ارزش تغديه اي كنگر Gundelia tournefortii و يونجه در تغذيه گوسفند

 در اين آزمايش، امكان جايگزيني يونجه (Medicago sativa) با كنگر ( يك گياه مرتعي استان فارس) در جيره بره هاي پرواري بررسي شد. گياه مرتعي كنگر در گامه هاي پاياني دروه گل دهي در نسبت هاي 0 و 25 و 50 و 75 و 100 درصد، در گروه هاي آزمايشي يك تا پنج با يونجه جايگزين و هر جيره، به 12 راس بره نر (136 روز سن) پرواري كبوده شيراز تغذيه شد. جيره ها از نظر غلظت نيتروژن و انرژي برابر بودند. در پايان مدت 75 روز پرواري، بره ها كشتار و قطعه بندي شدند. ميانگين افزايش وزن روزانه، ميزان مصرف خوراك، ضريب تبديل غذايي، راندمان لاشه، وزن چربي دروني، وزن گوشت لاشه، درصد ماده خشك، پروتئين و چربي گوشت در بين گروه هاي آزمايشي، تفاوت آماري معني داري نشان نداد (P>0.05). ضخامت چربي پشت، بين گروه هاي آزمايشي، تفاوت معني داري نشان داد (P<0.01 ). هزينه توليد هر كيلوگرم خوراك (بر پايه ماده خشك) براي جيره هاي شماره 1 تا 5 به ترتيب برابر 1266، 1155، 1050، 924، 787 ريال بود. به نظر مي رسد كه جايگزيني يونجه با كنگر در جيره بره هاي پرواري، با فرض ثابت بودن انرژي و پروتئين به خوبي امكانپذير و از نظر اقتصادي با صرفه باشد.

اثر سطوح مختلف انرژي و پروتئين جيره غذايي برتوان پرواري و خصوصيات لاشه و پشم بره هاي كردي

در اين آزمايش به منظور تعيين سطوح مناسب انرژي و پروتئين مورد نياز بره¬هاي نر کردي، اثرات سه سطح انرژي 2.3، 2.5 و 2.7 مگاکالري انرژي قابل متابوليسم در هر کيلوگرم ماده خشک و هر سطح انرژي با سه سطح 10، 12.5 و 15 درصد پروتئين خام و اثرات متقابل آنها بر روي توان پرواري، خصوصيات لاشه و پشم و ماده خشک مصرفي در 108 رأس بره نر کردي 8-7 ماه و ميانگين وزن زنده 0.32± 25.62 کيلوگرم مورد بررسي قرار گرفت. بره¬ها 105 روز مورد تغذيه دستي قرار گرفتند. در اين تحقيق از طرح کاملاً تصادفي در قالب آزمايش فاکتوريل (3× 3) با 9 جيره غذايي و 3 تکرار 4 مشاهده در هر تکرار استفاده شد. هر 21 روز يک بار ميزان افزايش وزن، ماده خشک مصرفي و ضريب تبديل غذائي بره¬ها اندازه¬گيري مي¬شد. و در پايان دوره، بره¬ها جهت تعيين وزن و درصد قطعات لاشه و ترکيبات شيميائي گوشت بدون استخوان ناحيه دنده¬ها 11، 10 و 9 ذبح گرديدند. نتايج آزمايش نشان داد که ميانگين افزايش وزن و ماده خشک مصرفي روزانه بره¬ها تغذيه شده با جيره¬هاي 9 گانه به ترتيب 128، 137، 146، 145، 151، 202، 143، 180 و 185 گرم و 1.35، 1.46، 1.58، 1.44 ، 1.72، 1.33 و 1.66 کيلوگرم بوده است. جيره غذائي اثر معني¬داري P<0.05) (بر ترکيبات شيميائي گوشت بدون استخوان ناحي? دنده¬ها 11، 10 و 9 داشت.نتايج حاصل از رقيق شدن اوره نشان داد که همبستگي معني¬داري بين فضاي انتشار اوره و خصوصيات لاش? بره¬ها وجود ندارد. همچنين جيره غذايي اثر معني¬داري بر خصوصيات مختلف پشم از جمله رشد، راندمان، ميزان چربي و قطر تار پشم داشته است. به طول کلي نتايج اين آزمايش نشان داد که جيره حاوي 2.5 مگا کالري انرژي قابل متابوليسم در هر کيلوگرم جيره غذايي و 15 درصد پروتئين خام به عنوان بهترين جيره براي بره¬هاي پرواري کردي به شمار مي¬رود.

بررسي احتمال وجود كريپتوسپوريديوم شبه موريس (آندرسوني) و تغييرات پاتولوژيك شيرداني حاصل از آن در گاو

هدف: بررسي احتمالي وجود كريپتوسپوريديوم شبه موريس (آندرسوني) در گاودارهاي اطراف اصفهان و آگاهي از فراواني آن و همچنين بررسي تغييرات هيستولوژيك حاصله از انگل در شيردانهاي به دست آمده در كشتارگاه مي باشد. همچنين برخي از راههاي احتمالي انتقال انگل نظير موش و آب مورد توجه قرار گرفت. طرح: بررسي ميداني. روش: در اين بررسي نمونه هاي از مدفوع گاوان گاوداريهاي اطراف اصفهان تهيه مي شد. همزمان از تعدادي از گاوداريها و منازل اطراف آنها موشهاي خانگي توسط تله گرفته مي شد 200 نمونه نيز از فاضلاب 2 گاوداري تهيه گرديد همچنين نمونه هايي از شيردان گاوان كشتار شده در كشتارگاه اصفهان تهيه شد. از تعدادي از نمونه هاي مثبت شيرداني به موش غير آلوده خورانده شد مدفوع آنها از نظر دفع انگل مورد ارزيابي قرار گرفت. نمونه هايي جهت بررسي هيستوپاتولوژيك از شيردانهاي مثبت از نظر كريپتوسپوريديوم موريس اخذ شد و موقعيت انگل و تغييرات پاتولوژيك حاصله از آن توسط ميكروسكوپ نوري و الكترونيك مورد توجه قرار گرفت. تجزيه و تحليل آماري: آمار توصيفي. نتايج: نتيجه اين مطالعه نشان داد كه 2.66 درصد مدفوع گاوهاي مورد مطالعه حاوي انگل كريپتوسپوريديوم شبه موريس بودند. معده 9.18 درصد موشهاي گرفته شده از گاوداريها و 1.85 درصد موشهاي اخذ شده از منازل اطراف گاوداريها آلوده به كريپتوسپوريديوم موريس بود كليه نمونه هاي اخذ شده از فاضلاب هر دو گاوداري به كريپتوسپوريديوم پاروم و 6 درصد نمونه ها آلوده به كريپتوسپوريديوم موريس مشاهده گرديد. در رابطه با نقش موش در انتقال انگل مشاهده گرديد كه 75 درصد موشهايي كه از محتويات شيردانهاي آلوده به آنها خورانده شده بود انگل را دفع نمودند. هيچ يك از موشهاي شاهد مبادرت به دفع انگل ننمودند. نمونه هاي بافت شناسي كه از شيردانهاي آلوده اخذ شده بود وجود انگل را در مجراي غدد پيتيك شيردان به خوبي نشان داد. درجاتي از تجمع سلولي در ناحيه پارين مخاط شيردان در موارد مثبت مشاهده گرديد. نتيجه گيري: نتايج حاصل از اين مطالعه نشان داد كه كريپتوسپوريديوم شبه موريس در شيردان برخي از گاوهاي گاوداريهاي اصفهان وجود دارد و مي تواند تغييراتي را در شيردان آنها باعث شود. همچنين به خوب نشان داده شد كه موش و‌آب در انتقال انگل داراي نقش اساسي مي باشند تا چه اندازه وجود اين انگل در شيردان مي تواند روي توليد حيوان اثر گذار باشد نكته اي است كه بايستي به طور جداگانه مورد مطالعه قرار گيرد.

نقش پروفيل اسيدهاي چرب جيره غذايي بر عملكرد باروري گاوهاي شيري

را بخاطر بسپاريم :
اسيدهاي چرب غير اشباع ( با جند باند دوگانه ) از جمله اسيد لينولئيك ( 6 – n 2 : 18 C ) , لينولنيك ( 3 – n 3 : 18 C ) , ايكوزانوئيدها ( 3 – n 5 : 20 C ) و دكوهگزانوئيدها ( 3 – n 6 : 22 C ) بر باروري و عملكرد توليد مثلي گاوها تاثير بسزايي دارند .
اسيد هاي چرب لينولئيك , لينولنيك و دكو هگزانوئيدها به ترتيب در دانه هاي روغني , علوفه ها و اغلب در دانه كتان , روغن ماهي يافت مي شوند .
تغذيه جيره هاي حاوي اسيد لينولئيك بالا طي دوره خشكي ( ِDry period ) موجب افزايش وقوع جفت ماندگي مي شود .
مكمل سازي جيره غذايي با اسيد هاي چرب داراي چند باند دوگانه( Poly unsaturated fatty acids ) طي دوره بعد از زايش موجب بهبود باروري گاوهاي شيري مي شود اما در اين زمينه تحقيقات زيادي لازم است .
مقدمه
امروزه اصلاح ‍ژنتيكي گاوهاي شيري از نظر صفت توليد شير , بدون توجه به اهميت صفات ديگر از جمله صفات باروري , مقاومت ورم پستاني و غيره موجب كاهش عملكرد بقيه صفات از جمله صفات توليد مثلي شده است . اما خوشبختانه مي توان به كمك علم تغذيه دام تاحدودي اين نقص را جبران نمود. استاپلس و همكاران ( 1998 ) گزارش كردند كه از مجموع 20 مقاله در مورد موضوع بهبود عملكرد باروري گاوهاي شيري با افزودن چربي به جيره غذايي , حدود 11 مقاله بر مثبت بودن نتايج متفق الراي بودند .مكانيزم عمل بهبود عملكرد توليد مثل گاوهاي شيري توسط افزودن چربي به جيره هاي غذايي بطور صريح مشخص نشده است .اما فرضيه هاي مختلفي وجود دارد . چهار مورد از آنها كه توسط استاپلس و همكاران ( 1998 ) پيشنهاد شده است در ذيل بيان مي گردد :
1 ) بهبود بالانس منفي انرژي بدن طي اوايل شيردهي
2 ) افزايش سنتز تركيبات استروئيدي مانند هورمونهاي استروئيدي از جمله پروژسترون
3 ) تغيير غلظت انسولين خون بدنبال آن تحريك رشد فوليكولهاي تخمداني
4 ) تغيير ميزان سنتز PGF2α كه اين تركيب داراي اثر منفي بر فعاليت جسم زرد مي باشد .
سركوب PGF2α در اوايل آبستني احتمال زنده ماني جنين را افزايش مي دهد
طي يك دوره فحلي چنانچه تلقيحي صورت نگرفته باشد معمولا" فعاليت جسم زرد تا 16 روز ادامه مي يابد.از طرف ديگر 12 روز بعد از فحلي , نوسانات ضعيف ترشح PGF2α از رحم در هر دو گاو ـآبستن و يا غير آبستن آغاز مي شود.افزايش سنتز PGF2α موجب كاهش فعاليت جسم زرد مي شود . ولي جنين در حال رشد با ارسال سيگنالهايي با عنوان انترفرون تاو ( Interferon – tau ) سنتز PGF2α را كاهش مي دهد . انترفرون تااو اخيرا" بعنوان سيگنالهاي اوليه جنين جهت تشخيص آبستني بشمار مي رود. جنين بعد از 10 روزگي شروع به ترشح اين ماده نموده و با افزايش رشد ميزان توليد آن نيز افزايش مي يابد. بدليل اينكه همه جنينها داراي سرعت رشد يكساني نيستند بخاطر همين موضوع جنينهايي كه داراي رشد ضعيفي هستند ممكن است قبل از ترشح انترفرون تااو , توسط افزايش غلظت PGF2α آزاد شده از رحم سقط شوند .بنابراين ممكن است ترشح انترفرون تااو در مقادير مورد نياز جهت جلو گيري از ترشح PGF2α تا روز 13 صورت نگيرد. لذادر چنين شرايطي نقش اسيد هاي چرب غير اشباع در كاهش سنتز PGF2α طي اوايل آبستنيي اهميت پيدا مي كند. بنابر اين تغذيه جيره هاي غني از اسيد هاي چرب غير اشباع براي بهبود باروري , دستيافت تازه اي در مديريت توليد مثل گاوهاي شيري مي باشد .
اثر مثبت چربي جيره غذاي بر باروري گاوهاي شيري مي تواند بدليل اثرات برخي از اسيدهاي چرب جيره بر هيپوفيز , تخمدانها و رحم از طريق بهبود وضعيت انرژي بدن باشد . دانشمندان معتقدند كه برخي از مكملهاي چربي موجب تغيير توليد PGF2α در بدن مي شوند زيرا برخي از اسيدهاي چرب ويژه بخصوص اسيدهاي چرب غير اشباع با چند باند دوگانه ( PUFA ) در سنتز آن نقش دارند . بنابراين مي توان با تغيير پروفيل اسيدهاي چرب جيره غذايي سنتز PGF2α توسط بافت رحم را در اوايل آبستني كاهش داده و موجب كاهش ميزان مرگ و مير جنين شد .
اسيدهاي چرب ضروري و عملكرد توليدمثلي
كمبود اسيدهاي چرب ضروري در حيوانات آزمايشي موجب بروز علايمي همچون تشكيل ناقص غشاهاي سلولي, عدم رشد كافي بدن , پوست , بافتهاي پيوندي و همچنين باروري ضعيف مي شود . Zeron و همكاران گزارش كردند كه كاهش ميزان باروري گاوهاي هولشتاين طي ماههاي تابستان بدليل پائين بودن محتواي اسيد لينولئيك غشاء اووسيتها مي باشد, در حالي كه محتواي اسيد لينولنيك چندان تغيير فصلي ندارد.در مقابل اسيدهاي چرب غير اشباع داراي 5 و 6 باند دوگانه در غشاء اسپرم دامهاي نر بر كيفيت اسپرم در باروري تخمك تاثير مي گذارد .
اسيدهاي چرب ضروري در داخل سلول مي توانند بر رونويسي ژنهاي كد كننده پروتئينهاي ضروري براي آبستني موثر باشند .
در بعضي حيوانات اسيدهاي چرب غير اشباع ( PUFA ) نقش مهمي در بسياري از فرآيندهاي توليد مثلي از جمله تخمك گذاري , لقاح و زايمان دارند . اسيدهاي چرب جيره غذايي مي توانند بر رشد فوليكول تخمداني , فعاليت جسم زرد و توليد پروژسترون نقش داشته باشند . طي تحقيقي گزارش شده است كه در صورت تغذيه جيره هاي غني از PUFA ازخانواده امگا 3 قبل از زايش به ترتيب درگوسفند وگاو , موجب تاخير زمان زايش ( Nibashaka Baguma و همكاران 1999 ) و افزايش وقوع جفت ماندگي شد( Barnouin & chassaqne 1991 ). ولي افزايش اسيدهاي چرب غير اشباع امگا 3 در جيره غذايي بعد از زايش, ميزان آبستني گاوها را بهبود بخشيد ( Armstong و همكاران 1990 ) .
اثر جيره هاي بر پايه پودر ماهي بر باروري :
اسيدهاي چرب غير اشباع توسط باكتريهاي شكمبه تحت فرآيندي بنام بيوهيدروژناسيون متابوليزه مي شوند. طي اين فرآينداسيدهاي چرب غيراشباع به اسيدهاي چرب اشباع تبديل مي شوند . پودر ماهي داراي پتانسيل افزايش باروري مي باشد علت اين مسئله را به بخاطر داشتن اسيدهاي چرب منحصربفردي كه مي توانند بدون بيوهيدروژنه شدن ازشكمبه عبوركنند و موجب كاهش ترشح PGF2α شوند, نسبت داده مي شود. .Armstrong و همكاران گزارش كردند كه گاوهاي فريزين بريتانيائي كه با پودر ماهي بمقدار 8 /0 Kg/day تغذيه شده بودند نرخ آبستني بيشتري (64 % ) در مقايسه با گروه شاهد ( 44 % ) داشتند. همچنين تعداد سرويس براي اين گروه در مقايسه با گروه شاهد به ترتيب 62 / 1 , 31 / 2 بود. مكانيزم كار هنوز بطور واضح مشخص نيست ولي فرضيه هاي چندي در اين مورد وجود دارد كه يكي از آنها وجود دو نوع اسيد چرب ايكوسپنتانوئيكها و دكو هگزانوئيدها در پودر ماهي مي باشد كه باعث كاهش سنتز PGF2α مي شوند.
اثردانه كتان بر باروري گاوهاي شيري :
روغن دانه كتان نيز بدليل داشتن اسيد لينو لنيك بالا موجب سركوب ترشح PGF2α از رحم شده و ميزان باروري را در حيوانات تغذيه شده با دانه كتان افزايش مي دهد . همچنين گزارش كردند كه تغذيه دانه كتان ويا تزريق روغن كتان داخل شكمبه موجب افزايش غلظت اسيدهاي چرب بلند زنجيره مي شود ( Kennely 1995 ).


REFRENCE
Divakar j . Ambrose and john p .kastelic .Dietary Fatty Acids and Dairy Cow Fertility
1 Pork, Poultry and Dairy Branch, Livestock Development Division, Alberta Agriculture, Food and Rural Development, Edmonton, Alberta T6H 4P2 2 Lethbridge Research Centre, Agriculture and Agri-Food Canada, Lethbridge, Alberta T1J 4B1 E-mail: divakar.ambrose@gov.ab.ca

برآورد پارامترهاي ژنتيكي صفات توليد شير گاوهاي هلشتاين ايران با استفاده از مدل هاي حيواني مختلف

 پارامترهاي ژنتيكي صفات توليد شير و چربي جمعيت گاوهاي هلشتاين ايران، با استفاده از ركوردهاي جمع آوري شده توسط مركز اصلاح نژاد دام كشور در طي سالهاي 1371 تا 1378 برآورد شدند. برآوردها با روش حداكثر درستنمايي محدود شده و براساس مدلهاي حيواني يك متغيره، ركوردهاي تكرار شده و چند متغيره انجام گرفت. تعداد ركوردهاي مورداستفاده براي دوره‌هاي شيردهي اول، دوم و سوم به ترتيب 60589 ،31367 و 14265 بود. براساس تجزيه و تحليل يك متغيره، براي دوره هاي شيردهي اول، دوم و سوم، وراثت پذيري صفت توليد شير بترتيب 27/0،23/0 و 14/0 و براي چربي به ترتيب23/0‌، 21/0 و 14/0 بر آورد گرديد. برآورد وراثت پذيري و تكرارپذيري حاصل از تجزيه و تحليل ركوردهاي تكرار شده براي توليد شير به ترتيب 22/0, 47/0 و براي توليد چربي به ترتيب 22/0 و 43/0 بود. ميانگين برآورد پارامترهاي ژنتيكي صفات توليد شير و چربي دوره هاي شيردهي اول و دوم براساس تجزيه و تحليل دو متغيره مشابه با مقادير حاصل از تجزيه و تحليل يك متغيره بود. اما در تجزيه و تحليل دو متغيره اين ميانگين براي دوره سوم شيردهي در هر دو صفت بزرگتر از نتايج تجزيه و تحليل يك متغيره بود. همبستگي ژنتيكي افزايشي بين دوره هاي مختلف شيردهي صفات توليد شير و چربي بسيار زياد بوده و مقادير آن از85/0 (بين دوره شيردهي اول و دوم صفت توليد چربي) تا 98/0 (بين دوره شيردهي دوم و سوم هر دو صفت) متغير بود. اين برآوردها براي همبستگي هاي فنوتيپي مثبت و متوسط، و براي همبستگي هاي محيطي مثبت و كم بود.

برآورد پارامترهاي ژنتيکي صفات توليد شير و چربي در گاوهاي هلشتاين با استفاده از رکوردهاي روزآزمون

شير و چربي گاوهاي هلشتاين زايش اول براساس مدل رگرسيون تصادفي (RR/CF) تک صفتي و روش حداکثر درستنمايي محدود شده و مورد آناليز قرار گرفت. رگرسيون هاي ثابت و تصادفي (ژنتيکي افزايشي و محيطي دايمي) طبق چند جمله اي هاي لژاندر از روز شيردهي در مدل منظور گرديد. جهت برآورد مولفه واريانس باقيمانده در طول دوره شيردهي از تابع واريانس درجه 3 استفاده شد. طبق نتايج حاصل، استفاده از مدلي با درجات برازش 3 و 4 به ترتيب براي توابع کوواريانس ژنتيکي افزايشي و محيطي دائمي جهت آناليز رکوردهاي روز آزمون توليد شير و نيز مدلي با درجه برازش 3 براي هر دو تابع مذکور جهت آناليز رکوردهاي روز آزمون مقدار چربي مناسب به نظر مي رسد. حداکثر ميزان واريانس باقيمانده براي صفات توليد شير و چربي در اوايل دوره شيردهي برآورد گرديد. حداقل ميزان واريانس ژنتيکي افزايشي در مورد صفات توليد شير و چربي مربوط به اوايل دوره شيردهي و حداکثر مقدار مولفه مذکور در ماه هشتم از دوره برآورد گرديد. حداقل ميزان وراثت پذيري صفات مورد بررسي مربوط به اوايل دوره شيردهي بود. ميزان پارامتر مذکور به سمت اواسط دوره شيردهي افزايش و در حدود ماه هشتم دوره شيردهي در حداکثر ميزان خود بوده (0.28 براي توليد شير و 0.22 براي توليد چربي)، سپس به سمت انتهاي دوره شيردهي کاهش مي يابد. همبستگي هاي ژنتيکي افزايشي و محيطي دايمي برآورد شده براي هر يک از صفات توليد شير و مقدار چربي بين روزهاي آزمون نزديک بيش از روزهاي آزمون دور از هم بود.

اندازه بهينه گاوداريهاي توليد کننده شير در استان فارس

تاثير صدا بر توليد در طيور

مريم قلاسي مود – كارشناس علوم دام
mghollasy@yahoo.com

فاكتورهاي محيطي متنوعي مانند استرس گرمايي و سرمايي، رطوبت، بيماري‌ها و … بر توليد در طيور اثر منفي مي گذارد. صدا ( آلودگي صوتي ) نيز بر توليد تاثير منفي دارد.

تاثير صدا بر استفاده از خوراك
مطالعه اي در فارم سانا (Sanna) در شمال يمن به منظور تخمين تاثير صدا بر بازده مصرف خوراك انجام شده است. در اين مطالعه يك ژنراتور kw  160 مورد استفاده قرار گرفت كه پيوسته كار مي كرد. سطح صدا در دو حالت 64 دسي بل و 83 دسي بل بررسي شد. وزن طيور و ميزان خوراك مصرفي در دو فارم با فاصله 30 متر و 200 متر از اين ژنراتور مورد مطالعه قرار گرفت (جدول 2). طيوري كه در مجاورت صداي زياد بودند (83 دسي بل) دچار كمبود رشد و وزن شدند و بازده خوراك در آنها نيز پايين بود. كاهش بازده خوراك مصرفي اين گروه در اثر تغييرات هورموني مانند كاهش ترشح آدرنال كورتكس بود كه سبب كاهش هضم خوراك گرديد و نيز گزارش شد ترشح گاسترين كاهش پيدا كرده است. در طول مدت استرس صدا نتيجه محاسبات هضم در نمودار 1 نشان داده شده است. صدا تاثيري در ميزان هضم پروتئين و ماده خشك نداشته است ولي قابليت هضم چربي در طيوري كه در سر و صداي بالا بودند پايين تر بود.

صدا و فرآيندهاي متابوليكي
راديكال‌هاي آزاد مانند ماالوندي آلدهيد (MDA)، سوپراكسيدديسموتاز (SOD)، گلوتاتيون پراكسيداز (G–Px) كه در طي روند متابوليسم طبيعي توليد مي شوند، در شرايط استرس مانند سر و صداي زياد سطح توليد اين راديكال‌هاي آزاد به علت توليد ناكافي آنتي اكسيدان ها افزايش يافته است.

تاثير صدا بر سيستم هورموني
در صداي زياد غدد آدرنال مقدار كمي آدنوزين منوفسفات حلقوي (camp) توليد مي كنند و نيز بر آدرنال كورتكس اثر گذاشته و طيور انگيزه اي براي خوردن خوراك نشان نمي دهند. همچنين گزارش شد توليد گلوكوكورتيكوئيدها تحت تاثير صدا افزايش مي يابد و باعث تسريع شكستن گليكوژن در سلول هاي ماهيچه مي شود و هورمون هاي توليد مثل(استروژن و پروژسترون) نيز كاهش مي يابد .

صدا و توليد تخم‌مرغ
طبق نتايج حاصل از اين مطالعه استرس كوتاه مدت مانند صداي هواپيما بر توليد تخم‌مرغ اثري ندارد ولي صداهاي طولاني مدت ميزان تخمگذاري را كاهش مي دهد كه اين كاهش متاثر از كاهش در مصرف خوراك و آب است.

پاسخهاي رفتاري
پاسخ‌هاي رفتاري متفاوتي در اثر استرس صدا ديده شده است كه شامل عكس العمل هاي ترس، ناراحتي، شوكه شدن يا بيماري است.

نوع كاهش صدا
محل نصب ژنراتورهاي الكتريكي در مزارع بايد تا حد امكان از نزديكي به فارم طيور دور باشد. فارم ها بايد حتي الامكان از فرودگاههاي عمومي يا نظامي و ساير راههاي هوايي دور باشند. اگر نمي توان از صداي زياد اجتناب كرد بايد به خوراك طيور مكمل هاي آنتي اكسيدان، ويتامين ها و مواد معدني اضافه كرد .
جدول 1- سطح مجاز صدا
مدت
( روز / ساعت ) ميزان صدا
( دسي بل )
9 80
8 90
6 92
4 95
3 97
2 100
5/1 102
1 105
0/5 110
25/0 115

جدول 2- ميزان توليد در دو سطح صدا در  5 هفته اي
صداي كم
( 64 دسي بل ) صداي زياد
( 83 دسي بل ) 
1885 1750 بازده خوراك ( گرم )
1073 958 وزن متوسط ( گرم )
76/1 83/1 تبديل غذايي

جدول 3- ميزان توليد راديكال هاي آزاد در دو سطح صدا به مدت 8 روز / ساعت
تفاوت صداي زياد از كم ( %) صداي كم
( 90دسي بل) صداي زياد
( 105سي بل) راديكال هاي آزاد
( IU / ml  )
143 23/4 07/6 مالوندي الدهيد
127 7/1669 8/214 سوپراكسيدديسموتاز
141 5/49 8/69 گلوتاتيون پراكسيداز

   
نمودار 1 - ميزان هضم خوراك در طيور گوشتي در دو سطح صدا
Reference: Poultry International. April 2006. pp 42 - 44

Dr. Salah H.M, Cairo , Egypt

                                                                        كشتارگاههاي طيور

متناسب با افزايش توليد جوجه هاي گوشتي روند افزايش كشتارگاههاي طيور در سطح كشور از رشد مطلوبي
برخور دار است ولي هنوز قسمت زيادي از جوجه هاي گوشتي در كشتارگاه سنتي و غير بهداشتي حاشيه شهرها آماده و به بازار ارسال مي گردد و اين امر از نظر بهداشت مصرف كننده و همچنين مسائل زيست محيطي قابل توجيه نيست . طبق آمار اخذ شده از سازمان دامپزشكي كشور تعداد كشتارگاههاي صنعتي در سطح كشور 95 عدد است . مدير كل پرورش و اصلاح نژاد طيور وزارت جهاد سازندگي تعداد كشتارگاه فعال در سال 1376 در حدود 80 واحد به ظرفيت بيش از 182000 قطعه در ساعت مي باشد . در حال حاضر تعداد و نحوه گستردگي كشتارگاههاي طيور در سطح كشور به قرار زير است :
استان آذربايجان شرقي 14 عدد – استان آذربايجان غربي 9 عدد – استان اصفهان 9 عدد – استان اردبيل 1 عدد – استان تهران 20 عدد – استان چهار محال و بختياري 1 عدد – استان خراسان 11 عدد – استان خوزستان 6 عدد – استان زنجان 2 عدد – استان سمنان 3 عدد – استان فارس 7 عدد – استان قم 1 عدد – استان كرمانشاه 10 عدد – استان كهكيلويه و بوير احمد 1 عدد – استان گلستان 3 عدد – استان گيلان 1 عدد – استان لرستان 2 عدد – استان مازندران 7 عدد – استان هرمزگان 1 عدد – استان همدان 1 عدد – استان مركزي 5 عدد – استان يزد 3 عدد .
بدين ترتيب از نظر تعداد كشتارگاه طيور استان تهران با 20 عدد و استان آذربايجان شرقي با 14 عدد و استان خراسان با 11 عدد در مرتبه اول تا سوم قرار گرفته اند . اغلب اين كشتارگاهها داراي سردخانه و ماشين آلات تهيه پودر بقاياي كشتارگاه مي باشند .

شماره تماس با نویسنده

۰۹۱۳۳۰۸۵۳۹۸

 

اسيد هاي چرب ضروري در تغذيه طيور


مهندس ميثم عباسي
E-mail:
abbasi_meysam@yahoo.com

مقدمه
تحقيقات براي تعيين نياز طيور به اسيدهاي چرب ضروري EFA)) در سال 1950 انجام شده است و در سال 1960 نياز اسيد لينولئيک مشخص شد.
مقدار اسيد لينولئيک جيره براي رشد کافي جوجه ها، بوقلمون و بلدرچين 1% کل جيره توصيه شده است. (NRC;1984) اگرچه احتياجات EFA شناخته شده است اما در مورد متابوليک و اهميت فيزيولوژيکي اسيدهاي چرب ضروري طيور اطلاعات کمي وجود دارد. بعضي اسيدهاي چرب با چند پيوند دو گانه (PUFA) که مشتقي از EFA هستند فعاليت بيولوژيکي دارند. بعلاوه ايکوسانوئيدها که شامل پرستوگلاندينها، لئوکوترينزها و ليپوکسينها ميباشند، از اسيدهاي چرب با چند پيوند دو گانه مخصوصي بيوسنتز ميشوند. ايکوسانوئيدها در واکنشهاي شيميايي و فيزيولوژيکي، رشد و توسعه اندامها و متابوليسم نقش دارند. اطلاع از اين فعاليت زيستي ليپيدها در طيور بدليل نقش آنها در توسعه و رشد جنين، توليد مثل و رشد استخوانها گسترش يافته است.


احتياجات اسيدهاي چرب ضروري و علائم کمبود آنها
اگرچه α-لينولئيک اسيد براي بافت عصبي و شبکيه مورد نياز است اما اسيد چرب ضروري مورد نياز طيور اسيد لينولئيک ميباشد. لينولئيک اسيد (18:2n6) و α-لينولئيک اسيد (18:3n3) به ترتيب شامل دو و سه پيوند دو گانه هستند و هر دو در زنجيره خود داراي 18 کربن ميباشند. ادامه حيات جنين و درصد هچ بدليل کمبود EFA به خطر مي افتد. (Menge;1968) ديگر علائم کمبود در جوجه ها شامل کاهش رشد، افزايش مصرف آب، کاهش مقاومت در مقابل بيماريها، بزرگ شدن کبد و افزايش مقدار چربي در کبد و در نهايت تغير در ترکيب اسد چرب ميباشد. (Balnave;1970) در خروسها علائم کمبود شامل کاهش اندازه بيضه ها و به تاخير افتادن صفات جنسي ميباشد. در مرغ تخمگذار کاعش اندازه تخم مرغ، کاهش وزن تخم مرغ و تغير در ترکيبات اسيد چرب زرده تخم مرغ بدليل کمبود اسيد لينولئيک رخ ميدهد. ناتواني جنسي و افزايش حساسيت به بيماريها ممکن است مربوط به نقص در بيوسنتز ايکوسانوئيد باشد. نياز اسيد لينولئيک براي رشد نرمال جوجه ها، بوقلمون و بلدرچين 1% کل جيره توصيه شده است. (NRC;1984) اما ويته حد (1984) گزارش کرد سطح 0.8% نيز هم ممکن است براي رشد کافي باشد. بعضي گزارشات نشان ميدهد که مرغان تخمگذار داراي دو سطح نياز به اسيد لينولئيک ميباشند:
0.9% براي اهداف فيزيوزيکي (بالناوه، 1971) و 4-2% براي بيشترين اندازه تخم مرغ. (ويته حد، 1984)


منابع اسيدهاي چرب ضروري
اغلب جيره هاي مورد استفاده طيور سطوح کافي اسيد لينولئيک را فراهم ميکنند. زيرا روغن گياهان که بيشتر در دانه حضور دارد غني از EFA ميباشد. بهرحال در بعضي شرايط جيره هاي طيور ممکن است مقدار کافي EFA را نداشته باشند. برخي مواد مغذي و فاکتورهاي جيره ممکن است نياز به EFA را افزايش دهند. چربي خوراکهاي تجاري درجه بندي شده ميتواند از نظر اسيد لينولئيک و -αاسيد لينولئيک متغيير باشند. (هالوران و سيبالد، 1979- ال اتاري و واتکينس 1988) لذا قبل از استفاده بايد از نظر ترکيبات اسيد چرب آناليز شوند. جدول 1 آناليز ترکيبات روغنها و چربيهاي مختلف را که ممکن است در جيره طيور استفاده شوند نشان ميدهد. اسيد لينولئيک و اسيد α- لينولئيک به سهولت از ديواره روده جذب ميشوند. (کروگداحل، 1985) اسيدهاي چرب غير اشباع با زنجيره بلند در روغن ماهي وجود داشته و براحتي جذب و متابوليسم ميشوند. (ميلر و رابيچ، 1969- تلسون و اکمان 1988) سطوح مختلف EFA و PUFA در جيره، اسيد چرب زنجيره کربني را که در بافت طيور وجود دارد تغير ميدهند. بدين معني که ميتوان گوشت طيور و تخم مرغ را از نظر اسيدهاي چرب ضروري مطابق خواسته هاي مصرف کننده غني کرد.

دستگاه گوارش طيور

اين دستگاه از مجراي گوارشي و غدد ضميمه تشكيل شده است . لوله گوارشي خود شامل قسمتهاي زير است . دهان ، مري ، چينه دان ، پيش معده (سنگدان) روده كوچك ، روده هاي كور و روده بزرگ ، كلوآك و مقعد .
در دهان طيور دندان وجود ندارد و دو منقار بالا و پايين نوك را تشكيل مي دهند . در اطراف دهان غدد بزاقي قرار دارند . مقدار بزاق مترشحه در روز حدود 12 تا 15 ميلي ليتر است . بزاق شامل مقداري آميلاز است كه تا اندازه اي نشاسته را به مالتوز تبديل مي كند .
مري لوله اي است كه دهان را به پيش معده متصل مي كند و قبل از ورود به حفره شكمي قسمت چينه دان را تشكيل
 مي دهد . چينه دان حفره است كه غذا موقتا در آن ذخيره شده و نرم مي شود . در چينه دان آنزيمهاي پروتوليت و آميلوليت وجود دارد . گروهي معتقدند كه اين آنزيمها در داخل چينه دان ساخته مي شود ولي بعضي عقيده دارند كه از پيش معده و دهان وارد چينه دان مي شود ، بطوريكه برداشتن چينه دان اثري در هضم ندارد .
پيش معده (معده حقيقي) اسيدكلريدريك و پپسين را ترشح مي كند . در طيور اسيد كلريدريك و پپسين از سلولهاي اصلي معده ترشح مي شود . در صورتيكه در ساير حيوانات پپسين از سلولهاي اصلي و اسيد كلريدريك از سلولهاي جانبي ترشح
مي شود . پيش معده عضو كوچكي است و غذا در اين قسمت ذخيره نمي شود .
معده يا سنگدان ترشحي ندارد ولي شامل ماهيچه هاي قوي بوده و عمل خرد كردن غذا را به عهده دارد . سنگهائي كه توسط پرنده خورده مي شود به عمل خورد كردن غذا كمك مي كند ولي در شرايطي كه از غذاهاي خرد شده استفاده مي شود وجود سنگ در سنگدان ضروري نيست . بعضي مواقع لايه داخلي سنگدان در اثر اسيدكلريدريك زخمي مي شود . روده كوچك را در طيور نمي توان به سه قسمت تقسيم كرد و فقط قسمت دوازده آن مشخص است . روده كوچك محل هضم و جذب غذاست . ترشحات پانكراس يا لوزالمعده و كبد در قسمت بالايي دوازده وارد مي شود . روده هاي كور داراي طولي حدود 15 تا 18 سانتيمتر هستند و در اين قسمت مقداري فيبر توسط ميكروارگانيزمهاي موجود هضم مي گردد . در روده هاي كور تعدادي پرز وجود دارد كه مواد هضم شده را جذب مي كنند . برداشتن روده هاي كور تاثير چنداني در هضم غذا ندارد . در روده بزرگ آنزيمي وجود ندارد.و تنها آب و مقدار جزئي مواد غذايي از طريق پرزهاي ديواره اين قسمت جذب مي شود .
غدد ضميمه دستگاه گوارش شامل كبد و كيسه صفرا ، لوزالمعده و طحال است .
كبد از دو بخش تشكيل شده كه از هر قسمت لوله باريكي خارج مي شود . لوله اي كه از قسمت راست خارج مي شود قبل از ورود به دوازده كيسه صفرا را تشكيل مي دهد كه ترشحات كبد (صفرا) در آنجا ذخيره و غليظ مي شود . عمل صفرا شكستن ذرات چربي و به حالت امولسيون در آوردن آنهاست . عمل شكسته شده چربيها به وسيله نمكهاي صفرا وي يعني سديم پتاسيم ، تاركولات و سديم – پتاسيم گليوكولات انجام مي گيرد .
لوزالمعده يا پانكراس غده برگي شكل است و در مجاورت روده كوچك قرار دارد . ترشحات پانكراس بوسيله لوله به دوازده وارد مي شود .
طحال دخالتي در اعمال هضم ندارد و فقط محل ذخيره گلبولهاي قرمز و سفيد است .
غذاي طيور بايد از قابليت هضم بالايي برخوردار باشد زيرا :
1-طول دستگاه گوارش طيور كوتاهتر از ساير حيوانات است . در طيور نسبت طول بدن به طول دستگاه گوارش 1 به 4 است در صورتيكه در گوسفند 1 به 27 است .
2-سرعت عبور غذا از دستگاه گوارش طيور سريع است .
3-در دستگاه گوارش فعاليت ميكروارگانيزمها و كمك آنها به اعمال هضم كم است . سرعت عبور غذا در دستگاه گوارش جوجه هاي در حال رشد و مرغان تخمگذار سريعتر از سرعت آن در مرغان غير تخمگذار و نيز سريع تر از مرغان كرچ است .
سرعت عبور غذا از دستگاه گوارش به عواملي مثل نوع جيره ، وجود و يا عدم وجود مواد ملين ، سلامت حيوان و حرارت محيط بستگي دارد .
يكي از خصوصيات دستگاه گوارش طيور اسيدي بودن كليه قسمتهاي دستگاه گوارش مي باشد . بطوريكه PH  سنگدان 6/2 و PH قسمت انتهائي روده كوچك 3/6 تا 4/6 است.

روش هاي تغذيه جوجه و اثرات آن در عملكرد گله

مقدمه
بعد از خارج شدن جوجه از تخم مرغ و همزمان با شروع تغذيه دهاني ، تغييرات عمده اي در نوع مواد غذايي دريافتي توسط جوجه بوقوع مي پيوندد ، لذا روزهاي آخر قبل از هچ و چند روز اول بعد از هچ و مديريت تغذيه در اين مدت ، در عملكرد و ماندگاري جوجه ها از اهميت زيادي برخوردارند .
دستگاه گوارش جوجه در بدو تولد كه باقي مانده زرده نيز بدان متصل است از رشد كامل برخوردار نيست و بنابر اين قادر به استفاده كامل از مواد كربوهيدراته و اسيدهاي آمينه نمي باشد . با استفاده از ذخيره محدود مواد غذايي زرده، دستگاه گوارش جوجه بلافاصله بعد از هچ دچار تغييرات سريعي ميشود تا بتواند سريعاً قادر به هضم و جذب مواد غذايي گردد .
جوجه هايي كه ديرتر هچ ميشوند با توجه به جذب بيشتر محتويات كيسه زرده در مرحله قبل از تولد و به تبع آن كم بودن ذخيره مواد مغذي موجود در آن ، ممكن است از ماندگاري يا عملكرد پائين‌تري برخوردار باشند .
عللي كه بعد از هچ سبب دسترسي ديرتر جوجه به آب و يا دان شوند مثل واكسيناسيون ، نوك چيني ، مدت حمل طولاني و غيره ، سبب كاهش وزن بيشتر جوجه و افزايش حساسيت به بيماريها ميشوند . در اين شرايط بطور متوسط 2 تا 5 درصد از جوجه ها معمولاً در روزهاي اوليه تلف شده و جوجه هاي باقي مانده نيز اگرچه به رشد ادامه ميدهند ولي از رشد يكنواخت و مطلوبي برخوردار نخواهند شد كه نتيجه آن در نهايت وجود گله اي با رشد كم و غير يكنواخت و بازدهي كم خواهد بود .
با توجه به كاهش تدريجي مدت زمان دوره پرورش نيمچه گوشتي و در نتيجه افزايش اهميت نسبت مدت زمان تغذيه در روزهاي اول به كل مدت دوره پرورش ، امروزه مديريت تغذيه روزهاي اول از اهميت بيشتري برخوردار گرديده است .

رشد بعد از جوجه ريزي و ماندگاري
هم چنانكه اشاره شد چند روز قبل از زمان هچ و روزهاي اول بعد از هچ تا هفته اول ، دوره اي بحراني و اهميت فوق العاده اي در ماندگاري و عملكرد جوجه ها دارند .
شروع تغذيه دهاني از نظر متابوليكي و فيزيولوژيكي ، دوره اي انتقالي است كه همزمان با استفاده از مواد مغذي زرده كه عمدتاً چربي ميباشد ، استفاده از مواد غذايي دان نيز كه بيشتر پروتئين و كربوهيدرات هستند شروع مي گردد .
تغييرات در دستگاه گوارش و در دوره انكوباسيون ، حدود سه روز قبل از هچ صورت مي گيرد . وزن روده كوچك كه در روز هفدهم انكوباسيون نسبت به وزن جنين يك درصد ميباشد ، در زمان هچ به 5/3 درصد افزايش مي يابد . تغييراتي نيز در پرزهاي روده بوجود آمده و آنزيم هاي گوارشي نيز در اين مدت شروع به توليد ميشوند .
بلافاصله بعد از هچ ، پيش معده ، سنگدان و روده كوچك رشد بيشتري كرده و در سنين 3 تا 7 روزگي از حداكثر وزن نسبت به ساير اعضاء برخوردار ميشوند .
نوع آنزيم هاي گوارشي ترشح شده بعد از هچ نيز بستگي به تركيب دان دارد .
باقي مانده كيسه زرده كه قبل از تولد جوجه به داخل حفره شكمي وارد ميشود مهمترين منبع انرژي و تغذيه جوجه تا شروع تغذيه دهاني است . كيسه زرده كه حدود 20 درصد وزن جوجه گوشتي در بدو تولد را تشكيل ميدهد بعد از هچ سريعاً تحليل رفته و از روز سوم به بعد تقريباً بطور كامل از بين ميرود . جذب و تحليل كيسه زرده بعد از هچ بدو صورت انجام مي گيرد . 1- بصورت جذب مستقيم از طريق پرده كيسه زرده و2- انتقال محتويات آن بداخل روده .
تغييراتي كه در دستگاه گوارش در مراحل قبل و بعد از هچ و با استفاده از ذخيره انرژي موجود در تركيب مواد كيسه زرده از نظر فيزيولوژيكي و نوع فعاليت بوجود مي آيد سبب آماده شدن آن براي هضم و جذب دان ميشود . از آنجاكه روده مهمترين قسمت از دستگاه گوارش براي هضم و جذب ميباشد لذا آمادگي و شروع فعاليت هرچه سريع تر آن به معناي امكان استفاده هرچه زودتر و بيشتر از دان بوده و سبب بروز حداكثر پتانسيل ژنتيكي گله و افزايش مقاومت آن در برابر عوامل بيماريزا و بيماري ها خواهد شد .

تغذيه جوجه بعد از هچ
نوك زدن تخم مرغ و خروج جوجه ها از آن در هچري از نظر زماني بسيار متفاوت ميباشد ولي تخليه جوجه زماني صورت مي گيرد كه اكثر تخم مرغ ها باز شده و هچ به حداكثر رسيده باشد .
با توجه به اختلاف زمان هچ در جوجه ها و ساير اعمالي كه در جوجه كشي صورت مي گيرد و با اضافه كردن مدت زمان حمل جوجه به مرغداري ،گاهي جوجه ها تا بيشتر از 2 روز بعد از تولد بدون آب و دان مي مانند. در صورتيكه بعد از مدت زمان اشاره شده كه جوجه ها به آب و دان دسترسي نداشته اند اگر در مرغداري نيز بدون آب و يا دان مانده و يا بعلت ضعف مديريت ، تغذيه جوجه كامل نباشد سبب افزايش تلفات ، رشد غير يكنواخت ، افزايش حساسيت به بيماريها و كاهش وزن گله در آخر دوره پرورش خواهد شد .
دسترسي هرچه سريع تر جوجه به آب و دان در سالن پرورش ، منجر به تسريع در رشد دستگاه گوارش شده و اين امر بنوبه خود افزايش اشتها و مصرف دان بيشتر را سبب ميشود .
نشان داده شده است كه مديريت نامناسب تغذيه اوليه باعث عدم رشد عضلات و از جمله عضلات سينه شده و در نهايت وزن گله ممكن است در آخر دوره 8 تا 10 درصد كمتر از حد پيش بيني باشد .

تغذيه داخل جنيني
با توجه به تغييرات دستگاه گوارش در مراحل آخر دوره جنيني ، تغذيه در اين دوره و قبل از هچ نيز مورد آزمايش قرار گرفته است . تزريق مكمل هاي غذايي شامل كربوهيدرات ، اسيدهاي آمينه و غيره بداخل كيسه آمنيون چند روز قبل از هچ ، سبب افزايش وزن جوجه در زمان تولد ، افزايش درصد هچ و كاهش طول مدت پرورش شده است . مكمل غذايي تزريق شده در آمنيون ، از طريق دهان وارد دستگاه گوارش جنين شده و به عبارت ديگر ، تغذيه داخل جنيني جوجه از راه دهان در مرحله قبل از هچ ميباشد كه با وارد شدن در دستگاه گوارش و تحريك آن ، جوجه را براي تغذيه بعد از تولد آماده مي كند .
مزاياي عمده استفاده از روش تغذيه داخل جنيني و افزايش ذخيره مواد مغذي درجنين ، عبارت از ، افزايش مقاومت در برابر عفونت هاي روده اي ، بهبود عملكرد و كاهش هزينه توليد ميباشد .

خلاصه و نتيجه گيري
1- ذخيره انرژي در كيسه زرده جوجه تازه متولد شده در نژادهاي اصلاح شده امروزي كه از پتانسيل رشد بسيار بالايي برخوردارند كافي نبوده و به تنهايي قادر به تأمين نيازهاي غذايي جوجه بعد از هچ نمي باشد .
2- تأخير در شروع تغذيه جوجه بلافاصله بعد از هچ با بروز آثار منفي در عملكرد و افزايش تلفات توام خواهد بود .
3- با افزايش مدت زمان تأخير در شروع تغذيه بعد از هچ ، آثار منفي عملكرد در گله بيشتر و عدم يكنواختي در رشد نيز افزايش خواهد يافت .
4- اعمال مديريت مناسب تغذيه در اوايل دوره پرورش مي تواند نقش تعيين كننده در بهبود عملكرد گله و كاهش هزينه توليد داشته باشد و بهمين صورت ، مديريت نامناسب و غير علمي تغذيه در اوايل دوره پرورش ، پتانسيل ژنتيكي را از نظر عملكرد بشدت تغيير و كاهش خواهد داد .
5- با توجه به نيازهاي غذايي نژادهاي اصلاح شده و براي دستيابي گله ها به حداكثر توان ژنتيكي ، امروزه نياز به استفاده از دان با كيفيت و ارزش غذايي بالاتر در هفته اول كاملاً احساس و بايد مورد استفاده قرار گيرد .
6- اهميت تغذيه در شروع توليد در نژادهاي امروزي و اثرات آن در تغيير عملكرد به حدي است كه حتي تغذيه قبل از تولد و در مرحله جنيني مورد آزمايش قرار گرفته و آثار مثبت آن نيز به اثبات رسيده است .
7- به مرغداران توصيه ميشود كه با توجه به تغييرات ژنتيكي نژادهاي امروزي گله هاي گوشتي ، روش هاي علمي و عملي تغذيه جوجه و بويژه تغذيه اوليه را آموزش ديده و ضمناً اهميت امكانات مورد نياز براي تغذيه جوجه را بطور كامل فراهم نمايند .

تاثيراستفاده از ويتامين ث (اسيد آسکوربيک) در جيره مرغ‌هاي مادر طي شرايط گرم و مرطوب

خروسهاي وايت راک که به مدت يک سال از جيره هاي حاوي ذرت- سويا مصرف کرده بودند از 14 تا 40 هفتگي در جيره هاي آنها از ويتامين ث يا اسيد آسکوربيک به ميزان 0، 125 ، 250 يا   500
ميلي گرم در کيلوگرم استفاده شد. نتايج نشان داد که حجم انزال، تعداد اسپرم متحرک و تعداد اسپرم در هر مرحله اسپرم گيري (انزال) افزايش يافت. و بالاترين ميزان بهبود در موارد ذکر شده زماني بود که از اسيد آسکوربيک به ميزان 500 ميلي گرم استفاده شود. 
غلظت اسپرم و قدرت تحرک در اين آز مايشات تحت تاثير قرار نگرفت.اين آزمايش نشان مي دهد که در شرايط محيطي  گرم ومرطوب بايستي حداقل 250 ميلي گرم اسيد آسکوربيک استفاده شود تا کيفيت مطلوب اسپرم حفظ گردد.

اولين گزارش از تاييد ارتباط بين پلي مورفيسم ژن (Fc receptor(FCGRT با ميزان جذب ايمينو گلوبولين G(IgG

اساس صنعت پرورش گاو شيري، توليد گوساله هاي سالم است چرا كه هر سال 25 درصد ا ز گاوهاي شيري هر مزرعه به دلايل مختلفي از جمله، نا كافي بودن توليد شير، بيماري، لنگش حذف و تليسه هاي جوان جايگزين آنها مي شوند. به منظور دستيابي به حداكثر سود مديريت پرورش گو ساله هاي شير خوار بسيار مهم مي باشد. با توجه به اينكه سيستم ايمني گوساله بعد از تولد هنوز نابالغ است و هنوز قادر به توليد ايمنو گلوبولين كافي براي مبارزه با عفونتها و عوامل بيماري زا نيست لذا مصرف به موقع و كافي آغوز بوسيله گوساله تازه متولد شده مهمترين عامل مديريتي در سلامتي گوساله است.آغوز نخستين خروج ترشحات پستاني پس از زايش و مجموعه اي از پروتئينهاي اختصاصي غير قابل جايگزين و غير اختصاصي انتقال يافته از جريان خون و ترشحات غده هاي شيري در چند هفته آخر آبستني است. از وظايف اغوز انتقال فاكتورهاي ايمو نولوژيكي به نوزاد، تامين مواد مغذي مناسب، ضدعفوني كردن و تميز كردن دستگاه گوارش نوزاد، تامين همرومنها و مواد محرك رشد است. فلسفه مصرف اغوز در اوايل تولد به نحوه ارتباط سيستم خوني مادر و نوزاد بر مي گردد. درگونه هاي مختلف پستانداران عبور ايمنو گلوبولين مادر از جغت بوسيله ضخامت و تعداد لايه هاي مختلف موجود بين خون مادر و نوزاد بستگي دارد. نوع جفت در نشخوار كنندگان از نوع اپيتليو كوريال مي باشد كه در آن بافت پوششي جنين در تماس مستقيم با بافت رحم بوده و داراي 6 لايه است و بنابراين عبور مولكولهاي كامل ايمونوگلوبولين مادر به جنين در اين نوع جفت امكانپذير نمي باشد. و نتيجتا نوازد نشخوار كنندگان بطور كامل به ايمنو گلوبولينهاي در يافتي از آغوز وابسته است و با همين استدلال خون گوساله تا زماني كه آغوز مصرف نشده فاقد ايمنو گلوبولين است يا مقدار بسيار جزيي ايمنو گلوبولين در ان جريان دارد. با وجود اين موضوع زمان جذب مستقيم ايمنو گلوبولين آغوز از طريق سيستم گوارش نسبتا كوتاه است و معمولا تا قبل از سن 6 هفتگي مي توان ايمنوگلوبولينهاي با منشاء آغوز را در خون گوساله رديابي كرد.
در بستر حيوانات ايمنوگلوبولين G(IgG) ايمنوگلوبولين غالب در آغوز محسوب مي شود زيرا نزديك به 90-65 درصد از كل ايمنو گلوبولين آغوز را تشكيل مي دهد. غلظت ايمنوگلوبولينهاي M,A, G در آغوز گاو به ترتيب 80-70،15-10،15-10 درصد مي باشد. انتقا لIgG به درون آغوز قبل از زايمان كامل مي گردد. بنابراين اگر گاو پيش از زايش دوشيده شود و يا آغوز از پستان تراوش كند آغوز بعد از زايمان داراي IgG ناچيزي خواهد بود.
ايمنوگلوبولينها دسته اي از پروتئينهاي به شمار مي آيند كه بوسيله سلولهاي پلاسما در نتيجه تاثير متقابل لنفوسيتهاي B حساسبه انتي ژن توليد مي شود. ايمنوگلوبولينها داراي وزن مولكولي 900000-180000 دالتون هستند. همه مولكولهاي ايمنو گولوبولين از يك يا چند منومر داراي زنجيره پلي پپتيدي كه دو زنجيره سنگين تشكيل شده اند. زنجيره ها بوسيله پيوند دي سولفيدي به هم متصل شده اند.

بررسي احتمال وجود كريپتوسپوريديوم شبه موريس (آندرسوني) و تغييرات پاتولوژيك شيرداني حاصل از آن در گاو

هدف: بررسي احتمالي وجود كريپتوسپوريديوم شبه موريس (آندرسوني) در گاودارهاي اطراف اصفهان و آگاهي از فراواني آن و همچنين بررسي تغييرات هيستولوژيك حاصله از انگل در شيردانهاي به دست آمده در كشتارگاه مي باشد.
همچنين برخي از راههاي احتمالي انتقال انگل نظير موش و آب مورد توجه قرار گرفت.
طرح: بررسي ميداني.
روش: در اين بررسي نمونه هاي از مدفوع گاوان گاوداريهاي اطراف اصفهان تهيه مي شد. همزمان از تعدادي از گاوداريها و منازل اطراف آنها موشهاي خانگي توسط تله گرفته مي شد 200 نمونه نيز از فاضلاب 2 گاوداري تهيه گرديد همچنين نمونه هايي از شيردان گاوان كشتار شده در كشتارگاه اصفهان تهيه شد. از تعدادي از نمونه هاي مثبت شيرداني به موش غير آلوده خورانده شد مدفوع آنها از نظر دفع انگل مورد ارزيابي قرار گرفت. نمونه هايي جهت بررسي هيستوپاتولوژيك از شيردانهاي مثبت از نظر كريپتوسپوريديوم موريس اخذ شد و موقعيت انگل و تغييرات پاتولوژيك حاصله از آن توسط ميكروسكوپ نوري و الكترونيك مورد توجه قرار گرفت.
تجزيه و تحليل آماري: آمار توصيفي.
نتايج: نتيجه اين مطالعه نشان داد كه 2.66 درصد مدفوع گاوهاي مورد مطالعه حاوي انگل كريپتوسپوريديوم شبه موريس بودند. معده 9.18 درصد موشهاي گرفته شده از گاوداريها و 1.85 درصد موشهاي اخذ شده از منازل اطراف گاوداريها آلوده به كريپتوسپوريديوم موريس بود كليه نمونه هاي اخذ شده از فاضلاب هر دو گاوداري به كريپتوسپوريديوم پاروم و 6 درصد نمونه ها آلوده به كريپتوسپوريديوم موريس مشاهده گرديد. در رابطه با نقش موش در انتقال انگل مشاهده گرديد كه 75 درصد موشهايي كه از محتويات شيردانهاي آلوده به آنها خورانده شده بود انگل را دفع نمودند. هيچ يك از موشهاي شاهد مبادرت به دفع انگل ننمودند. نمونه هاي بافت شناسي كه از شيردانهاي آلوده اخذ شده بود وجود انگل را در مجراي غدد پيتيك شيردان به خوبي نشان داد. درجاتي از تجمع سلولي در ناحيه پارين مخاط شيردان در موارد مثبت مشاهده گرديد.
نتيجه گيري: نتايج حاصل از اين مطالعه نشان داد كه كريپتوسپوريديوم شبه موريس در شيردان برخي از گاوهاي گاوداريهاي اصفهان وجود دارد و مي تواند تغييراتي را در شيردان آنها باعث شود. همچنين به خوب نشان داده شد كه موش و‌آب در انتقال انگل داراي نقش اساسي مي باشند تا چه اندازه وجود اين انگل در شيردان مي تواند روي توليد حيوان اثر گذار باشد نكته اي است كه بايستي به طور جداگانه مورد مطالعه قرار گيرد.

كاربردهاي بيوتكنولوژي در ژنتيك و اصلاح دام

بيوتكنولوژي يا فنآوري زيستي، كه به صورت توانائي بكارگيري فرآيندهاي زيستي در بعد صنعتي تعريف ميشود در دو دههِ گذشته، كاربردهاي گستردهاي در عرصه هاي كشاورزي وبهداشت، محيط زيست و غيره يافته است.
بيوتكنولوژي در مفهوم عام و نزد اكثريت مردم معناي درآمد بي دردسر را تداعي نموده است و در دههِ اخير اين كلمه را غالبا به مفهوم همه چيز براي همهِ مردم كار مي برند.
تاريخچه بيوتكنولوژي نشان مي هد كه سابقه استفاده از آن به 8 هزار سال قبل مي رسد. درزمان سومريان و روميها از ميكروارگانيزمها استفاده ميكردند. حتي در جنگ جهاني نيز آلمانها كه ازواردات گليسرول براي تهيه مادهِ منفجره نااميد شده بودند از راه توليد ميكروبي از مخمر به گليسرول رسيدند
‌‌ از دهه1980، بيوتكنولوژي زمينهِ جديدي را براي رشد پيدا نمود كه‌اين تغيير مرهون پيشرفتي است كه حاصل فن‌آوري برش و اتصال مولكولDNA به صورت دلخواه ميباشد. اكنون اين تفكر كه بيوتكنولوژي با تكيه بر دستاوردهاي مهندسي ژنتيك قادر است منافع عظيمي را نصيب بشريت نمايند، به شدت تقويت يافته است.
مهندسي ژنتيك در واقع انقلاب عظيمي را در علوم زيستي به وجود آورده‌و با سابقهِ كوتاه قريب بيست سال، سرشار از نتايج مثبت است. تحليلگران آگاه قرن آينده را قرن امپراطوري مهندسي ژنتيك، كامپيوتر و ليزر ناميده‌اند. امروزه در اثر مطالعات عميق و بررسيهاي ژرف مرزهاي ژنتيك مولكولي و يافته هاي‌ مربوطه شناخت ژنها به گونه‌اي دور از تصور گسترش يافته و حجم اط‌اعات حاصله و رشد روزافزون آن قابل مقايسه با هيچ دوراني نمي باشد. نمودار زير به بعضي ازتوانمنديهاي بيوتكنولوژي در علوم مختلف اشاره مي كند:

تلقيح مصنوعي
‌‌‌‌اكنون تلقيح مصنوعي به يك فن‌آوري كاربردي با قدمت پنجاه ساله مبدل شده است وسطح وسيع در جمعيتهاي گاوهاي شيري براي كاهش هزينه نگهداري گاو نر و همچنين سرعت بخشيدن به پيشرفت ژنتيكي انجام مي گيرد. تلقيح مصنوعي برنامه هاي تست نتاج را در مقياس گسترده امكانپذير مي كند براي استفاده از اين تكنيك روشهاي ديگري براي انجماد اسپرم با نيتروژن مايع و رقيق كردن اسپرم ابداع گرديده است. در بعضي از كشورها همانند دانمارك و هلند استفاده عملي از تلقيح مصنوعي در صددرصد گاوداريها انجام مي گيرد.

انجماد جنين
Leibo از اولين گاو آبستن از جنين منجمد شده در بيست سال پيش گزارش مي هد و نتيجه گرفت كه جنين منجمد شده نسبت به جنين تازه 01% باروريش را از دست داده است در هر بار تخمكريزي ماده گاوها در شرايط طبيعي فقط يك اووسيت آزاد ميكنند كه صورت باروري دورهِ آبستني طولاني را نيز به دنبال دارد بنابراين‌ از اين طريق پيشرفت ژنتيكي از يك نسل به نسل ديگر كند است. از سويي ديگر ماده گاو در طول عمر باروري خود، فقط چند گوساله توليد خواهد كرد كه معمولا از ده گوساله كمتر است. از اينرو روشهائي كه بتوانند تعداد گوساله ناشي از ماده گاوهاي با ارزش ژنتيكي بالا را افزايش دهند، مزاياي شايان توجهي خواهند داشت. يكي ازاين روشها سوپر اوولاسيون است كه باعث افزايش امكان دوقلوزائي در گله مي شود.

انتقال جنين
‌‌‌ انتقال جنين از ديگر ابزار و تكنيكهاي‌ اصلاحگران‌ براي‌ سرعت‌ بخشيدن‌ به‌ پيشرفت‌ ژنتيكي گله‌ مي‌باشد. عيب‌ روشهاي‌ انتقال‌ جنين‌ اينست‌ كه‌ گوساله‌هاي‌ بدست‌ آمده‌ ممكن‌ است‌ متعلق‌ به‌يك‌ جنس‌ نباشند و بنابراين‌ احتمال‌ ايجاد گوسالهِ فريمارتين‌ افزايش‌ مي‌يابد. با انتقال‌ جنين‌ مي‌توان‌ميانگين‌ تعداد زايش‌ در طول‌ عمر اقتصادي‌ گاو را از چهار شكم‌ به‌ بيست‌ و پنج‌ يا بيشتر افزايش‌ داد ودر نتيجه‌ نتاج‌ دامهاي‌ مادهِ انتخاب‌ شده‌ در برنامه‌هاي‌ اصلاحي‌ افزايش‌ مي‌يابد
لقاح‌ آزمايشگاهي
‌‌‌‌لقاح‌ آزمايشگاهي(IVF)يكي‌ از روشهايي‌ است‌ كه‌ جنين‌هاي‌ مورد نياز براي‌ انتقال‌ را فراهم مي‌كند اين‌ فرايند شامل‌ مراحل‌ زير است:
- تحريك‌ تخمك‌ گذاري‌ در گاوهاي‌ ماده‌ و جمع‌ آوري‌ اسپرم‌ در گاوهاي‌ نر
- كنترل‌ رشد فوليكول‌ بوسيله‌ اولتراسوند
- جمع‌ آوري‌ تخمك‌ بوسيلهِ لاپارسكوپي‌
- لقاح‌ در آزمايشگاه‌ و كشت‌ جنين‌
اين‌ جنين‌ها پس‌ از آمادگي‌ گاو گيرنده‌ آماده‌ انتقال‌ مي‌شوند
تعيين‌ جنسيت
‌‌‌‌يك‌ تفاوت‌ بارز ژنتيكي‌ بين‌ افراد جنسيت‌ است. توانائي‌ تعيين‌ جنسيت‌ در جنين‌ مي‌تواند مديريت‌ برنامه‌هاي‌ اصلاح‌ نژادي‌ مهم‌ باشد يكي‌ از بهترين‌ مثالها در صنعت‌ گاوشيرده‌ جايگزين‌كردن‌ ماده‌هاست‌ كه‌ هميشه‌ موردنياز است. از آنجائي‌ كه‌ معمولاإ 05% آبستني‌ها، توليد گوساله‌ ماده‌مي‌كند اهميت‌ توسعه‌ روشهاي‌ تعيين‌ جنسيت‌ جنين‌ در پرورش‌ گاوهاي‌ شيرده‌ و نيز گاوهاي‌ گوشتي‌محرز است‌ (27، 281). چندين‌ روش‌ براي‌ تشخيص‌ جنسيت‌ به‌ طور موفقيت‌ آميز استفاده‌ مي‌شودكه‌ به‌ ترتيب‌ عبارتند از روش‌ سيتوژنتيكي، تفكيك‌ اسپرمهاي‌ حاوي‌ كروموزمهاي‌ متفاوت، تعيين‌ايمينولوژيكي‌ آنتي‌ژنH-Y ‌، استفاده‌ از كاوشگرهايDNA ‌ مي‌باشد.
حيوانات‌ همانندسازي‌ شده‌
‌‌‌‌در اين‌ روشها هستهِ سلولهاي‌ بالغ‌ و تمايز يافته‌ را در مرحلهِ خاصي‌ به‌ داخل‌ سلول‌ تخم غيرباروري‌ كه‌ هسته‌ آن‌ خارج‌ شده‌ است‌ منتقل‌ مي‌نمايند. بدين‌ ترتيب‌ تولد بره‌هاي‌ زنده‌ از سلولهاي‌سوماتيك‌ مثل‌ غدد پستاني‌ امري‌ شدني‌ است‌ و از مزاياي‌ اين‌ عمل‌ كاهش‌ فاصلهِ نسل‌ و استفاده‌ ازتعداد محدودي‌ از حيوانات‌ بسيار شايسته‌ و در نتيجه‌ پيشرفت‌ ژنتيكي‌ سريع‌ در گله‌ است‌ (371).
روشهاي‌ ايجاد حيوانات‌ تراريخت‌
‌‌‌‌امروزه‌ از روش‌ انتقال‌ مستقيم‌ ژنهاي‌ كنترل‌ كنندهِ هورمونها به‌ ژنوم‌ حيوانات‌ استفاده‌ مي‌شود هر چند مطالعات‌ نشان‌ داده‌ است‌ كه‌ انتقال‌ ژن‌ به‌ تنهائي‌ كافي‌ نيست‌ و تنظيم‌ دقيق‌ و بيان‌ يا تظاهر ژن‌نيز لازم‌ است. با انتقال‌ ژن‌ مورد نظر به‌ سيستم‌ ژنتيكي‌ حيوان‌ مي‌توان‌ ميزان‌ توليد هورمون‌ را به‌ مقدارزيادي‌ افزايش‌ داد. از حيوانات‌ ترانس‌ ژنيك‌ نظير موش‌ جهت‌ تشخيص‌ بيماريهاي‌ مهلك‌ و خطرناك‌نظير سرطان‌ و كم‌خوني‌ استفاده‌ مي‌شود توليد پروتئينهاي‌ داروئي‌ نيز توسط‌ حيوانات‌ ترانسژنيك‌امكانپذير است. براي‌ توليد پروتئين‌ داروئي‌ ابتدا ژن‌ مورد نظر با تكنيكهاي‌ ريز تزريقي‌ و غيره‌ به‌داخل‌ جنين تك‌ سلولي‌ تزريق‌ مي‌گردد. سپس‌ جنينها را داخل‌ رحم‌ مادران‌ گيرنده‌ جايگزين‌ مي‌كنندبه‌ اين‌ ترتيب‌ تعدادي‌ از فرزندان‌ متولد شده‌ ترانسژنيك، خواهند بود كه‌ قادر هستند ژن‌ را به‌ نسلهاي‌بعد انتقال‌ دهند. عيب‌ اين‌ روشها اينست‌ كه‌ حيواناتي‌ كه‌ جديد و پرتوليد در نظر گرفته‌ مي‌شوندممكن‌ است‌ حاوي‌ ژنهاي‌ مطلوب‌ نباشند.
‌‌‌‌يكي‌ از اهداف‌ انتقال‌ ژن‌ در دامهاي‌ شيرده، تغيير تركيبات‌ شير مي‌باشد. مقدار پنير توليد مستقيما به‌ خصوصيت‌ مقدار كاپاكازئين‌ شير وابسته‌ است‌ بدين‌ معني‌ كه‌ مايه‌ پنير فقط‌ كاپاكازئين‌ راسوبسترا قرار مي‌دهد و آن‌ را به‌ دو قسمت‌ يك‌ بخش‌ كوچك‌ كه‌ 5% وزن‌ كازئين‌ اوليه‌ را دارد و يك‌بخش‌ بزرگتر كه‌ پاراكاپاكازئين‌ است‌ تقسيم‌ مي‌كند.
‌‌‌‌پاراكازئينات‌ حاصل‌ از محلول‌ مايهِ پنير در برابر يون‌ كلسيم‌ حساس‌ بوده‌ و رسوب‌ مي‌كندتجزيه‌ كاپاكازئين‌ باعث‌ بهم‌ خوردن‌ تعادل‌ بارهاي‌ الكتريكي‌ شده‌ و به‌ دنبال‌ آن‌ مهاجرت‌ كازئينو به‌فاز محلول‌ عامل‌ اصلي‌ و ضروري‌ براي‌ منعقد شدن‌ شير، مي‌باشد. بنابراين‌ افزايش‌ توليد كاپاكازئين‌با تكنيك‌ انتقال‌ ژن‌ يك‌ احتمال‌ منطقي‌ به‌ نظر مي‌رسد (4). هدف‌ ديگر در انتقال‌ ژن‌ تغيير لاكتوز شيرمي‌باشد كه‌ كمك‌ بزرگي‌ به‌ امكان‌ مصرف‌ شير توسط‌ بسياري‌ از افراد است‌ كه‌ حساس‌ به‌ لاكتوزهستند و قدرت‌ هضم‌ لاكتوز بعد از مصرف‌ شير يا مواد غذائي‌ حاوي‌ شير را ندارند.
‌‌‌‌اگر چه‌ تكنيك‌ انتقال‌ ژن‌ خبر از توليد تعدادي‌ از دامهاي‌ پرتوليد از لحاظ‌ ژنتيكي‌ را مي‌دهد .سير ترقي‌ آن‌ آهسته‌ است. توسعه‌ نژادهائي‌ از حيوانات‌ كه‌ در برابر عفونتها مقاوم‌ هستند وبا روشهاي‌ترانسژنيك‌ از مصونيت‌ ايمينولوژيكي‌ توارث‌پذير برخوردار شوند نيز از اهداف‌ ديگر توليد حيوانات‌ترانس‌ژنيك‌ مي‌باشد .
‌‌‌‌شماري‌ از ژنهاي‌ كانديدا كه‌ در سيستم‌ ايمني‌ سهيم‌ هستند همانند ژنهاي‌ گيرندهِ سلولهايT ژنهاي‌ مربوط‌ به‌ غدد لنفاوي‌ و ژنهاي‌ عمدهِ سازگاري‌ بافتيMHC)‌) براي‌ انتقال‌ ژن‌ موردمطالعه‌ قرار گرفته‌اند. يكي‌ از موفقيت‌آميزترين‌ آزمايشات‌ ترانسژنيك‌ ايجاد خوكهاي‌ توليد كنندهِموگلوبين‌ انساني‌ است‌ به‌ اينصورت‌ كه‌ ناحيهِ تنظيم‌ كنندهِ ژن‌ بتاگلوبين‌ در انسان‌ را به‌ دو ژن‌آلفاگلوبين‌ متصل‌ نموده‌ و در نتيجه‌ خوك‌ ترانسژنيك‌ قادر به‌ توليد هموگلوبين‌ انساني‌ در سلولهاي‌خون‌ خود مي‌باشد. بوسيلهِ آزمايشهاي‌ شيميائي‌ مختلف، مشخص‌ شده‌ است‌ كه‌ هموگلوبين‌ انساني‌در خوك‌ ترانسژنيك‌ همان‌ خصوصيات‌ هموگلوبين‌ طبيعي‌ انساني‌ را دارد. البته‌ علي‌رغم‌ اين‌ موفقيت‌به‌ هرحال‌ هموگلوبين‌ آزاد ممكن‌ است‌ كه‌ جواب‌ مشكل‌ نباشد چون‌ اين‌ هموگلوبين‌ قادر به‌ تبادل‌اكسيژن‌ بعد از ورود به‌ گلبولهاي‌ قرمز انسان‌ نخواهد بود و معضل‌ تجزيه‌ شدن‌ آن‌ مسئله‌ ديگري‌ است
‌‌‌‌محدوديتهاي‌ فرايند ترانسژنيك‌ در دامهاي‌ بزرگ‌ همچون‌ گاو عبارتند از:
- دامهاي‌ بزرگ‌ تعداد زياد تخمك‌ ايجاد نمي‌كنند.
- كاشتن‌ دوباره‌ جنين‌ دستكاري‌ شده‌ با توجه‌ به‌ اينكه‌ از گوسفند و گاو در هر نوبت‌ حاملگي‌ فقط‌يك‌ فرزند متولد مي‌شود كار آساني‌ نيست.
- سيتوپلاسم‌ حيوانات‌ اهلي‌ به‌ اندازه‌اي‌ كدر است‌ كه‌ مشاهدهِ پيش‌ هسته‌ بدون‌ استفاده‌ از فنون‌ويژه‌ ممكن‌ نيست‌
‌‌‌‌يكي‌ از ايده‌هائي‌ كه‌ بسيار بعيد به‌ نظر مي‌رسد شناسائي‌ ژنهاي‌ مسئول‌ خواب‌ زمستاني‌خرسها وانتقال‌ آنها به‌ گاوهاي‌ گوشتي‌ مي‌باشد كه‌ احتمالا هزينهِ خوراك‌ را به‌ ميزان‌ زيادي‌ كاهش‌خواهد داد
‌‌‌‌در مورد طيور، مسئله‌ ترانس‌ژنيك‌ بصورت‌ مقاومت‌ به‌ بيماريهائي‌ مثل‌ كوكسيدوز، لكوزافزايش‌ كيفيت‌ گوشت‌ يا پايين‌ آوردن‌ كلسترول‌ تخم‌مرغ‌ مطرح‌ مي‌شد.
‌‌‌‌در مورد ماهي‌ تزريقDNA ‌ به‌ داخل‌ تخم‌ بارور در شماري‌ از گونه‌ها ديده‌ شده‌ است‌ در ماپيش‌ هسته‌ كاملا در زير ميكروسكوپ‌ قابل‌ روِيت‌ نيست‌ بنابراينDNA ‌ به‌ داخل‌ سيتوپلاسم‌تخمهاي‌ بارور يا جنينهائي‌ كه‌ در مرحلهِ چهار سلولي‌ هستند تزريق‌ مي‌شود.
‌‌‌‌بر خلاف‌ پستانداران‌ در ماهي‌ لقاح‌ خارجي‌ است‌ و رشد جنين‌ در آب‌ صورت‌ مي‌گيرد. از اينرو نياز به‌ روشهاي‌ لانه‌ گزيني‌ وجود ندارد. جنين‌ مي‌تواند با تنظيم‌ دماي‌ تانك‌ زنده‌ بماند. امكان‌بقاي‌ تخم‌ ماهي‌ بعد از تزريقDNA ‌ بالاست‌ و حدود35 تا 80 درصد مي‌باشد و ايجاد ماهي‌ترانس‌ژنيك‌ درصد احتمالي‌ حدود 10 تا 70 درصد دارد .بسياري‌ از مطالعات‌ اوليه‌ روي‌ماهيهاي‌ ترانسژنيك، بر روي‌ آزمايشات‌ انتقال‌ ژن‌ هورمون‌ رشد استوار است‌ .
ژن‌ درماني‌
‌‌‌‌ژن‌ درماني‌ اصلاح‌ يك‌ اشتباه‌ متابوليسمي‌ مادرزادي‌ با وارد كردن‌ يك‌ ژن‌ طبيعي‌ در فرد مبتلامي‌باشد. البته‌ در مورد جانوران‌ اشتياق‌ زيادي‌ براي‌ زنده‌ نگاه‌ داشتن‌ مبتلايان‌ به‌ بيماريهاي‌ شديد وسخت‌ ژنتيكي‌ وجود ندارد.
‌‌‌‌اخيراإ روش‌ انتقال‌ ژنها در داخل‌ سلول‌ نطفه‌اي‌ موش‌ به‌ منظور رفع‌ يك‌ نقص‌ ژنتيكي‌ موردتجربه‌ قرار گرفته‌ است. در اين‌ تجربه‌ ملكولهايDNA ‌را كه‌ شامل‌ رديف‌ كددار براي‌ سنتز پروتئين‌آزاد كنندهِ گونادوتروپين(Ghrh)هستند، بداخل‌ هسته‌ تخمك‌ بارور موشهائي‌ كه‌ مبتلا به‌ كم‌كاري‌ موروثي‌ غدد جنسي‌ بودند تزريق‌ نمودند. ژن‌ تزريق‌ شده‌ در هيپوتالاموس‌ تعدادي‌ از موشهاي‌توليد شده، فعال‌ گرديد و رمز خود را در راه‌ سنتز هورمون‌ نامبرده‌ بيان‌ داشت. بعلاوه‌ فعاليت‌ ژن‌بطور طبيعي‌ تحت‌ اثر سيستم‌ تنظيم‌ كننده‌ قرار گرفته‌ و حيوان‌ از هر لحاظ‌ طبيعي‌ بوده‌ است. از اين‌گذشته‌ در نسلهاي‌ بعدي‌ حيوان‌ نيز اثري‌ دال‌ بر كمبودGhrh مشاهده‌ نشده‌ است‌
تشخيص‌ بيمارهاي‌ دامي‌
‌‌‌‌روشهاي‌ معمول‌ تشخيص‌ بيماريها در آزمايشهاي‌ از جمله‌ آزمايشات‌ سرولوژي‌ و تزريق عوامل‌ بيماري‌زا به‌ حيوان‌ خطرناك‌ و كند است. در روشهاي‌ تشخيص‌ با كشت‌ بافت، بافت‌ آلوده‌حاوي‌ عوامل‌ بيماري‌زا، توليد آنتي‌ژن‌ نموده‌ و سپس‌ با تست‌ آنتي‌بادي‌ شناسائي‌ مي‌شوند. عيب‌ اين‌روش‌ اين‌ است‌ كه‌ بعضي‌ از ميكروبها دير رشد هستند و كشت‌ حدود 1-3 ماه‌ طول‌ مي‌كشد .
‌‌‌‌روش‌ ديگر تشخيص‌ بيماري‌ نمونه‌گيري‌ از خون‌ و بررسي‌ آنتي‌بادي‌ است‌ كه‌ بدن‌ در مقابل آنتي‌ژنها توليد نموده‌ است. عيب‌ اين‌ روش‌ هم‌ اينست‌ كه‌ بيماري‌ بايد تا مرحلهِ خاصي‌ پيشرفت‌نمايد. از جديدترين‌ روشهاي‌ تشخيص، استفاده‌ از واكنش‌ زنجيره‌ پلي‌مراز(PCR)براي‌ تعيين‌DNA ميكروارگانيزمهاي‌ پاتوژن‌ است‌ و اين‌ تشخيص‌ بر خلاف‌ روشهاي‌ معمول‌ چند روز بيشترطول‌ نمي‌كشد و به‌ محصولات‌ بيولوژيكي‌ ديگر نيز نياز ندارد .
انتخاب‌ براساس‌ نشانگرها
‌‌‌‌متخصصان‌ اصلاح‌ نژاد بيشتر روي‌ تنوع‌ صفات‌ كمي‌ مي‌انديشند و سعي‌ مي‌نمايند با توسط روشهاي‌ آماري‌ از همهِ اط‌لاعات‌ در برنامه‌هاي‌ انتخاب‌ استفاده‌ نمايند. اين‌ روشها از سال1950 باپايه‌گذاري‌ متدهاي‌ بيومتري‌ پيچيده‌تر همراه‌ شد .‌‌‌‌ژنتيك‌ كمي‌ تنها اثر تجمعي‌ ژنهايي‌ را كه‌ باعث‌ ايجاد تفاوت‌ بين‌ افراد مي‌شوند مورد توجه قرار مي‌دهد و فرض‌ اصلي‌ آن‌ تفكيك‌ همزمان‌ بسياري‌ از ژنهاي‌ كوچك‌ اثر مي‌باشد. اين‌ موضوع‌مورد ترديد است‌ كه‌ همه‌ ژنهاي‌ موِثر بر صفات‌ كمي، كوچك‌ اثر باشند و ممكن‌ است‌ بعضي‌ ژنهاسهم‌ عمده‌اي‌ در تنوع‌ ژنتيكي‌ داشته‌ باشند. براي‌ توضيح‌ بيشتر تفاوت‌ عملكرد ژنها بايدخصوصيات‌ ژنها به‌ تنهائي‌ نيز بررسي‌ شود . روشهاي‌ آماري‌ مناسب‌ جهت‌ شناسائي‌ حيوانات‌داراي‌ ارزش‌ اصلاحي‌ مطلوب‌ توسعه‌ يافته‌ است‌ كه‌ اساس‌ آن‌ حذف‌ هر چه‌ بيشتر عوامل‌ محيطي‌ واستفاده‌ از اط‌لاعات‌ حاصل‌ از عملكرد خود حيوان‌ و خويشاوندان‌ آن‌ جهت‌ انتخاب‌ و تخمين‌ آثارافزايشي‌ همه‌ جايگاههاي‌ موِثر بر صفت‌ است. انتخاب‌ براساس‌ فنوتيپ‌ به‌ دليل‌ آثاري‌ كه‌ عوامل‌محيطي‌ روي‌ صفت‌ اندازه‌گيري‌ شده‌ دارند و نيز توارث‌ صفات‌ چند ژني، اثر متقابل‌ بين‌ ژنها دريك‌ لوكوس‌ (غلبه) و بين‌ لوكوسهاي‌ مختلف‌ (اپيستازي) با كاهش‌ سودمندي‌ روبروست‌ . درحال‌ حاضر كاربرد تكنيك‌ آماري‌ همچونBLUP ‌(7)، امكان‌ جدا كردن‌ آثار محيطي‌ از ژنتيكي‌ رافراهم‌ و در برنامه‌هاي‌ اصلاحي‌ بسيار سودمند واقع‌ شده‌اند. ولي‌ اين‌ روشها ژنوتيپ‌ يك‌ فردراناشناخته‌ باقي‌ مي‌گذارند و به‌ صورت‌ يك‌ جعبهِ سياه‌ به‌ آن‌ مي‌نگرند و مضراتي‌همچون‌ كاهش‌ واريانس‌ ژنتيكي، تثبيت‌ الل‌هاي‌ كشنده‌ و همخوني‌ را ممكن‌ است‌ بدنبال‌ داشته‌باشد. چرا كه‌ در روشهاي‌ ژنتيك‌ كمي‌ اط‌لاعات‌ ژنوتيپي‌ افراد بطور دقيق‌ قابل‌ ارزيابي‌نمي‌باشد بلكه‌ برآوردي‌ از آن‌ از طريق‌ فنوتيپ‌ و خويشاوندان‌ امكانپذير است.
‌‌‌‌شناخت‌ ملكولي‌ ژنهائي‌ كه‌ بزرگ‌ اثر هستند ممكن‌ است‌ ديدگاه‌ جديدي‌ براي‌ بهبود ژنتيكي فراهم‌ كند . علم‌ ژنتيك‌ ملكولي‌ در اصلاح‌ نژاد مي‌كوشد با پرده‌برداري‌ از سيما و ساختار ژنها،نقش‌ دقيق‌ آنها را در توليد حيوان‌ شناسائي‌ و چگونگي‌ تغييراتشان‌ را در سطح‌ مولكولي‌ بررسي‌ نمايد.
‌‌‌‌شناسائي‌ طبيعت‌ كنترل‌ صفات، نه‌ تنها دستاوردهاي‌ علمي‌ عمده‌اي‌ را به‌ همراه‌ داشته‌ بلكه برنامه‌هاي‌ اصلاحي‌ را به‌ يك‌ بازده‌ مناسب‌ هدايت‌ خواهد نمود كه‌ اين‌ ديدگاه‌ به‌ عنوان‌ انتخاب‌ به‌كمك‌ نشانگر(8) مشهور است‌. ژنتيك‌ ملكولي‌ و بيوشيمي‌ شكاف‌ و نقايص‌ ژنتيك‌ كمي‌ راپر كرده‌ و درك‌ ما را از علل‌ تغييرات‌ كمي‌ در سطح‌ ژن‌ بالا برده‌ است.
‌‌‌‌در برنامه‌هاي‌ اصلاح‌ نژاد، ماركر يا نشانگر مولكولي‌ عبارتست‌ از تفاوت‌ در توالي نوكلئوتيدهايDNA ‌ كه‌ اين‌ تفاوت‌ داراي‌ توارث‌ مندلي‌ است‌ اين‌ قطعه‌ ويژه‌ متعلق‌ به‌ ژن‌ يا ژنهائي‌است‌ كه‌ بطور معني‌داري‌ در تنوع‌ بين‌ حيوانات‌ سهيم‌ هستند و در نتيجه‌ ممكن‌ است‌ بين‌ قطعه‌ويژه‌اي‌ كه‌ نتاج‌ از والدين‌ دريافت‌ مي‌نمايند و عملكرد نتاج‌ يك‌ ارتباط‌ مشاهده‌ شود در نتيجه‌مي‌توان‌ نتاج‌ را براساس‌ قطعه‌ كروموزومي‌ كه‌ از والدين‌ دريافت‌ كرده‌اند انتخاب‌ كرد ..
‌‌‌‌بنابراين‌ خود نشانگر معمولا روي‌ عملكرد حيوان‌ بي‌تاءثير است‌ ولي‌ با يك‌ ژن‌ تاءثيرگذارروي‌ عملكرد حيوان‌ يا توالي‌ مجاور متصل‌ بهQTL ‌آن‌ را ارزشمند مي‌كند. ما با استفاده‌ از نشانگرژنتيكي‌ مستقيماإ روي‌ تنوع‌ ژنتيكي‌ نگرش‌ داشته‌ و با شناسائي‌ تنوع‌ در سطحDNA ‌ قادر خواهيم‌ بودتفاوت‌ صحيح‌ ژنتيكي‌ دو فرد را بررسي‌ كنيم.
‌‌‌‌روش‌ مناسب‌ تركيب‌ اط‌لاعات‌ حاصل‌ از نشانگرهاي‌ ژنتيكي‌ با روشهاي‌ آماري‌ مي‌باشد
باعث‌ افزايش‌ دقت‌ و كاهش‌ فاصلهِ نسل‌ و نهايتاإ افزايش‌ پاسخ‌ به‌ انتخاب‌ مي‌گردد ‌‌‌‌مزيت‌ انتخاب‌ به‌ كمك‌ نشانگر در يك‌ صفت‌ نسبت‌ به‌ روشهاي‌ انتخاب‌ براساس‌ فنوتيپ بستگي‌ به‌ وراثت‌پذيري‌ صفت‌ دارد. انتخاب‌ براساس‌ نشانگر در موارد زير مفيد است:
- وراثت‌ پذيري‌ صفت‌ كم‌ باشد
- صفت‌ محدود به‌ جنس
- صفت‌ در ابتداي‌ زندگي‌ باشد
- اط‌لاعات‌ از والدين‌ جمعيت‌ حاضر وجود نداشته‌ باشد.
- صفات‌ لاشه‌ يا صفاتي‌ كه‌ اندازه‌گيري‌ آن‌ مشكل‌ و پرهزينه‌ است‌
‌‌‌‌عيب‌ انتخاب‌ براساس‌ نشانگر فقط‌ در احتمال‌ نوتركيبي‌ است‌ كه‌ سودمندي‌ آن‌ را كاهش مي‌دهد. از سه‌ راه‌ كلي‌ اط‌لاعات‌ مستقيم‌ بدست‌ آمده‌ از سطح‌ ژنها در برنامه‌هاي‌ اصلاحي‌ موِثراست:
- نشانگرها مي‌توانند فاصله‌ نسلي‌ را كاهش‌ دهند و اجازه‌ دهند كه‌ انتخاب‌ در مراحل‌ زودتري‌ اززندگي‌ صورت‌ گيرد
- دقت‌ انتخاب‌ را با فراهم‌ كردن‌ اط‌لاعات‌ بيشتر براي‌ تخمين‌ افزايش‌ مي دهد.
- نشانگر شدت‌ انتخاب‌ را افزايش‌ داده‌ و اجازه‌ انتخاب‌ كانديدهاي‌ اصلي‌ را از ميان‌ تعداد زيادي‌كانديدا براي‌ انتخاب‌ فراهم‌ مي‌كند.
Denise‌‌‌‌ 1998در يك‌ گزارش‌ از مرور منابع،QTL هائي‌ كه‌ در جمعيتهاي‌ گاو مشخص‌ شده بودند را بررسي‌ نمودند. در گاوهاي‌ گوشتيQTL ‌هائي‌ براي‌ وزن‌ تولد، رشدشاخ، رشد قبل‌ ازشيرگيري‌ و چربي‌ پيدا شده‌ كه‌ اينQTL ‌ها با ماركرهاي‌ ژنتيكي‌ همبستگي‌ نشان‌ داده‌اند.همچنين‌ در گاو براي‌ تشخيص‌ هيپرتروفي‌ ماهيچه و بيماري‌ پومپ(11) از نشانگرهاي‌ ژنتيكي‌مستقيم‌ آن‌ استفاده‌ مي‌شود. علاوه‌ بر اين‌ در گاوهاي‌ شير ده‌ ماركرهاي‌ پيوسته‌اي‌ براي‌ شير وتركيبات‌ آن، توليد پنير و بيماريBLAD ‌ گزارش شده‌ است‌.
‌‌‌‌در خوكQTL ‌هائي‌ براي‌ باروري، رشد از تولد تا30 كيلوگرمي، چربي‌ پشتي‌ و شكمي گزارش‌ شده‌ است.

كاربرد نشانگرهاي‌ ژنتيكي‌ در آزمون‌ نتاج‌
‌‌‌‌در آزمون‌ نتاج‌ نرهاي‌ جواني‌ كه‌ از نرها و ماده‌هاي‌ با ارزش‌ اصلاحي‌ بالا حاصل‌ شده‌است براساس‌ عملكرد50-100عدد از دخترانشان‌ آزمون‌ مي‌گردند. در آزمون‌ نتاج‌ زمان‌ طولاني‌ صرف‌مي‌شود بطوري‌ كه‌ 5-6 سال‌ براي‌ تاييد(proof) كانديدا صرف‌ شود. تخمين‌ ارزش‌ اصلاحي‌ نرها ازروي‌ ركورد دختران‌ به‌ هزينه‌اي‌ بالغ‌ بر 45000 دلار به‌ ازاي‌ هر نر نياز دارد و تنها 10% از نرهاي‌آزمون‌ شده‌ در يك‌ برنامهِ اصلاحي‌ انتخاب‌ مي‌شوند.‌‌‌‌اگر چه‌ اين‌ روش‌ به‌ طور موِثر شايستگي‌ ژنتيكي‌ گله‌ را بهبود مي‌بخشد ولي‌ روشهائي‌ كه‌ در آن ارزش‌ اصلاحي‌ يك‌ حيوان‌ سريعتر تشخيص‌ داده‌ شود ضروري‌ به‌ نظر مي‌رسد .‌‌‌‌امروزهQTL ‌ به‌ عنوان‌ اط‌لاعاتي‌ كه‌ مي‌توان‌ براي‌ انتخاب‌ افراد براساس‌ ژنوتيپ‌ استفاده‌ كرد
براي‌ سرعت‌ بخشيدن‌ به‌ برآورد ارزش‌ اصلاحي، مطرح‌ گرديده‌ است.

تاءثير انتخاب‌ روي‌ ژنهاي‌ بزرگ‌ اثر
VAN Arendonk‌‌‌‌ و(1995)Bovenguisگزارش‌ كردند با توجه‌ به‌ اينكه‌ انتخاب‌ براساس نشانگر باعث‌ افزايش‌ فراواني‌ ژنهاي‌ بزرگ‌ اثر مي‌شود، فقط‌ در پنج‌ نسل‌ اين‌ سودمندي‌ ادامه‌ خواهدداشت‌ و در زمان‌ طولاني، فراواني‌ اللهاي‌ مطلوبQTL ‌ تثبيت‌ مي‌شود. لذا در دراز مدت‌ بهتر است‌كه‌ از اط‌لاعاتQTL ‌ كمتر استفاده‌ شود .
‌‌‌‌برآورد ارزش‌ اصلاحي‌ حيوانات‌ با استفاده‌ از روشهاي‌ موِثري‌ چونBLUP ‌كه‌ مبناي ركوردهاي‌ فنوتيپي‌ افراد مي‌باشد باعث‌ افزايش‌ همخوني‌ و همچنين‌ كاهش‌ اندازهِ موِثر جمعيت‌مي‌شود.
‌‌‌‌درBLUP ما با تغيير فراواني‌ ژنهاي‌ كوچك‌ اثر، تنوع‌ ژنتيكي‌ را كاهش‌ نخواهيم‌ داد ولي‌ انتخاب‌ براساس‌ نشانگر كه‌ هدف‌ آن‌ افزايش‌ ژنهاي‌ بزرگ‌ اثرQTLاست، اعمال‌ شود اين‌ استراتژي‌فقط‌ براي‌ انتخاب‌ كوتاه‌ مدت‌ (حداكثر 5 سال) مفيد خواهد بود
‌‌‌‌بهرحال‌ در هر دو روش‌ انتخابBLUP ‌ و انتخاب‌ براساس‌ نشانگر آللهاي‌ مثبت،QTL جمعيت‌ تثبيت‌ مي‌شود و حداكثر پاسخ‌ ممكن‌ برايQTL ‌ بدست‌ مي‌آيد با اين‌ تفاوت‌ كه‌ روشهاي‌متداول‌ آماري، تفاوت‌ انتخاب‌ كمتري‌ را براي‌ تثبيت‌ ژنهاي‌ بزرگ‌ اثر اختصاص‌ مي‌دهند و در نتيجه‌در انتخاب‌ دراز مدت‌ روش‌ مبتني‌ برBLUP نسبت‌ بهMAS ‌ مفيدتر خواهد بود .
‌‌‌‌منابع‌
‌‌1- آخوندي، ع.1376. موتاسيون‌ و نقش‌ آن‌ در اصلاح‌ نباتات، سمينار كارشناسي‌ ارشد گروه‌ اصلاح‌نباتات، دانشگاه‌ تهران.

منابع كامل آزمون كارشناسي ارشد علوم دامي

1- زبان

الف ) زبان تخصصي علوم دامي- شهرام نصابيان – ديباگران

ب ) سنجش تكميلي

* مجموعه كتب سنجش تكميلي داراي قيمت نسبتا بالايي ميباشد اما اين كتب براي افرادي كه فرصت كافي براي مطالعة كامل دروس را ندارند مناسب است اما چه بهتر كه بعد از مطالعة كامل كتب مرجع براي درك بهتر اين مجموعه نيز مرور شود.

2 اصلاح نژاد و ژنتيك

الف ) اصلاح دام-ديباگران – محمد حسين شهير

ب ) ژنتيك كشاورزي – ديباگران – محمد حسين شهير

ج ) ژنتيك اصلاح دام – حميد امانلو – دانشگاه شيراز

د ) سنجش تكميلي

م ) جزوات درسي دكتر مرادي – دانشگاه تهران

3- طرح آزمايشات كشاورزي

الف ) طرح آزمايشات كشاورزي – دكتر ولي زاده مقدم – انتشارات پريور

ب ) طرح‌هاي آماري در تحقيقات كشاورزي – دكتر شيراني راد و مهندس مهدي خاني- ديباگران

ج ) جزوة درسي دكتر پيغمبري – دانشگاه تهران

د )سنجش تكميلي

م ) جزوة درسي دكتر يزدي صمدي

4 - بيوشيمي

الف ) چكيدة بيوشيمي – دكتر پاسالار – دانشگاه تهران

ب ) مجموعه سوالات علوم دامي – كاشفان مجد

ج ) سنجش تكميلي

د ) بيوشيمي لنينجر

م ) فصل‌هاي 2،3،4 كتاب تغذيه دام – بهمن نويد شاد

5 تغذيه دام

الف ) تغذية دام و طيور جلد 1 و 2 – ديباگران – كريمي

ب ) تغذيه دام مكدونالد ( بخصوص فصول 5-6-8-9-10-11-12-13-17-19-20)

ج ) سنجش تكميلي

د ) جزوة تغذيه دام 2 – دكتر فرودي – دانشگاه آزاد واحد ورامين

6 پرورش‌ها

A ) پرورش گوسفند:

الف ) پرورش و نگهداري گوسفند ( دكتر سياه منصور )

ب ) پرورش گوسفند – ديباگران – شهرام نصابيان

ج ) سنجش تكميلي

B ) پرورش گاو:

الف ) اصول پرورش گاوهاي شيرده – دكتر قربانيان

ب ) پرورش گاو – ديباگران – نصابيان

ج ) گاوداري – نصابيان – ديباگران

د ) سنجش تكميلي

C ) پرورش طيور:

الف ) اصول علمي و عملي پرورش طيور – دكتر پور رضا

ب ) اصول پرورش طيور – دكتر زهري – دانشگاه تهران

ج ) پرورش طيور – ديباگران

د ) سايت http://www.iranpoultry.com/

م ) سنجش تكميلي

7 تشريح و فيزيولوژي

الف ) فيزيولوژي دام – دكتر ضميري

ب ) توليد مثل در گاو - دكتر ضميري

ج ) فيزيولوژي توليد مثل – دكتر هاشمي

د ) تشريح و فيزيولوژي دام – ديباگران

م ) سنجش تكميلي

پتانسیل تغذیه ای پوست پرتغال در جوجه های گوشتی


در این تحقیق پتانسیل تغذیه ای پوست پرتغال(Citrus sinensis ) خشک شده توسط آفتاب ( SOR ) بر روی 100 قطعه جوجه گوشتی ((ANAK از سن 7 روزگی مورد بررسی قرار گرفت. پرندگان بطور تصادفی در 4 گروه تغذیه ای شامل 0، 5، 10، 15 و 20 درصد SOR که جایگزین ذرت جیره شده بود، قرار گرفتند. هر تیمار شامل 30 قطعه پرنده در 3 تکرار بود. پرندگان به مدت 9 هفته توسط جیره های غذایی آزمایش بصورت آزاد تغذیه شدند.

 

 شاخص های عملکرد و لاشه مورد بررسی قرار گرفت. تیمار های غذایی هیچ تأثیر معنی داری بر مصرف خوراک، افزایش وز بدن، مصرف آب، نسبت آب به خوراک، ضریب تبدیل غذایی و هزینه خوراک به ازای هر قطعه جوجه گوشتی نداشتند. در حالی که وزن نهایی بدن بطور معنی داری تحت تأثیر تیمار ها قرار گرفت.

 

افزایش سطح پوست پرتغال بیشتر از 15% موجب کاهش رشد که در نتیجه باعث کاهش وزن نهایی پرنده می شود. جیره های غذایی آزمایشی، فقط بر میزان ران مرغ و چربی محوطه بطنی تأثیر معنی داری داشته ا ند. پوشش پر در جوجه های گوشتی که SOR بالایی دریافت کرده بودند در مقایسه با گروه کنترل بیشتر بود. کبد جوجه های گوشتی در تیمار حاوی 20% SOR دچار هیپوپلازی شد. این تحقیق نشان داد که SOR می تواند تا 15% ذرت جیره جایگزین شود.   

 

 

منبع :

International Journal of Poultry Science 5 (7): 613-617, 2006


علل ايجاد بستر خيس در طيور

يكي از مواردي كه پرورش‌دهندگان طيور و بويژه طيور گوشتي در طي دوره پرورش با آن مواجه ميشوند وجود بستر خيس ميباشد . عوامل مديريتي ، تغذيه‌اي و بيماريها مي‌توانند سبب بروز اين مشكل شوند . بستر خيس را كه علت آن بروز اسهال در گله ميباشد نبايد با آنتريت و يا تورم روده اشتباه نمود . اسهال عارضه‌اي است كه مدفوع حالت آبكي داشته باشد ، درصورتيكه آنتريت عبارت از تورم بافت مخاطي روده در اثر عواملي مثل كوكسيديوز و غيره ميباشد . در حالت طبيعي مدفوع با منشاء روده‌اي در طيور داراي رنگ حنايي و يا قهوه‌اي با رسوب اورات در سطح آن ميباشد كه 12 تا 16 بار در شبانه‌روز تخليه مي‌گردد . مدفوعي كه منشاء آن از سكوم باشد داراي رنگ قهوه‌اي تيره ، بصورت نيمه مايع و معمولاً يك يا دو بار در شبانه‌روز دفع ميشود كه اين نوع مدفوع نيز نبايد با مدفوع اسهالي اشتباه گردد . مديريت و رابطه آن با بستر خيس در طيور بستر در طيور بايد در سطح و عمق آن از نظر قوام و چسبندگي يكسان باشد . در شرايط مديريتي مناسب و سلامت گله ، باتوجه به سن ، رطوبت بستر مي‌تواند بين 10 تا 30 درصد متغير باشد ، اگرچه در مناطق گرم و بسيار خشك رطوبت به 5 درصد نيز ممكن است كاهش يابد . بستري كه داراي چنين شرايطي باشد بعد از چسبندگي در اثر فشردن در بين انگشتان ، بلافاصله ذرات آن از همديگر جدا خواهند شد كه وجود اين حالت عدم چسبندگي ناشي از فعاليت باكتري‌هاي موجود در آن ميباشد. بستري كه رطوبت آن بيشتر از 30 درصد باشد بعد از فشردن در دست ، حالت خود را حفظ كرده و ذرات آن از همديگر جدا نخواهند شد . بستر خيس گاهي به بستري گفته ميشود كه فقط سطح آن مرطوب و چسبنده ميباشد ولي قسمت‌هاي عمقي آن ممكن است خشك باشد . در چنين مواردي قسمت‌هاي سطحي بستر بعد از خشك شدن تشكيل لايه‌اي چسبنده و سفت را ميدهد و بعبارت ديگر ، از نظر قـوام و چسـبندگي در سطـح و عمـق ، از يكـديگر متفـاوت ميباشد . وجود بستر سفت در نقاطي از سالن سبب ميشود كه طيور تمايلي به نشستن در اين محل‌ها را نداشته باشند و لذا بعلت نرسيدن گرماي بدن طيور به اين نقاط و عدم فعاليت باكتري‌هاي موجود در آن ، رطوبت و چسبندگي باز هم بيشتر خواهد شد . درصورت وجود چنين حالتي در بستر ، با بهبود شرايط مديريتي و زيروروكردن بستر بايد اقدام به رفع اين مشكل كرده و درصورت نياز مقداري بستر تازه اضافه نمود تا مرغ‌ها تشويق به نشستن در آن نقاط شوند . با جلوگيري از ريزش آب در سالن ، تنظيم مقدار و ارتفاع آب‌خوريها و بهبود تهويه مي‌توان از تشكيل بستر بهم چسبيده و سفت شده جلوگيري نمود . در ميان عوامل مديريتي ، تهويه ميتواند بيشترين نقش را داشته باشد . 1000 قطعه مرغ در شبانه‌روز حدود 500 ليتر آب از طريق مدفوع دفع مي‌كنند . تهويه ناقص كه قادر به تخليه اين مقدار آب از سالن نباشد به آساني و بويژه در زمستان مي‌تواند سبب بروز بستر خيس و ايجاد چسبندگي در سطح آن گردد . تغذيه و رابطه آن با بستر خيس در طيور فعاليت كليه در طيور بصورت مداوم و ادرار كه بصورت مايع غليظ موكوسي و حاوي مقدار زيادي اورات است با پوشانيدن سطح مدفوع ، دفع مي‌گردد . مكانيسمي كه بنام جريان برگشتي ناميده ميشود سبب مي‌گردد مقداري از آب و الكتروليت‌ها مجدداً در راست روده جذب شده و تعادل الكتروليتي برقرار گردد . افزايش مصرف آب صرف نظر از علت آن ، مي‌تواند سبب بروز اسهال ، مدفوع آبكي و بستر خيس گردد كه به تعدادي از آنها اشاره ميشود . 1- جيره‌بندي دان و يا ناكافي بودن دان . اين مورد بويژه در گله‌هاي مادر گوشتي كه دان جيره‌بندي مي‌گردد بوضوح ديده ميشود . 2- كيفيت آب و دان مصرفي از نظر مقادير سديم ، پتاسيم و منيزيوم . سديم و پتاسيم حجم آب بدن را تنظيم مي‌كنند . وجود مقدار زيادي سديم در آب مصرفي و يا در دان كه مي‌تواند بصورت نمك باشد سبب افزايش مصرف آب خواهد شد . وجود پتاسيم اضافي نيز كه مي‌تواند ناشي از وجود آن در موادي مثل كنجاله سويا ، ملاس و غيره باشد نظير سديم ، سبب افزايش مصرف آب و اسهال خواهد شد . منيزيوم از عناصري است كه بعلت وفور آن در مواد اوليه مورد استفاده دان ، به مكمل طيور افزوده نميشود، معهذا وجود مقدار زيادي از اين عنصر در آب ، سبب بروز عارضه اسهال و خيس شدن بستر خواهد شد . 3- متعادل نبودن جيره از نظر مقدار پروتئين و اضافه بودن و بويژه وجود پروتئين با كيفيت و با قابليت هضم كم در آن . وجود چنين پروتئيني كه بخوبي هضم و جذب نشده باشد در انتهاي روده در اثر تخمير ميكروبي ، سبب بروز اسهال مي‌گردد . بروز عارضه سوختگي مفصل خرگوشي در نيمچه‌هاي گوشتي ناشي از وجود مقادير زيادي پروتئين با قابليت هضم كم ، نظير پودرگوشت و ضايعات كشتار گاهي در جيره ميباشد . 4- وجود مقادير زيادي قند جذب نشده در موادي مثل جو و تغيير فشار اسمزي ناشي از آن در روده ، اسهال بروز خواهد كرد . 5- تغيير ناگهاني مواد اوليه و فرمول دان نيز مي‌تواند سبب ايجاد اسهال در طيور گردد . 6- افزودن چربي با كيفيت پائين و غير قابل هضم از ديگر عوامل بروز اسهال و مدفوع آبكي در طيور ميباشد . 7- ويروس‌ها ، باكتري‌ها تك ياخته‌ايها و مايكوتوكسين‌ها نيز نقش مهمي در ايجاد عارضه اسهال در طيور مي‌توانند داشته باشند . 8- مصرف آنتي‌بيوتيك‌ها و انواع داروهاي ضد ميكروبي نيز يكي از علل اصلي بروز اسهال در طيور ميباشند. بروز اسهال ناشي از تركيبات ضد ميكروبي بويژه در كشورهائي كه بصورت مداوم از اين مواد استفاده ميشود يكي از مشكلات اين صنعت ميباشد كه متأسفانه كمتر به آن نيز توجه شده و حتي تصور ميشود كه با مصرف اين تركيبات بروز اسهال بايد كمتر نيز گردد . مصرف تركيبات ضد ميكروبي با تغيير فلور ميكروبي روده و ايجاد عدم تعادل بين ميكروارگانيزمهاي مفيد و مضر سبب بروز اسهال ميشوند . عواقب ناشي از وجود بستر خيس در طيور 1- افزايش مقدار آمونياك در سالن كه ناشي از تخمير اوره ميباشد . 2- كاهش مصرف دان ناشي از افزايش آمونياك و بروز و يا تشديد عوارض تنفسي و مستعد شدن گله به بيماري‌هاي ميكروبي و كلي باسيلوز . 3- كاهش جذب مواد و كاهش راندمان و عملكرد گله . 4- مستعد شدن گله به بيماري‌هاي روده و بويژه كوكسيديوز . 5- آلودگي سطح خارجي پرنده ، افزايش تورم مفصل خرگوشي و ايجاد زخم در جناغ سينه كه در نهايت منجر به حذف تعداد بيشتري از طيور در كشتارگاه خواهد شد .