مرغ تخم طلا

مرغ تخم‌طلا، از آن جمله عبارت‌هايي است كه در داستان‌ها زياد شنيده مي‌شود. بعضي مواقع هم داستان مرغ تخم طلا را در خبرها مي‌شنويم، مانند هفته‌هاي اخير كه به نظر برخي‌ها با گران شدن قيمت تخم‌مرغ، مرغ‌هاي ايراني تخم‌مرغ طلايي مي‌گذارند. اما واقعيت اين است كه مرغ‌هايي با تخم‌مرغ طلايي دورتر از ايران و در انستيتو روزلين اسكاتلند وجود دارند. اخيراً محقيقن اين مركز علمي اعلام نموده‌اند كه پس از 10 سال تحقيق و تلاش موفق به پرورش پنج نسل از مرغ‌هايي ترانسژنيك يا تراريخته شده‌اند كه مي‌توانند تخم‌مرغ‌هاي توليد كنند كه حاوي نوعي پادتن مونوكلونال (Monoclonal) ضد سرطان پوست و نيز نوعي انترفرون جهت درمان بيماري MS، هستند.
در نظر اول ممكن است اين پرسش براي خوانندگان گرامي مطرح شود كه اين موضوع چه ربطي به مرغ تخم‌طلا دارد، اما با توضيح زير حتماً متوجه خواهيد شد كه چرا اين تخم‌مرغ‌ها في الواقع طلايي هستند.

سيستم ماهيچه اي در طيور

سيستم ماهيچه اي در طيور پيچيده است ولي به طور كلي از سه نوع ماهيچه تشكيل شده است كه عبارتند از ماهيچه هاي ارادي مثل ماهيچه هاي بيشتر قسمتهاي بدن (قسمتهاي قابل خوردن) ماهيچه هاي غير ارادي يا صاف مثل ماهيچه هاي اطراف دستگاه گوارش و تنفس و ماهيچه قلبي ، بزرگترين ماهيچه بدن طيور ماهيچه سينه است كه حدود 12/1 وزن بدن است .
ماهيچه گاستر و كنموس در پشت پا قرار دارد و عمل آن ايجاد تعادل در مرغ هنگاميكه روي اشيائي نظير چوب خواب و در حالت استراحت است .
ماهيچه هاي پوستي در پايه پرها قرار گرفته اند و در اثر انقباض آنها پرها حركت مي كنند . رنگ ماهيچه به مقدار ميوگلوبين آن بستگي دارد و در ماهيچه هائي كه فعاليت بيشتري دارند (پاها) مقدار ميوگلوبين بيشتر و رنگ آن قرمز تر از ماهيچه سينه است .

دستگاه توليد مثل مرغ

1-تخمدان:
تخمدان سمت راست به حالت اوليه باقي مانده و تنها تخمدان سمت چپ فعال است . تخمدانها در حفره شكمي و نزديك كليه ها قرار دارند . تخمدان از بخش مياني و بخش بيروني تشيكل شده است . روي تخمدان فوليكولها قرار دارند و تعداد آنها در هر تخمدان حدود 3000 عدد است ولي در طول عمر مرغ آنها به تخم مرغ كامل تبديل
نمي شوند . در حقيقت رابطه مستقيمي بين تعدا د فوليكلها و تعداد تخمهائي كه مرغ مي گذارد وجود ندارد . وزن هر فوليكول تا 10 روز قبل از پاره شدن يا تخمك اندازه حدود 100 ميلي گرم و قطر آن 4 تا 5 ميليمتر است . پس از اين مدت فوليكولها بسرعت رشد مي كنند و وزن آنها به 18 تا 20 گرم و قطر آنها به 40 ميلي متر مي رسد .
هر فوليكول به وسيله پايه اي به تخمدان متصل است . در داخل هر فوليكول يك زرده وجود دارد كه اطراف آن را بجز در ناحيه استيگما مويرگهاي خوني پوشانده است . پاره شدن فوليكولها از ناحيه استيگما صورت مي گيرد .
بر خلاف پستانداران در طيور جسم زرد تشكيل نمي شود بلكه از محل فوليكول آزاد شده هورمونهائي ترشح مي شود كه كار آنها افزايش حركت شيپور لوله تخم و تنظيم زمان تخمگذاري است .
 در يك تخمدان پنج نوع فوليكول مشاهده مي شود :
1-فوليكولهاي اوليه
2-فوليكولهاي در حال رشد
3-فوليكولهاي كامل
4-فوليكولهاي پاره شده
5-فوليكولهاي تحليل رفته
اگر بعلت بيماري مثلاً لوكوز تخمدان سمت چپ از بين برود و يا توسط عمل جراحي برداشته شود ، تخمدان سمت راست كه به حالت اوليه باقي مانده است شروع به رشد كرده و بر حسب اينكه مرغ در چه سني باشد ممكن است به بيضه – تخمدان، بيضه و يا تخمدان تبديل شود. اگر از بين رفتن تخمدان سمت چپ در سنين اوليه و قبل از بلوغ باشد تخمدان سمت راست به بيضه تبدل مي شود و اسپرم و آندروژن توليد مي كند ولي بعلت اينكه لوله هاي ولفيان كه مجاري خروج اسپرم را تشكيل مي دهند در مرغ بوجود نمي آيد بيضه به بيرون راه ندارد و حيوان عقيم مي شود .
اگر از بين رفتن تخمدان سمت چپ در اواخر دوره تخمگذاري باشد ، تخمدان سمت راست كه به حالت اوليه باقي مانده است رشد كرده و به تخمدان كامل تبديل مي شود و زرده توليد مي كند ولي به دليل اينكه لوله هاي مولارين در مرغ به صورت ژنتيكي يك طرفه رشد مي كند (تنها لوله سمت چپ رشد مي كند) و چون تخمدان راست به خارج راه ندارد ، لذا مرغ عقيم است .
در صورتيكه از بين رفتن تخمدان سمت راست به بيضه – تخمدان تبديل مي شود و در اين صورت هم اسپرم و هم اوم توليد مي كند ولي به دليل لينكه راهي به بيرون ندارد بازهم مرغ عقيم است .
وقتي تخمدان راست به بيضه يا بيضه – تخمدان تبديل مي شود به دليل ترشح هورمون آندروژن مرغ تمام خصوصيات خروس را بدست مي آرود ، يعني مي خواند و تمايل به جفت گيري نشان مي دهد .

2-مجراي تخم
الف- شيپور : طول اين قسمت حدود 7 سانتيمتر است و زماني را كه تخم را در اين قسمت مي گذارند 4/1 ساعت است . به علت حركاتي كه در ناحيه شيپور وجود دارد فوليكولهاي آزاد شده از تخمدان گرفته مي شود و در داخل لوله تخم هدايت مي گردد . درست بعد از پاره شدن فوليكول حركت شيپور افزايش پيدا مي كند و اين عمل بخاطر هورموني است كه از فوليكول پاره شده ترشح مي شود . البته همانطوري كه قبلا گفته شد از فوليكول پاره شده هورمون ديگري ترشح مي شود كه همراه با اكسي توسين در تنظيم و كنترل زمان تخمگذاري اهميت دارد . در اثر بعضي از امراض مثل نيوكاسل و برونشيت عفوني حركات ناحيه شپيور كم مي شود و تخمكي كه آزاد مي گردد در داخل حفره شكمي ممكن است روز بعد بوسيله شيپور گرفته شود و يا جذب اعضاي ديگر بدن گردد .
شيپور ناحيه اي است كه اسپرم ها مي توانند براي مدت طولاني (30 روز) در پيچ و خم شيارهاي آن زنده بمانند .

ب-ماگنوم : طولاني ترين قسمت لوله تخم است و حدود 34 سانتيمتر طول دارد . مدت زماني كه تخم اين ناحيه را طي مي كند 3 ساعت است و در اين قسمت است كه سفيده يا آلبومين در اطراف زرده ترشح مي شود.

ج-ايسموس : حدود 8 سانتيمتر طول دارد و تخم حدود 1 ساعت و پانزده دقيقه در اين ناحيه توقف دارد و در اين قسمت است كه پوسته نازك اطراف سفيده تشكيل مي گردد .

د-رحم : حدود 8 سانتيمتر طول دارد و تخم حدود 18 تا 22 ساعت در اين ناحيه متوقف مي گردد و پوسته آهكي تخم مرغ ترشح مي شود . در بعضي نژادها كه تخم مرغ پوسته قهوه اي توليد مي كنند (نيوهمشاير) در ناحيه رحم رنگيزه
قهوه اي كه به نام اوپروفيرين موسوم است ترشح و در پوسته ذخيره مي گردد .
بعضي نژادها تخمهايي با پوسته آبي يا سبز مي گذارند كه رنگ آبي آن مربوط است به ماده اي بنام اوسان و رنگ سبز را متيل استر بيلوردين ايجاد مي كند .

ه-واژن:طول واژن حدود 8 سانتيمتر است و تخم حدود يك دقيقه در اين قسمت قرار مي گيرد . در آخرين لحظه قبل از خروج تخم مرغ از رحم پوسته تخم مرغ با موسين(گليكوپروتئين) پوشيده مي شود . موسين پس از خشك شدن كوتيكل نام مي گيرد و حفاظي است براي جلوگيري از نفوذ ميكروبها كه ممكن است از راه منافذ موجود در روي پوسته تخم مرغ صورت بگيرد . اگر تخم مرغها شسته شوند اين حفاظ از بين مي رود و امكان آلودگي و فساد تخم مرغ افزايش پيدا
مي كند.

روشهاي بهنژادي طيور

 

براي دست يابي به يك نژاد يا سويه مطلوب چه از لحاظ توليد گوشت و چه از نظر توليد تخم مرغ بايستي از اساس علم ژنتيك و بهنژادي استفاده كرد و از ميان روشهاي بهنژادي ، از روشي كه بهتر بتوان به هدف نهائي رسيد بايد استفاده نمود .
در بهنژادي مرغان تخمگذار علاوه بر تعداد تخم مرغي كه بايستي مرغ توليد كند بسياري از صفات ديگر را نيز بايد مد نظر داشت . وزن تخم مرغ ، كيفيت سفيده ، لكه هاي خون يا گوشت ، مقاومت در برابر امراض ، ضخامت پوسته تخم مرغ و بسياري صفات ديگر در هنگام اصلاح نژاد بايد مورد توجه قرار گيرند زيرا اگر يك يا چند صفت از اين صفات اصلاح نشود نژاد يا پوسته بدست آمده بدون ارزش خواهد بود .
همچنين در مورد مرغان گوشتي علاوه بر رشد سريع و راندمان تبديل غذائي بهتر ، فرم بدن ، مقاومت در مقابل امراض ، رنگ پوست و پر و بال و بعضي صفات مطلوب ديگر بايستي مورد توجه قرار گيرند . علاوه بر اينها باروري و جوجه دهي ، ميزان تخمگذاري و اندازه تخم مرغ در والدين جوجه هاي گوشتي بايستي مورد توجه باشد .

خويش جفتي
خويش جفتي عبارت است از جفتگيري خانوادهاي نزديك در اينگونه جفت گيري درجه ژن همگوني افزايش
 مي يابد و احتمال بروز صفات نامطلوب نيز وجود دارد كه بايستي اينگونه صفات مطلوب را در يك سويه يا نژاد متمركز كرد تا يك سويه يا نژاد خالص حاصل شود . خويش جفتي ممكن است بسيار نزديك باشد (مثل جفتگيري خواهر و برادرهاي تني) و يا با فاصله ژنتيكي بيشتري انجام گيرد (مثل جفتگيري پسر و دختر عمو).
 
آميخته گري
آميخته گري عبارت است از جفت گيري نژادهاي مختلف در اين نوع جفتگيري ژن ناهمگوني افزايش مي يابد . بايستي صفات و نژاد كاملا شناخته شده باشد زيرا ممكن است اينگونه تلاقي ها باعث بروز صفات نامطلوب گردد . اين نوع تلاقي بيشتر براي توليد نژادهاي گوشتي و يا مرغان تخمگذار كه تخم مرغ پوسته قهوه اي توليد مي كنند صورت مي گيرد. (مثل تلاقي نژاد نيوهمشاير با لگهورن كه قبلا توضيح داده شده) .

تلاقي سويه ها
در اينگونه جفتگيري از سويه هاي يك نژاد كه ارتباط ژنتيكي كمتري دارند استفاده مي شود . در اين روش ابتدا سويه هاي خالص را طي چند دوره خويش جفتي بدست مي آورند ، سپس آن دو سويه اي را كه قدرت تركيب بهتر دارند و بهترين نتيجه را مي دهند انتخاب مي كنند گاهي مي توان فقط از خروس يك سويه و مرغهايي از سويه ديگر استفاده كرد . در اين روش جوجه ها بيشتر به طرف ژن ناهمگوني مي روند و ارزش بهنژادي آنها كم است .
براي شروع بهنژادي پس از مشخص شدن هدف ، به گزيني گله بايستي مورد توجه قرار بگيرد . در موقع انتخاب علاوه بر صفت مورد نظر ساير صفات را بايد از نظر دور نداشت زيرا گاهي همراه يك صفت چند صفت ديگر نيز انتقال مي يابند كه اگر به گزيني به روش صحيحي صورت نگرفته باشد بعدا همين صفات ايجاد اشكال مي كنند .

به گزيني فردي يا گروهي
در اين روش اساس به گزيني بر وضع ظاهري و فيزيكي حيوان قرار دارد . اينگونه به گزيني ارزش زيادي ندارد و بيشتر در مواردي كه توليد از متوسط توليد يك گله مطلوب ، كمتر باشد مورد استفاده قرار مي گيرد . مثلا وقتي كه توليد تخم مرغ حدود 150 تا 160 عدد در سال است .
 
به گزيني بر اساس شجره نامه
وقتي كه اعداد و ارقام توليد در دسترس نباشد اين نوع به گزيني اهميت دارد . هنگامي كه به گزيني بين دو خروس براي انتخاب بهترين صورت مي گيرد از اين روش بيشتر استفاده مي شود.

به گزيني بر اساس خانواده
در اين روش به گزيني يك حيوان بر اساس عملكرد ساير افراد خانواده انتخاب مي شود . در اين روش توارث خواص مطلوب به حداكثر خود مي رسد . انتقال صفات از يك خانواده به ساير نسلها را بايستي از راه پور آزمايي
(Progey test) انجام داد و عملكرد بچه ها را براي به گزيني گله مادر معيار قرار داد .

روشهاي جفتگيري
 جفت گيري گله اي : در جفت گيري گروهي يا گله اي تعدادي خروس با يك گله مرغ جفتگيري مي كنند . در اين روش درصد باروري بيشتر از جفت گيري لانه اي است . تعداد خروس در گله به سن و اندازه مرغ بستگي دارد . در نژادهاي سبك به ازاي هر 15 تا 20 مرغ يك خروس و در نژادهاي دو منظوره به ازاء 10 تا 15 مرغ يك خروس مورد استفاده قرار مي گيرند .

جفت گيري لانه اي : در اين روش يك لانه مرغ با يك خروس جفت گيري مي كنند . اگر مرغها در لانه تله اي تخمگذاري كنند و يا شماره پا داشته باشند و تخم مرغها شماره گذاري شوند در اين صورت مي توان پدر و مادر هر جوجه را مشخص كرد .
تعداد مرغها به ازاي هر خروس به همان ميزان جفت گيري گله اي است ولي باروري بخوبي آن روش نيست زيرا اولاً فرصت انتخاب براي جفت گيري از مرغها گرفته مي شود و ثانياً بين خروسها براي جفت گيري رقابت وجود ندارد .
 
 جفت گيري تجربي : اين جفت گيري به جفت گيري دستي نيز مرسوم است . در اين روش يك مرغ با يك خروس كه در لانه نگهداري مي شود جفت گيري مي كند . در اين روش امكان استفاده از يك خروس براي جفت گيري بيشتر است . به علت اينكه جفت گيري بايستي حداقل هفته اي يك بار انجام گيرد اين روش ، روشي وقت گير است . در صورتي كه يك خروس خوب و با ارزش ژنتيكي بالائي موجود باشد بهتر است از اين روش استفاده نمود .

تلقيح مصنوعي : تلقيح مصنوعي بيشتر در بوقلمون به خاطر اينكه باروري آن كمتر است صورت مي گيرد . در بعضي از آزمايشات نيز از تلقيح مصنوعي استفاده مي شود.

جايگاه مرغ در دنياي حيوانات

از لحاظ رده بندي مهره داران، طيور بعد ار خزندگان قرار گرفته اند. بين پرندگان و خزندگان شباهت هائي وجود دارد كه عبارتند از :
1-هر دو گروه تخمگذارند و زرده هر دو چند لايه است.
2-نرها در هر دو گروه هموگامت و ماده ها هترو گامت هستند .
3-در سطح بدن هر دو گروه فلس يا پولك وجود دارد . با اين حال بين پرندگان و خرندگان تفاوت هائي نيز وجود دارد. كه عبارتند از :
1-خزندگان داراي دندان بوده، در صورتي كه پرندگان فاقد آن هستند .
2-پرندگان حيواناتي خونگرم اند در صورتي كه خزندگان جزو حيوانات خونسرد به حساب مي آيند.
3-پرندگان پردارند.
4-پرندگان داراي كيسه هاي هوائي هستند.
5-در پرندگان استخوانهاي توخالي وجود دارد.
از نظر طبقه بندي زيست شناسي مرغ از شاخه طناب داران، رده پرندگان، زير رده نو مرغان يا پرندگان حقيقي راسته ماكيان شكلان و خانواده سيخك داران مي باشد . جنس آن گالوس و گونه آن دامستيكوس است.
گفته مي شود كه همه نژادهاي مرغ از چهار نوع وحشي زير حاصل شده اند.

1

گالوس-گالوس

مثل مرغ جنگلي قرمز

2

گالوس – لافايتي

مثل مرغ جنگلي سيلان

3

گالوس سونراتي

مثل مرغ جنگلي خاكستري

4

گالوس – واريوس

مثل مرغ جنگلي آبي و سبز

طي هزاران سال انواع وحشي مرغ بطور طبيعي با هم آميخته اند و يا توسط انسان تلاقي داده شده اند كه منجر به پيدايش نژادهاي فعلي گرديده است. نژادهاي كنوني را مي توان بر حسب منطقه جغرافيايي و يا توليد تقسيم بندي كرد.

تقسيم بندي مرغ ها بر حسب منطقه جغرافيائي
در اينگونه تقسيم بندي مرغ ها بسته به اينكه از چه منطقه اي به دنيا معرفي شده باشند به چهار دسته تقسيم مي شوند:
1-نژادهاي آمريكائي
2-نژادهاي آسيائي
3-نژادهاي انگليسي
4-نژادهاي مديترانه اي
هر يك از نژادهاي فوق داراي چند واريته بوده كه تفاوت اين واريته ها نوع تاج و رنگ پر و بال آنها است. همچنين هر واريته شامل تعدادي سويه است . سويه ها از لحاظ تعداد تخمي كه مي گذارند، سن بلوغ و يا ميزان باروري  با هم تفاوت دارند .

نژادهاي آمريكائي
 اين نژادها از تلاقي نژادهاي آسيائي و مديترانه اي حاصل شده اند . هم از نظر توليد تخم مرغ و هم از لحاظ توليد گوشت خوب هستند . ولي توليد تخم مرغ آنها بخوبي نژادهاي مديترانه اي نيست. معمولاً در سال حدود 180 تا 220 عدد تخم مرغ مي گذارند . در سن 5/5 تا 6 ماهگي شروع به تخمگذاري مي كنند . از اين نژادها براي توليد نژادهاي تجارتي از نوع مرغ گوشتي استفاده مي شود. از جمله اين نژاد ها  پليموت راك، وايا ندوت وردايلندرد هستند.
 
نژادهاي آسيائي
 بدني بزرگ و استخوان بدني قوي دارند . روي پاي آنها پر وجود دارد و پوست بدن همه آنها بجز نژاد لانگشان سياه، زرد است  و لاله گوش همه قرمز بوده و تخم مرغ هاي آنها با پوسته قهوه اي است .
از لحاظ تخمگذاري زياد خوب نيستند و تعداد تخم مرغهائي كه در سال مي گذارند حدود 120 تا 150 عدد است . حدود 6 ماهگي به سن بلوغ مي رسند . رشد بدن آنها زياد نيست . از جمله اين نژادها مي توان براهما ، كوچين و لانگشان را نام برد .
 
نژادهاي انگليسي
نژادهاي گوشتي هستند . پوست بدن همه آنها بجز كور نيش سفيد است و همه بجز دوركينگ ورد كاپ تخم مرغهاي پوسته سفيد توليد مي كنند . سن بلوغ آنها حدود 5 تا 6 ماهگي است و توليد ساليانه تخم آنها بين 180 تا 240 عدد است . از مهمترين اين نژادها كورنيش ، ارپينگتون ، سوسكس و استرالورپ را مي توان نام برد .

نژادهاي مديترانه اي
 از ساير نژادها كوچكترند و از لحاظ تخمگذاري بسيار خوب هستند . كرچي در آنها به ندرت ديده مي شوند . پاها بدون پر و تخم مرغ هاي آنها پوسته سفيد است.
تعداد تخم مرغي كه در سال مي گذارند حدود 250 تا 300 عدد نژادها لگهورن است كه داراي 12 واريته است و از تلاقي واريته هاي مختلف اين نژاد ، مرغهاي تجارتي تخمگذار به دست مي آيد ساير نژادهاي مديترانه اي مينوركا ، آنكونا ، اسپانيش، آندولوسي آبي هستند.
 
تقسيم بندي مرغها از لحاظ توليد
1-نژادهاي سبك يا تخمگذار
2-نژادهاي سنگين يا گوشتي
3–نژادهاي 2 محصوله
4-نژادهاي زينتي
هيچ يك از نژادهاي فوق الذكر از نژادهاي تجارتي نمي باشد بلكه از تلاقي آنها در موسسات اصلاح نژاد و پس از طي آزمايشات زياد نژادهاي تجارتي با نامهاي تجارتي به بازار عرضه مي گردد. از تلاقي خروسهاي كورنيش با مرغهاي پليموت راك سفيد نژادهاي گوشتي و از تلاقي سويه هاي مختلف لگهورن مرغ هاي تخمگذار به دست مي آيد . بيشتر نامهائي كه براي نژادها بكار برده مي شود ، نامهاي تجارتي است.

تغيير جنسيت در مرغها

همواره در مورد تغيير يافتن مرغ به خروس مطالبي را شنيده‌ايم.
اكثراً نسبت به اين موضوع با ديده شك و ترديد نگاه مي‌كنيم اما به راستي تغيير جنسيت گر چه رويداد نادري است ولي اتفاق مي‌افتد. تا بحال تغيير جنسيت از خروس به مرغ گزارش نشده است.
 درتغيير جنسيت خودبخودي فقط فنوتيپ مرغ تغيير ميكندو ظاهر مرغ شبيه خروس مي‌شود و از نظر ژنتيكي تغيير‌ي در آن ايجاد نمي‌شود.
تفاوتهاي ما بين مرغ و خروس
مرغ و خروسهاي كم‌سن را جوجه(Chick) مي‌نامند و با بالارفتن سن آنها به جوجه‌هاي نر (كمتر از يكسالگي) جوجه خروس (Cockeral) و خروس(COCK) و به جوجه‌هاي ماده (كمتر از يكسالگي) جوجه مرغ( pullet) و مرغ (hen)گفته ميشود.
بسته به نژاد مرغ و خروسي كه پرورش داده ميشود سن مناسب جهت اطلاق مرغ به جوجه‌ مرغ و خروس به جوجه‌خروس متفاوت است، اين سن  در طيوري كه داراي نژاد خالصي مي‌باشند سن مشخصي دارد.
 معمولاً به جوجه‌ها تا قبل از يكسالگي يا جوجه‌ خروس اطلاق ميگردد يا جوجه‌‌مرغ و بعد از يكسالگي مبدل به خروس و مرغ مي‌شوند اما درتجارت صنايع طيور يك جوجه مرغ را بعد از توليد اولين تخم مرغش در حدود سن 5 ماهگي مرغ مي‌نامند و جوجه نر را بعد از بلوغ جنسيش كه در حدود سن 5 ماهگي مي‌باشد خروس ميگويند.
تفاوتهاي قابل ملاحظه‌ در صفات ثانويه‌ جنسي بين جوجه‌هاي نر و ماده سبب ايجاد دو شكل مختلف در جنس نر و ماده ميشود.


تفاوتهاي مشخص بين خروس و مرغ عبارتند از:
بدن، تاج و ريش خروس بزرگتر از مرغ است.
در پرنده‌‌هاي تك‌ تاجي، تاج حيوان نر متورمتر و قائمتر است نسبت به جنس ماده كه ممكنه به سمتي خم شده باشد.
سيخك خروس بلندتر از مرغ مي‌باشد.
بانگ خروس با مرغ فرق دارد.
پرهاي خروس نسبت به مرغ داراي رنگهاي متعددي بوده و رنگ پرهاي زينتي خروس تنوع بيشتري دارد.
پرهاي ناحية پشت‌ و ران خروس نسبت به مرغ بلندتر و نوك‌تيزتر مي‌‌باشد.
در دم مرغ  پراصلي وجود دارد اما در خروس علاوه براين پرها، در ناحيه عقب بدن (پشت و ران) نيز پر اصلي وجود دارد.
در تفاوتهاي فوق‌الذكر استثنائي هم وجود دارد مثلاً در  دو نژاد Campine وSebright خروسها داراي پر مرغ گونه هستندعلت اين امر موتاسيوني است كه در يكي از ژنهاي اين دو نژاد ايجاد شد و سبب توليد بيش از اندازه آروماتاز1 (Aromatase) در چندين بافت از جمله فوليكول پرها مي‌شود.
زيرا آروماتازآنزيمي است جهت تبديل آندروژن به استروژن و لذا در فوليكول پر خروسهاي دو نژاد Sebright وCampine هورمون استروژن توليد شده بيشتري وجود دارد با توجه به اينكه وجود استروژن در فوليكول‌هاي مرغ سبب تغيير شكل و توليد پردر گردن و دم مرغ ميشود و مقدار زياد استروژن در فوليكول پرهاي خروس سبب رشد آنها آنچنانكه در مرغ وجود دارد مي‌شود.
همچنين اخته كردن خروسهاي اين دو نژاد بعلت از بين رفتن منشاء آندروژني در فوليكول پرها كه به استروژن تبديل ميشود مجدداً در خروسها شاهد  توليد پرهاي مرغ گونه ميباشيم.  


ژنوتيپ يا فنوتيپ
ايجاد جنس نرو ماده در پرندگان توسط وجود يا عدم وجود كروموزومWW كه شبيه كروموزومY در انسان مي‌باشد كنترل ميشود.
پرندگان نر از نظر ژنتيكي هموزيگوتZZ و پرندگان ماده هتروزيگوت مي‌باشدZW ، درست برعكس پستانداران كه در آنها نرهتروزيگوتXY و ماده‌ها هموزيگوت XXميباشند.
بعد از چند روز كه از لقاح تخمك بگذرد چنانچه جنين ماده باشد در تخمدان چپ(غدة تناسلي ابتدائي) و مقدار زيادي از سلولهاي تمايز يافتة ابتدائي(primordiad germ cells) ديده ميشود.
در روز دهم جوجه‌كشي غدد جنسي به مقدار كافي تمايز يافته‌اند ولذا ميشود جنسيت را بوسيله كالبد شكافي تشخيص داد. در تمام طول مدت رشد جنين به هيچ طريق نمي‌شود از روي مشخصات خارجي تخم‌مرغ جنسيت جوجه را مشخص كرد حتي در هنگام از تخم بيرون آمدن جوجه‌ها (تفريخ) وزن جوجه مرغ با وزن جوجه خروس يكسان است و در آن هنگام فقط در واريته‌هايي باژنتيك خاص ميتوان از روي رنگ پرهايشان جنسيت جوجه‌ها را تعيين كرد در غير اينصورت در زمان تفريخ جوجه نر و ماده هيچگونه مشخصات ثانويه جنسي از خود نشان نمي‌دهند.
بروز صفات ثانويه جنسي پرندگان بالغ در اثر ترشحات هورمون از بيضه و تخمدان مي‌باشد و افزايش صفات ثانويه جنسي در اثر ژنهاي جنسي است كه فتوتيپ آن جنسي را تجلي ميدهد و به توليد آندروژن و استروژن مربوط ميشود.
در خروسها آندروژن مسئول  تحريك رشد تاج و ريش و صوت خاص خروس مي‌شود همچنين رشد سيخك مرغ و خروس به ترشحات بيضه‌اي و تخمداني بستگي دارد و در پرندگان رشد سيخك توسط ژن جنسي كنترل ميشود.
استروژن موجود در فوليكول پرمرغ، مرغ‌گونه بودن پر از لحاظ رنگ پروبال و فرم لبه گرد پر در گردن و دم كنترل مي‌كند.
در نژادهائي كه در آنها مرغ و خروس از نظر رنگ پروبال داراي دو شكل متفاوت از هم مي‌باشند هورمون استروژن باعث كاهش رنگدانه در پرهاي بعضي از اندام ميشود.


دگرگوني جنسي چگونه اتفاق مي‌افتد؟
در بيشتر موارد دگرگوني جنسي ناخواسته ناشي از وجود بيماري‌است كه طي آن به تخمدان مرغ معمولاً تخمدان سمت چپ آسيب ميرسد زيرا در جوجه مرغ معمولاً‌ تخمدان سمت چپ فعال مي‌باشد و در تمام پرندگان تخمدان و اويدوكت سمت راستي عموماً در دوران جنيني تكامل نمي‌يابند.
عموماً وجود علل پاتولوژيكي مثل كيست تخمدان ، غده تخمدان وبيماري غده آدرنال سبب بروز  دگرگوني جنسي مي‌شود زيرا اين علل سبب تحليل رفتن تخمدان سمت چپ شده و در نتيجه باقيماندة بافت تخمدان سمت راست جهت انجام وظايف تخمدان آسيب ديده(چپ) شروع به رشد و تكامل مي‌نمايد.
در احياي دوبارة تخمدان سمت راست ممكن است اين تخمدان خصوصيات بافت تخمدان يا بيضه يا هر دو آنها را بروز دهد و تخمدان سمت راست چنان عمل نمايد كه هم تخمك توليد كند و هم وظايف نرينگي را به انجام رساند(ovotestis) .
گزارش شده كه اينچنين تخمداني(ovotestis) قابليت توليد مني را آنچانكه يك خروس براي توليد نطفه دارد را از خود نشان ميدهد هرچند كه اين دسته مرغهاي تخمگذار هرگز قادر به تخمگذاري و يا انزال اسپرم جهت تشكيل نطفه نيستند اما Ovotedtis با تأثير بر تركيبات استروئيدي و ترشح آندروژن سبب بروز صفات ثانوي جنس نر ميشود آنچنانكه پرنده‌اي كه داراي ژنوتيپ ماده است فنوتيپ جنس نر را از خود نشان خواهد داد.
(1)-آروماتاز يك تركيب پيچيدة آنزيمي است كه تبديل استرول به استراديول را كاتاليزو مي‌كند