوهشكده رويان
كار بر روي شبيه‌سازي گوسفند از سال ‪ ۱۳۸۳‬در قالب طرح تحقيقاتي ‪NT‬ در تهران و اصفهان آغاز شد. در ابتدا كارهاي لازم جهت بدست آوردن تخمك انجام شد و سپس مطالعات گسترده‌اي در مورد انتخاب نوع سلولي كه هسته آن انتقال پيدا مي‌كند انجام گرفت و نهايتا مقرر شد كه از سلول‌هاي فيبروبلاست گوش استفاده شود.

مطالعه در دو فاز لقاح خارج رحمي (‪ (IVF‬و شبيه‌سازي در گوسفند انجام شد.

در نتيجه لقاح خارج رحمي (‪ (IVF‬براي اولين بار در ايران، اولين بره حاصل از لقاح خارج رحمي و بلوغ آزمايشگاهي تخمك، اول مهرماه ‪ ۱۳۸۵‬با عمل سزارين بدنيا آمد.

تا قبل از اين در ايران و خاورميانه از روش باروري آزمايشگاهي براي باردار كردن دامها استفاده نشده بود و تلقيح مصنوعي در دامها به سبك سنتي انجام مي‌شد.

در اين مطالعه كه توسط محققين پژوهشكده رويان جهاد دانشگاهي انجام شد تخمك‌هاي نابالغ گوسفند نژاد فشم تهران با روش آزمايشگاهي بالغ شد و تخمك‌هاي بالغ شده با اسپرم گوسفند نژاد مرينوس استراليايي مجاورسازي شد.

جنين‌هاي حاصل شده از اين روش پس از هفت روز در مرحله بلاستوسيست به تعداد ‪ ۲‬تا‪ ۳‬جنين به گوسفند ميزبان منتقل شد و حاصل اين كار گوسفند دوقلويي بود كه يكي از آنها در حين زايمان از بين رفت.

در فاز شبيه‌سازي از تعداد ‪ ۲۳۰‬جنين منتقل شده به ‪ ۷۷‬گوسفند ميزبان، دو بره شبيه‌سازي شده حاصل شد كه بره اول در يازدهم مرداد ماه سال ‪۱۳۸۵‬ از يك راس گوسفند كه فاز بارداري را به پايان رسانده بود كاملا سالم از نظر ظاهر با وزن حدود سه كيلوگرم طي عمل سزارين بدنيا آمد.

البته اين بره پنج دقيقه بعد از تولد بدليل مشكلاتي كه بطور كلي در بره‌هاي شبيه‌سازي شده در طول بارداري و پس از تولد وجود دارد از بين رفت.

ولي بره دوم كه همان "رويانا" است تاكنون كه حدود ‪ ۷۰‬روز از تولدش مي‌گذرد همچنان در سلامت كامل بسر مي‌برد.

شبيه‌سازي به معني توليد مثل به روش غير جنسي است به گونه‌اي كه نسل ايجاد شده از نظر محتواي ژنتيكي كاملا شبيه همتاي خود است كه اساس اين كار انتقال هسته سلول غير جنسي (پيكري يا بنيادي) به تخمك بدون هسته مي‌باشد.


* انواع شبيه‌سازي
شبيه‌سازي به دو صورت "شبيه‌سازي توليد مثلي" و "شبيه‌سازي درماني" انجام مي‌شود.

"شبيه‌سازي توليد مثلي" با هدف بقاي نسل و دارا شدن فرزندي همتاي والد (از نظر محتواي ژنتيكي) صورت مي‌گيرد در اين روش از سلول سوماتيك يا پيكري جهت انتقال هسته استفاده مي‌شود.

هدف اصلي "شبيه‌سازي درماني" به دست آوردن سلول بنيادي جنيني است تا بتوان از آن در درمان ناتواني‌ها و درمان بيماري‌ها بخصوص بيماري‌هاي تحليل برنده استفاده كرد.

سلول‌هاي بنيادي سلول‌هاي تمايز نيافته‌اي هستند كه تحت شرايط مناسب توانايي تمايز به انواع سلول‌هاي بالغ را دارند و از قابليت چند ظرفيتي برخوردارند.

شبيه‌سازي با استفاده از چنين سلول‌هايي براي بدست آودن بافتها يا اندام‌هاي دچار مشكل، مي‌تواند چشم اندازي روشن از آينده‌اي زيباتر در درمان بيماري‌ها فراهم كند.

اگر چه در ابتداي امر، ورود شبيه‌سازي درماني از نوع پيوند عضو به قلمرو پزشكي غيرممكن به نظر مي‌رسيد اما اكنون اين روش به اندازه‌اي قدرتمند شده است كه خارج از مرزهايي كه پيش از اين طب را محدود كرده بود كارايي دارد.


* كاربردهاي شبيه‌سازي
يكي از كاربردهاي شبيه‌سازي كاربرد در علوم پايه است اين كاربرد يكي از كاربردهاي شبيه‌سازي در بيولوژي يا زيست شناسي تكويني است كه در آن به دقت، روند تكوين جنين بررسي مي‌شود.

در اينجا با بررسي تمايز زدايي در سلولها، تشخيص روند تشكيل سلول هاي تمايز يافته مشخص خواهد شد.

يكي ديگر از كاربردهاي شبيه‌سازي كاربرد در درمان است .در اينجا توليد جنين شبيه‌سازي شده تا مرحله بلاستوسيت يا مرحله ‪ ۱۶‬سلولي انجام مي‌گيرد تا با استفاده از آنها بتوان سلول‌هايي بنيادي با قدرت ايجاد سلول‌هايي با توانايي بالا براي تبديل به بافتهاي مختلف و تكثير نامحدود مي‌باشند توليد كرد.

يكي ديگر از كاربردهاي شبيه‌سازي كه از اهميت زيادي هم برخوردار است كاربرد اقتصادي است كه عمده‌ترين كاربرد آن در شبيه‌سازي حيوانات است.

يكي از اين موارد تكثير صفات ممتاز طبيعي است به عنوان مثال يك اسب قهرمان را مي‌توان با اين تكنيك تكثير كرد.

تكثير صفات مصنوعي و ايجاد حيوانات ترانس ژن از ديگر كاربردهاي شبيه‌سازي از نظر اقتصادي است به عنوان مثال مي‌توان گوسفند يا بزي را شبيه‌سازي كرد كه در شير آن آلبومين و يا انسولين انساني وجود داشته باشد.

همچنين با استفاده از تكنيك‌هاي شبيه‌سازي مي‌توان گونه‌هاي در حال انقراض را حفظ كرد.


* مراحل فرايند شبيه‌سازي حيوانات
شبيه‌سازي حيوانات يك فرايند چند مرحله‌اي است كه اين مراحل شامل مرحله سلول اهداكننده هسته، مرحله سلول گيرنده، خروج هسته از تخمك گيرنده، فرايند انتقال هسته و مرحله كشت و انتقال جنين است.

سلول‌هاي اهداكننده هسته شامل سلولهاي كومولوس (توده اپي تليال اطراف فوليكول تخمدان)، سلول‌هاي سرتولي (سلول‌هاي نگهدارنده اسپرم)، فيبروبلاست جنيني، سلول‌هاي گرانولوزا، سلولهاي بدست آمده از موجودات كلون شده (سلول‌هاي نسل دوم) و سلول‌هاي بنيادي مي‌باشند.

در مرحله خروج هسته از تخمك گيرنده، روش بي‌هسته‌سازي توسط سوزن بسيار ظريف مخصوصي در شرايط آزمايشگاهي انجام مي‌شود و هسته تخمك خارج و به يك تخمك بدون هسته تبديل مي‌شود.

فرايند انتقال هسته فرايندي است كه اجازه انتقال هسته يك سلول‌دهنده را به يك سلول گيرنده مي‌دهد.سلول گيرنده اغلب تخمك بالغ پستانداران است كه كروموزوم آن خارج شده و در واقع حكم سيتوپلاست را دارد.

در مرحله كشت و انتقال جنين، جنين بازسازي شده حداقل به مدت پنج روز در محيط كشت جنين، نگهداري مي‌شود تا به ميزان قابل توجهي از تكامل برسد و در صورت امكان اجازه انتقال آن به روش غير جراحي صادر مي‌شود.

در چنين فرآيندهايي جنين به روش لاپاراتومي و از طريق لوله رحمي به رحم منتقل مي‌شود بنابراين لازم است تا جنين مراحل ابتدايي تكامل يعني مرحله هشت سلولي را طي كند.

همگام با روند پيشرفت شبيه‌سازي ، دانشمندان جهت بهره‌وري بيشتر، با اقداماتي مانند حذف يا افزودن ژنهاي بيماري زا، تغييرات دلخواه را در ژنوم هسته سلول‌دهنده ايجاد مي‌كنند. اين تكنيك مي‌تواند خدمات موثري را در زمينه‌هاي پژوهش، تشخيص و درمان بيماري‌ها ارايه نمايد.

فرايند انتقال هسته شامل دو قسمت اساسي خروج هسته از تخمك و جايگزين نمودن آن توسط سلول‌دهنده است كه اين تكنيك نخستين بار در سال ‪ ۱۹۳۸‬ميلادي توسط "هانس اسيمن" انجام شد.

مشكلات بسياري در راه شبيه‌سازي پستانداران وجود داشت تا اينكه محققين اسكاتلندي توانستند گوسفند شبيه‌سازي شده به نام "دالي" (‪ (Dolly‬را توليد كنند و به اين صورت آنچه كه در ذهن محققين و دانشمندان غيرممكن بود، ممكن سازند.

اكنون شبيه‌سازي آرام آرام مسير ترقي و پيشرفت خود را طي مي‌كند.

اثرات پروتئين و انرژي مصرفي بر توليدمثل در گاوهاي شيري

مقدمه

تغذيه بعد از زايش، زمانيكه توليد شير گاوهاي شيري افزايش مي يابد، مي تواند عملكرد توليدمثلي و به دنبال آن سودبخشي گله را تحت تأثير قرار دهد. بطور كلي، افزايش نيازهاي متابوليكي توليد بالا بهمراه نياز هاي توليدمثلي و سلامت، اثر متقابل بين تغذيه و توليدمثل ( خصوصاً بعد از زايمان ) را به يك موضوع مهم در صنعت گاو شيري تبديل كرده است. تحقيقات اخير، نقش مهم تغذيه را در توليدمثل تأييد كرده اند، و در بيشتر حالات، كمبودهاي غذايي شديد باعث مشكلات و بيماريهاي توليدمثلي شده است. همچنين، مكانيسم تغذيه اي كه بر روي عملكرد توليدمثلي تأثيرگذار است، بسيار پيچيده بوده و به طور واضح قابل تشخيص نمي باشد. با اين وجود، نقش فاكتورهاي غذايي مانند پروتئين و يا تعادل انرژي، و مكانيسم عملكردشان بر توليدمثل، در سالهاي اخير، بيشتر شناخته شده است.


نقش پروتئين در توليدمثل

به منظور افزايش توليد شير و افزايش درآمد، توليدكنندگان شير سعي مي كنند كه مصرف غذا را ، خصوصاً در دوره ابتداي پس از زايمان، حداكثر كنند و از آنجا كه، جيره هاي حاوي پروتئين بالا، در كل ، طعم بهتري داشته و مصرف غذا را افزايش مي دهند، اغلب توليدكنندگان، بيش از نياز گاوها در طول اين دوره، به دامهايشان پروتئين مي خورانند. اين جيره هاي غذايي با ميزان پروتئين بالا، مي توانند بازده توليدمثلي را كاهش دهند. در بيشتر مطالعات، افزايش پروتئين خام جيره را، دليل افزايش زمان تا اولين تخمك گذاري بعد از زايمان و افزايش تعداد سرويس ها به ازاء هر آبستني و يا تعداد روزهاي باز مي دانند. به عنوان مثال، تحقيقات انجام شده در دانشگاه اورگان نشان داده است كه گاوهايي كه با پروتئين بيش از حد تغذيه شده اند ( بيشتر از 10-15 درصد نيازهاي بالا ) ، تعداد سرويس بيشتري به ازاء هر آبستني نياز داشتند و در نتيجه فاصله گوساله زايي طولاني تري را نشان دادند. با اين وجود، برخي تحقيقات ديگر، اثرات زيان آور سطوح بالاي پروتئين مصرفي را بر توليد مثل نشان نداده اند. تناقض هاي مشاهده شده در مطالعات و تحقيقات مختلف، مي تواند بدليل منبع پروتئيني جيره مورد استفاده بجاي كل پروتئين خام جيره باشد. برخي محقيقين معتقدند كه افزايش پروتئين خام جيره، لزوماً با ميزان آبستني ارتباط نخواهد داشت. علاوه بر آن، كل پروتئين خام جيره، عمل متقابل بين توليدمثل و پروتئين مصرفي را به ميزان كافي شرح نمي دهد. بطوركلي مواد پروتئيني در بخشهاي تجزيه پذير پروتئينهايشان متفاوتند. به عنوان مثال دو جيره حاوي 18 درصد پروتئين ممكن است در ميزان پروتئين قابل تجزيه و غيرقابل تجزيه در شكمبه متفاوت باشند. عدم تعادل در منبع و نياز براي پروتئين قابل تجزيه و غيرقابل تجزيه در شكمبه، هر يك ممكن است توليدمثل را تحت تأثير قرار دهند.

به منظور شرح چگونگي اثر منفي مصرف بيش از حد پروتئين بر باروري، 3 فرضيه كلي ارائه شده است:

1.    محصولات فرعي سمي متابوليسم نيتروژن از شكمبه (آمونياك) و كبد (اوره) ممكن است به اسپرم، تخمك و يا ابقاي جنين تازه، زيان برسانند.

2.       عدم تعادل در انرژي و پروتئين فراهم شده، ممكن است بازده توليدمثلي را تحت تأثير قرار دهد

3.       محصولات فرعي نيتروژن يا مصرف انرژي، ممكن است ترشح گنادوتروپين و يا هورمون پروژسترون را تغيير دهد.

 ( پروژسترون براي توسعه فوليكولي، عبورجنين در طول لوله رحم تا رسيدن به رحم و بطور كلي در ابقاء آبستني مهم مي باشد). اين تأثيرات، ممكن است بطور منحصر بفرد و اختصاصي، همزمان با هم و يا با همكاري هم و بطور سينرژيك اتفاق بيفتند. همچنين، مقدار و منبع پروتئين نيز مي تواند پروژسترون را متأثر سازد. امكان دارد كه در مقاديري از پروتئين خام جيره كه نياز شكمبه را براي پروتئين قابل تجزيه افزايش مي دهد، كاهش در غلظت پروژسترون اتفاق بيفتد. با اين وجود، اثر مصرف پروتئين بر ميزان پروژسترون نياز به مطالعات بيشتري دارد و عواملي مانند، كل انرژي مصرفي و منبع پروتئين نيز بايد مورد آزمايش قرار گيرند.

بدليل تشابه تغييرات هورموني در گاوهاي تغذيه شده با جيره هاي حاوي پروتئين خام بالا، با آنچه كه در گاوها در اثر كمبود انرژي اتفاق مي افتد، بسياري از اين آثار ممكن است ناشي از اثر متقابل با انرژي بجاي اسيدهاي امينه يا محصولات فرعي نيتروژني از متابوليسم شكمبه باشد. جيره هاي با پروتئين بالا يا جيره هاي حاوي پروتئين قابل تجزيه بيش از حد، مي توانند تعادل منفي انرژي را با افزايش توليد شير شدت دهند.

بطوركلي اثرات پروتئين غذا بر باروري بسيار پيچيده بنظر مي رسد، فاكتورهاي مختلفي مانند سن، انرژي، پروتئين غيرقابل تجزيه در شكمبه و سلامتي رحم ممكن است واكنش به تغييرات پروتئين مصرفي را تحت تأثير قرار دهند. به منظور حداقل كردن زيانهاي اقتصادي تغذيه غيرمؤثر پروتئين بيش از حد، بر روي توليد و توليدمثل، جيره ها بايد براي تأمين مقادير مناسبي از پروتئين قابل تجزيه و غيرقابل تجزيه در شكمبه، تهيه شوند. به عنوان مثال، براي گاوهاي پر توليد و گاوهايي كه در ابتداي شيردهي هستند، 35 درصد پروتئين خام بايد بصورت پروتئين غير قابل تجزيه در شكمبه باشد. پس جايگزين كردن برخي منابع پروتئيني عبوري، خصوصاً در جيره هايي كه بر اساس يونجه (زيرا پروتئين يونجه بسيار تجزيه پذير است) تهيه مي شوند، نياز است.

نقش تعادل انرژي در توليدمثل :

انرژي مصرفي مي تواند يكي از مهمترين عوامل تغذيه اي مؤثر بر توليد گاوهاي شيري باشد. انرژي مصرفي ناكافي در تليسه ها و در گاوها در ابتداي شيردهي، عملكرد توليدمثلي را كاهش مي دهد. مصرف انرژي بيش از حد در اواخر دوره شيردهي و در دوره خشكي نيز مي تواند مشكلات چاقي گاو را ايجاد كند كه خود موجب كاهش بازده توليدمثلي آنها در دوره شيردهي بعدي مي شود. زمانيكه تليسه ها با مقادير ناكافي انرژي تغذيه شوند، ديرتر به سن بلوغ جنسي مي رسند و چنانچه جيره هايي كه داراي كمبود انرژي هستند به تليسه هايي كه دوره هاي فحلي طبيعي را شروع كرده اند، خورانده شود، ممكن است موجب توقف دوره فحلي آنها شود. گاوهاي شيرده پرتوليد نيز، در ابتداي دوره بعد از زايمان، ناتوان از مصرف غذاي كافي به منظور تأمين نيازهاي انرژي براي توليد شير هستند. وقتي كه موادغذايي مصرفي نتوانند نيازهاي غذايي افزايش يافته براي توليد شير را مرتفع سازند، تعادل منفي انرژي اتفاق مي افتد. در اين شرايط، نيازهاي انرژي بطور ناقص و از طريق متابوليسم ذخاير بدن، مرتفع مي شود كه اين امر نيز به نوبه خود منجر به كاهش وزن بدن و شرايط بدني مي گردد. متابوليسم بيش از حد ذخاير بدن با تصفيه چربي كبدي بعد از زايمان و كاهش عملكرد توليدمثلي در گاوهاي شيري پرتوليد همراه مي باشد. البته ميزان و مدت زمان تعادل منفي انرژي در طول ابتداي دوره شيردهي، بيشتر به غذاي مصرفي بستگي دارد تا به توليد شير. مكانيسم هايي كه همراه با غذاي مصرفي ناكافي بعد از زايمان و در نتيجه آن تعادل منفي انرژي ، توليدمثل را متأثر مي سازند، هنوز بطور كامل شناخته نشده اند. با اين وجود، برخي احتمالات وجود دارد كه رابطه آنتاگونيستي بين متابوليسم بعد از زايمان و عملكرد توليدمثلي را روشن مي سازند.

هورمون لوتئيز كننده ( LH ) ، يك هورمون مهم و حياتي است كه به منظور دوباره برقرار سازي فعاليت تخمدان، رشد نهايي و بلوغ فوليكولهاي تخمداني، تخمك گذاري و ترشح تخمداني پروژسترون مورد نياز مي باشد. كمبود انرژي شديد ممكن است ترشح LH را تغيير دهد و در نتيجه، توسعه فوليكولي و تخمك گذاري را به تعويق بيندازد. تعادل منفي انرژي در ابتداي دوره بعد از زايمان، ممكن است كه به باروري پايين همراه با اثرگذاري منفي روي كيفيت فوليكولهاي تخمدان، در طول دوره توليدمثلي، منجر شود. بطور كلي، هر فوليكول، تقريباً 70 روز نياز دارد تا كامل شود و بصورت تخمك آماده گردد. فوليكولهايي كه با چنين شرايط نامطلوب انرژي روبرو مي شوند ( تعادل منفي انرژي شديد در دوره ابتدايي بعد از زايمان)، در اين مدت زمان تعيين شده (70روز)، آمادگي انجام وظايف خود را پيدا نمي كنند. گزارش شده است كه فوليكولهاي در حال رشد در گاوهايي كه كاهش شديد وزن را در طول 3 تا 5 هفته بعد از زايمان، بخود ديده اند، فوليكولهاي معيوبي هستند كه در طول دوره توليدمثلي ترشح پروژسترون را كاهش داده و باروري پاييني را ايجاد مي كنند.

بر اساس مطالب بالا، مشخص مي شود كه توليد شير، كمبود انرژي شديد و از دست دادن شرايط بدني با فاصله تا اولين تخمك گذاري، همبستگي مثبت و با نسبت آبستني به اولين سرويس، همبستگي منفي دارد. به اين ترتيب كه براي گاوها با توليد بالا، مدت زمان طولاني تري براي اولين تخمك گذاري بعد از زايمان لازم است، همچنين نسبت آبستني به اولين سرويس و در كل باروري، در گاوهاي پرتوليد پايينتر است. بنابراين استراتژي هاي تغذيه اي كه شروع تخمك گذاري بعد از زايمان را تسريع مي بخشند، مي تواند بر عملكرد توليدمثلي اثر مثبتي داشته باشد. بطوركلي، براي كاهش شرايط بدني از دست رفته و همچنين كاهش شدت تعادل منفي انرژي بعد از زايمان، به منظور افزايش باروري، راههاي متعددي وجود دارد. دو راه رسيدن به حداكثر تراكم انرژي در جيره غذايي گاوهاي شيري در ابتداي شيردهي ، عبارتند از :

1.       افزايش ميزان كربوهيدرات غير سلولزي جيره مثل ذرت با رطوبت بالا

2.       اضافه كردن چربي به عنوان مثال دانه كتان يا چربي عبوري

افزايش كربوهيدرات غير سلولزي جيره مي تواند از طريق كاهش نسبت علوفه به كنسانتره و يا بوسيله تغذيه با غلات بيشتر، حاصل شود. هر چند كه، جيره با مقادير بالاي غلات ممكن است منجر به اسيدوز و كاهش چربي شير شود. از طرفي ديگر، ضميمه كردن چربي به منظور افزايش تراكم انرژي جيره، مي تواند غلظت كلسترول پلاسماي مورد نياز براي سنتز پروژسترون را افزايش دهد،كه در نتيجه منجر به توسعه باروري مي شود. علاوه بر اين، جيره گاوهاي خشك، در طول اواخر دوره خشكي ( 2-3 هفته آخر )، بايد به طور مناسب تنظيم شود تا اينكه گاوهاي خشك، شرايط بدني زيادي را از دست ندهند و دچار تعادل منفي شديد انرژي در هنگام زايمان نگردند.

با توجه به مطالب گفته شده، روشن است كه تغذيه رابطه نزديكي با توليدمثل دارد. از طرفي ديگر نيز، به علت پايين بودن وراثت پذيري بيشتر صفات توليدمثلي، پيشرفت ژنتيكي حاصل از انتخاب براي اين صفات به كندي حاصل مي شود و مي توان گفت كه در كل مديريت (عوامل محيطي مؤثر ) خصوصاً تغذيه نقش بيشتري را در مقايسه با ژنتيك در بازده توليدمثلي ايفا مي كند. كمبودهاي غذايي و فزوني يا نا متعادل بودن غذايي، همگي نشان داده اند كه مي توانند منجر به تغييرات توليدمثلي شوند. و تنها مشكل اصلي نامشخص بودن ميزان اين افزايش، كمبود يا عدم تعادل مي باشد كه توليدمثل راتحت تأثير قرار مي دهد. مطالعات و تحقيقات بيشتري بر روي گاوهاي شيري پرتوليد نياز است تا نقش تك‌تك مواد مغذي و اثرات متقابلشان بر روي عملكرد توليدمثلي روشن شود. در حال حاضر، بهترين توصيه، تهيه يك برنامه غذايي براي گاوهاي شيري است كه براي تمام مواد مغذي، بالانس شده باشد و تمامي نيازهاي غذايي دام را برطرف كند. با اين وجود، بايد خاطر نشان كرد كه تغذيه، تنها يكي از دلايل مشكلات و بيماريهاي توليدمثلي است. شرايط محيطي، تشخيص بموقع فحلي، زمان تلقيح مصنوعي و ذخيره و حمل اسپرم و رعايت اصول بهداشتي به هنگام زايش نيز مي توانند عملكرد توليدمثلي گله را تحت تأثير قرار دهند. برنامه هاي تغذيه اي مي توانند عملكرد ضعيف توليدمثلي ايجاد شده با مديريت ضعيف را اصلاح كنند.


منابع مورد استفاده:

1- Jordan, E.R., Interaction: Genetic and Reproduction, West Virginia University.
2- Smith, R.D. and Chase, E.L., Nutrition and Reproduction, Cornell University,
http://www.wvu.edu/~ exten/infores/pubs/livepoul/dirm14.pdf.
3- Ahmadzade, A., Effects of Nutrition on Reproduction in Dairy cows, Virginia polytechnic Institute and state University, http://www.dase.vt.edu/extension/nutritioncc/9655.html.
4- Shaver, R.D. and Howard, W.T., Feeding Dairy Cows For Effective Performance,
http://cecommerce.uwex.edu/pdfs/NRC366.PDF.

ملاس چغندرقند از مرگ و مير زنبور عسل جلوگيري مي‌كند

استفاده از ملاس چغندر قند در موقع سمپاشي مزارع تلفات زنبور عسل را كاهش مي‌دهد. محمد رضا زبده پژوهشگر بخش دامپروري مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان همدان با اعلام اين مطلب به خبرنگارخبرگزاري كشاورزي ايران - ايانا گفت: در زمان مبارزه شيميايي (سمپاشي) مزارع كه براي از بين بردن آفات محصولات زراعي و باغي صورت مي‌گيرد، تعدادي از زنبوران عسل هنگام جمع آوري شهد و گرده، در اثر تماس با سم از بين مي‌روند. وي افزود: همچنين اين زنبورها با آوردن اين سم به كندو باعث از بين رفتن لاروهاي داخل كندو و مسموم شدن عسل مي‌شوند. زبده با اشاره به اين كه درصد بسيار بالايي از زنبوران در تماس با سم از بين مي‌روند و خسارت زيادي را به زنبورداران وارد مي‌سازند، گفت: براي كاهش تلفات زنبور عسل در موقع سمپاشي بايد از تماس زنبور عسل با سم جلوگيري كرد. وي استفاده از مواد دور كننده در زمان سم پاشي را از راه‌هاي جلوگيري تماس زنبور عسل با سم عنوان كرد و ملاس چغندر قند را يكي از بهترين مواد دور كننده دانست. اين پژوهشگر در ادامه گفت: براي تعيين مناسب‌ترين غلظت ملاس چغندر قند، در آزمايشي غلظت‌هاي مختلف ملاس چغندر قند با سم زولن مخلوط و بر روي مزرعه يونجه در مرحله گلدهي كامل اسپري شد. زبده افزود: نتايج حاصل از اين آزمايش نشان داد كه استفاده از 15 ليتر ملاس چغندر قند به همراه 400 ليتر آب و 5/2 الي 3 ليتر سم زولن در هكتار منجر به دور شدن زنبوران عسل در موقع سم پاشي و در نتيجه كمترين تلفات زنبوران عسل را به دنبال داشت. وي در پايان گفت: بنابراين توصيه مي‌شود با استفاده از مخلوط ملاس چغندر قند و سم در موقع سم پاشي، علاوه بر مبارزه با آفات محصولات زراعي و باغي، از تلفات سنگين زنبور عسل نيز جلوگيري مي‌شود و همچنين به افزايش محصولات زراعي و باغي از طريق حفاظت از حشرات گرده افشان كمك مي‌كنند